به من گفتند…

به من گفتند: عشق آرام تر از خواب می آید

ولی با چشم خود دیدم که چون سیلاب می آید

به قول حضرت حافظ اگر راهش ببندی باز

شبیه شبروان بی اذن و دق الباب می آید

و مثل زلزله یا شعر یا هر چیز غافلگیر

همیشه بر خلاف رمل و اسطرلاب می آید

دلم خوش بود آزادم ولی با چشم خود دیدم

برای ماهی ام با تور و با قلاب می آید

عصایی کو که برخیزم از آوار دلم زیرا

صدای گام های نازک ارباب می آید

ولی نه، این صدای باد یا آهنگ دلتنگی است

که دنبال شما از کوچه ی مهتاب می آید

کجای این قلمرو هستی ای بانوی بی عنوان؟

که سمت بی نشانی هات دل بی تاب می آید

شب و توفان و دریا، گوش کن از عمق تاریکی

صدای دور و نزدیک «مرا دریاب…» می آید

«مرا دریاب زیرا من به چشمت سخت محتاجم»

پی نوشت:

۱) گفتم که بر خیالش راه نظر ببندم

گفتا که شبرو است او از راه دیگر آید

۲)  نزار القبانی:

فحبیبه قلبک یا ولدی

لیس لها ارض او وطن او عنوان

ما اصعب ان تهوی امره یا ولدی

لیس لها عنوان

پسرم
محبوب تو

نه وطنی دارد، نه زمینی، ‌نه نشانی

وه چه دشوار است عشق تو به زنی که او را

نام و نشانی نیست

۳) شب تاریک و بیم موج و…

۶۳ نظرات لـ “به من گفتند…”

  1. ليلا ساتر می‌گه:

    ممنون از حضور ودعوتتان
    خیلی خوب بود
    لذت بردم

  2. روياباقري می‌گه:

    سلام
    مرسی
    شعر تون رو خوندم
    کارخوبی بود
    شعرهای نزار رو هم دوست دارم . خیلی زیاد
    مخصوصا این شعری رو که شما انتخاب کردین

  3. فاطمه قائدي می‌گه:

    به قول حضرت حافظ… سپاس

  4. رها می‌گه:

    سلام بر استادعزیز. دست مریزاد همچون همیشه عالی بود.

  5. دلتنگ می‌گه:

    سلام بر آقای سپیدنامه بسیار زیبا وروان سروده بودید. خوش به حال شما و همنشینان شما که شعرهای زیبای شما رو باصدای خود شما میشنوندزنده باشید.

  6. عشق گاهی زندگی ساز است وگاهی زندگی سوز
    تاپریزاد من از بهر کدامین خواهد آمد!

    سلام. بسیار لذت بردم مرسی
    در پناه مولا باشید
    یا علی

  7. فاضله می‌گه:

    سلام.
    شاید تا گذشته در حیطه ی شعر از اشعار موزون متنفر بودم. که دلیل مشخصی هم داشتم.
    معتقدم در اشعاری که شاعر محدود می شود به جا دادن حرفها در قالب مشخص انگار دستانش با زنجیری بسته می شود و بیشتر در خدمت قالب خواهد بود تا هویت و معنا و طرح اصلی.
    دلیل اصلی این اعتقاد هم برمی گردد به زمانهایی که برای مثال در غزلی با ۱۰ خط شاید ۵ سطر شاعرانه پیدا می کردم ولی در شعری سپید ۹ سطر.
    ولی از زمانی که با وب سایت شما و دوستان محترمتان آشنا شده ام اگر هم اعتقاداتم را پس نگرفته باشم حداقل اجازه دادم کتابهای غزلی هم در قفسه ی کتابخانه ام دیده شود.
    ولی درباره ی غزل زیبایتان باید بگویم به طرز عجیبی عشق را ملموس توصیف کرده است که انگار واژه هایش تک به تک عشق را در ذهن ترسیم می کنند.
    ولی خب به نظرم شاعرانه ترین سطر « عصایی کو که برخیزم از آوار دلم زیرا
    صدای گام های نازک ارباب می آید» است.
    +ممنون از دعوتتان.
    فاضله

  8. فاضله می‌گه:

    سلام.
    ممنون از حضورتان و نظر سازنده تان.
    قطعا ایجاز رکن مهمی در ساختار شعر است خصوصا هایکو.
    ولی من فکر می کنم اگر شعر را به صورتی که شما نگارش کردید تبدیل کنم نمی توانم غافلگیری قاطعانه ای داشته باشم.
    به روایتی دیگر در :
    گلها
    در بهار سرک می کشند از خاک
    فقط برای دوباره دیدن
    لبخند خدا
    من دلیل حیات گلها را دیدن لبخند خدا می دانم. خدایی که همیشه لبخند می زند نه فقط برای روییدن گلها.ولی در :
    گل ها
    بهار
    لبخند خدا
    من به عنوان یک مخاطب و برداشتی که دارم متفاوت از حالت نوشتار قبلی است.
    من به همین دلیل ایجاز کامل را فدای کلیت معنایی شعرم کردم.
    در هر حال این نظر من بود.
    اگر اشتباه می کنم خوشحال می شوم از تذکر.
    ممنون.
    فاضله

  9. عبدالرضا شهبازی می‌گه:

    سلام استاد
    وبلاگ پرنده هم که باشی با نگاهی به مجموعه شعر و عشق این ماه سرگردان به روز شد
    مطلب چاپ شده در دو هفته نامه بیان لر شماره ده مورخ ۱۳/۶/۹۰

  10. مریم صابری می‌گه:

    سلام….

    بسیار زیبا و ستودنی بود. واقعا محظوظ شدم.

    طبع تان زلال…

  11. و مثل زلزله یا شعر یا هر چیز غافلگیر

    سلام شاعر !

    غزل زیبایتان را خواندم و لذت بردم و همین انتطار هم از سپیدنامه عزیز میرود
    واقعا :
    …و عشق بی خبر از راه می رسد
    چونان مسافری که بناگاه می رسد !

    درود وبدرود !

  12. سلام دوست عزیز /بسیار خرسندم که با وب سایت شما آشنا شدم /ممنون که دعوت کردید .حتمااستفاده ی مفید خواهم کرد.

  13. راحله می‌گه:

    سلام
    لذت بردم
    سبز باشید

  14. کورس احمدی می‌گه:

    سلام بهروز نازنین

    از شما غزل شنیدن داره و همیشه با اشتیاق میخونم.

    اما در بیت سوم برای تکمیل غافلگیر یه فعل کننده کم دارد اگر چه میدانم به عمد بوده اما دلیلش رو ندونستم.
    دوستت دارم فراوون.

  15. یونس گرایی می‌گه:

    به خوندن اعتراف یونس گرایی دعوت شدید

  16. محمدرضا رشيدي می‌گه:

    سلام و درود به محضر استاد بسیار زیباپر معنا بود :حه واسم نه یو عشق کلاو دل رواکان!!!با شعر که پو بروزم منتظر نظر ارزشمندتان هستم

  17. حاشيه می‌گه:

    ناب سپید نامه ی عزیزدوست عزیزسلام.با کار تازه ای به روز شده ام و منتظر نظر واقعی شما و مثل همیشه دعوتید به بی تعارفی
    مدتهاست که مساحت وطنم

    مسافتی است از خانه تا به اداره

    -سالهاست که چسبیده ام/ به خانه و زندگی ام

    هر چه می کنم اما نمی چسبد

    نه این خانه / نه این زندگی به من

  18. علی غلامی می‌گه:

    سلام وسپاس به خاطر غزل زیبایت”

    آخرین هواخوری”ومنتظر نظر ارزشمندت……

  19. سلام استاد بسیار زیبا بود. از کلمه ی بانو که در شعرهاتون به کار می برین خیلی خوشم میاد!

    دو سوال استاد: اول اینکه اینجا چه جوری می شه پیام خصوصی گذاشت؟!
    و دوم اینکه قرار بود واسه روش تحقیق عملی بیام دانشگاه آزاد، سرجاشه؟! خبرم می کنین؟

    • بهروز سپیدنامه می‌گه:

      سلام خانم دشتی پور
      برای پیام های خصوصی روی سربرگ پیام عبارت “پیام حصوصی” را بنویسید.
      کلاس های درس روش تحقیق و جامعه شناسی ادبیات انشالله با شروع ترم روزهای دوشنبه برگزار خواهند شد

  20. با سلام خدمت شما باید من را بشناسی شاعر فعال دهه شصت و هفتاد که شعرهایم در مجلاتی چون اطلاعات هفتگی و جوانان امروز به چاپ میرسید آدرس وبلاگ شما را از وبلاگ آقای بخشوده پیدا کرم . به وبلاگ من هم سری بزن و نظر بگذار ممنو ن میشوم

  21. راثی پور می‌گه:

    سلام
    بسیار زیبا بود

    باز هم ما را مهمان اشعار زیبایتان بکنید

    راستی با افتخار لینکتان کردم

  22. محمد محمد یان شمالی می‌گه:

    با سلام
    استاد با یه مطلب در مورد علی رضا آقایی به روزم
    ممنون می شم سر بزنید

  23. سلام استاد
    راستش شاید اگه بگم۱۰ بار میشه که میام در مورد پست جدیدتون نظر بدم دروغ نگفتم.ولی متاسفانه توی اون صفحه تایپ نمیشه.واسه همین اینجا اومدم واسه نظر.
    خیلی دوسش داشتم وبه نظر منکه عالی بود
    ممنونم از دعوتتون.
    وبابت تاخیر منو ببخشید.ایراد از نت بود

  24. علی شکری می‌گه:

    سلام
    غزل بسیار زیبایی خواندم و لذت بردم.
    پیروز و سربلند باشید

  25. بها می‌گه:

    دیدیش خندان وگفتی عشق در رگهای اوست؟
    مستی ات از مستی چشمان چون صهبای اوست؟
    چشم اررقتی که میلغزد به روی چشم تو
    دل غریق آبی چشمان چون دریای اوست؟
    گوشهایت کر.زبانت لال وپلکت منجمد
    چشمهایت محوگیسوی بلند بالای اوست؟
    عاشق ومحمجمالش گشته ای با سوز دل
    دست حق همراه تو دانی چه کس همپای اوست؟
    سلام استاد
    تازه با شما اشنا شدم واز تنها شعری که تا حالا وقت کردم از شما بخوندم لذت بردم
    جدا زیبا بود وبه شما افتخار میکنم
    این فی البداهه طنز ما راهم ببخشید همون قضیه سبو ولیلی وایناست دوستت دارم
    راستی پیرو غزل زیبات بود سایت مشکل داشت تو این شعرتون گذاشتم که هنوز نخوندمش وحتما بعدا کارهای شما رو میخونم واستفاده میبرم
    دست مریزاد
    خوش باشید وسرافراز

  26. aniss می‌گه:

    سلام دوست عزیز از وبت دیدن کردم مطالب زیبایی بودن تبریک میگم به منم سر بزن نظر بده منتظر حضور گرمت هستم

  27. پرتو پاژنگ می‌گه:

    برای اینکه از اشکم نرنجی بی جهت گفتم
    هوا سرد است. دارد از دو چشمم آب می آید!
    واقعا محشر بود….
    جسارت منو ببخشید! زیبایی شعر شدیدا منو به وجد اورد نتونستم ساکت بمونم.هرچند قابل قیاس با ابیات شعر زیبای شما نیست…

  28. رضا خوب آیند می‌گه:

    سلام استاد عزیز
    امیدوارم حالتون خوب باشه.من دوسال پیش دانشجوی شمابودم(تربیت معلم مدرس).خیلی شما رو دوست دارم وشما رو به عنوان الگوی خودم قراردادم.واینکه درسمو دررشته ارشدجامعه شناسی دارم ادامه میدم واینکه هنوز مجرد موندم.ارادتمند شما رضاخوب آیند ازدهلران

  29. Rabyaa می‌گه:

    لیس لها ارض او وطن او عنوان

    Kas ka Awaray del bu, har abet Awaray Alam bet
    !Zor rasa

  30. پورمند می‌گه:

    باسلام واقعا زیبا بود درودبه استادعزیزم ازخداوند منان برای چنین استاد پراستعدادی ارزوی تنی سالم لبی خندان خواهانیم….. قاصدک شعرمراازبرکن…..بروآن گوشه باغ….سمت آن نرگس مست…وبخوان درگوشش….یادتولحظه ای ازیادنخواهدرفت…..

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |