شام غریبان

      به حضرت زینب (س)

سرش را در بغل می گیرد و آرام می گرید

میان خلوت ویرانه های شام می گرید

نوازش می کند رخسار خاک آلوده ای را که

گُل سر از مغیلان بسته و آرام می گرید

و زینب هم نوا با ناله های تلخ این کودک

که می نالد دمادم : عمه جان بابام ؛ می گرید

به یاد آنکه در هنگامه های شور و سرمستی

به خون پاک خود مردانه بست احرام، می گرید

به یاد عشق جاویدی که با خونین ترین تعبیر

برادر را ز خجلت می دهد پیغام می گرید

همان که آب تا روز قیامت از سر حسرت

که ماند از کام خشک اش همچنان ناکام می گرید

– بخواب ای کودک نازم، بخواب ای نوگل تنها

 [زنی در خلوت ویرانه ها گمنام می گرید]

میان کوچه ها بعد از هزاران سال با زینب

زمین و آسمان با سنج و با دمام می گرید

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |