عطر قرنفل

       به حضرت علی اکبر (ع)

به اسبش هی زد و زلفش میان بادها گُل کرد

تمام دشت را سرشار از عطر قرنفُل کرد

نگاهش آهوان خسته را مدهوش خود کرده است

لبانش سنگ های تشنه را غرق تغزُل کرد

و بسم الله رویش – صبحگاهان بنی هاشم –

بیابان های دنیا را پر از تحریر بلبل کرد

…پدر از دور می بیند که در گرد و غبار دشت

پسر کم رنگ و مبهم می شود اما تحمل کرد

زره گُر می زند بر ارغوانش حلقه در حلقه

به سمت خیمه ها برگشت و بندش را کمی شُل کرد

پدر از دور می بیند که سر بر می زند خورشید

تمام اشتیاقش را برای دیدنش پل کرد

به قدر یک خدا حافظ، سلامی کرد و جاری شد

و با پیغمبر خورشید و باران ها توسل کرد

حسین آرام می گرید بهار خون چکانی را

که مثل غنچه ها آهسته در دامان او گل کرد

۳۷ نظرات لـ “عطر قرنفل”

  1. سلام استاد سپید نامه عزیز . ضمن عرض تسلیت به مناسبت این روزا . با ترانه ای بروزم . خوشحال میشم نظرتون رو بدونم …

  2. نرگس می‌گه:

    سلام
    بسیار عالی هست
    خیلی به دلم نشست
    عالیست

  3. تشمال می‌گه:

    سلام استاد.منتظر رزومه تان هستیم و اگر زحمتی نیست لیستی از دوستان نخبه رشته های انسانی

  4. علی یاری می‌گه:

    خواندم بهروز جان.
    شور و شعور رو به هم آمیختی. اجرت با خدای حسین.

  5. ماریا می‌گه:

    با سلام
    استاد از غزل زیبایتان ممنون
    با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما .
    قبول باشد.

  6. شاگرد می‌گه:

    و بسم الله رویش – صبحگاهان بنی هاشم –

    وای استاد من عاشق این شعرتونم … درود بر شما و قلم شیرینتون قبول باشه ان شاءالله

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |