پهلوی تو نشسته ام ای جان شکسته تر

پهلوی تو نشسته ام ای جان شکسته تر

از باور تمام درختان شکسته تر

«در» شعله می کشد و از آن سوی «در» کسی

در زیر لب تلاوت قرآن شکسته تر

آن سوتر آبروی زمین و زمان، علی

از هق هق شکسته ی باران شکسته تر

زینب کنار ثانیه ها آب می شود

از گریه های شام غریبان شکسته تر

بر زانوان خسته ی مولا شکسته ریخت

اندوه کودکان پریشان شکسته تر

شب بود و ناله بود و علی بود و بوریا

اشکی که می رسید به دامان شکسته تر

ای آبروی گریه ی شب های بی کسی

چشم مرا دوباره بلرزان شکسته تر

«در» شعله می کشد به خدا شعله می کشد

در باور همیشه ی دوران شکسته تر

۴۵ نظرات لـ “پهلوی تو نشسته ام ای جان شکسته تر”

  1. صادق عزیزی(تاۊ) می‌گه:

    سلام استاد
    سری به ما بزنید
    با “فه ده وی” به روزم

  2. ویداوکیلی می‌گه:

    سلام جناب سپیدنامه ی عزیز…خوشحالم کردین که به بندتنهاییم اومدین ونظردادین…همین باعث شدتابیام وزیبایی کلام وتوانایی فوق العاده تون درسرودن رادریابم…خیلی پیش ازاین میشناختمتون وارادت داشتم اماحالاخوشحالم که بهترمیتونم باهاتون درارتباط باشم…باافتخارلینکتون کردم…

  3. ویداوکیلی می‌گه:

    سلام وسپاس ازاین همه زیبایی…

  4. ادیب می‌گه:

    باسلام وادب
    تشنه ی نقدتانم استاد..

  5. علی عابدی می‌گه:

    سلام.
    من از این قسمتش بیشتر خوشم اومد:

    آن سوتر آبروی زمین و زمان، علی

    از هق هق شکسته ی باران شکسته تر

    زینب کنار ثانیه ها آب می شود

    از گریه های شام غریبان شکسته تر

    جاهای دیگه اش زیباتر از این میتونست بشه.
    خوشحال میشم به وبلاگ من سر بزنید.
    منتظر نقدتون برای شعر”خواب آخر”هستم.

  6. سلام استاد…

    خواندم و آموختم…

    با دو غزل تازه و… بروزم و منتظر حضور ارزشمندتان هستم..

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |