پهلوی تو نشسته ام ای جان شکسته تر

پهلوی تو نشسته ام ای جان شکسته تر

از باور تمام درختان شکسته تر

«در» شعله می کشد و از آن سوی «در» کسی

در زیر لب تلاوت قرآن شکسته تر

آن سوتر آبروی زمین و زمان، علی

از هق هق شکسته ی باران شکسته تر

زینب کنار ثانیه ها آب می شود

از گریه های شام غریبان شکسته تر

بر زانوان خسته ی مولا شکسته ریخت

اندوه کودکان پریشان شکسته تر

شب بود و ناله بود و علی بود و بوریا

اشکی که می رسید به دامان شکسته تر

ای آبروی گریه ی شب های بی کسی

چشم مرا دوباره بلرزان شکسته تر

«در» شعله می کشد به خدا شعله می کشد

در باور همیشه ی دوران شکسته تر

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |