انگشتی که تا قعر این قصه تلخ است

دومین مجموعه ی شعر سامان بختیاری با عنوان «انگشتی که تا قعر این قصه تلخ است» بهار ۱۳۹۱ توسط انتشارات داستان سرا و در شمارگان ۱۰۰۰ جلد چاپ شد. این مجموعه شامل ۳۱ شعر سپید است که به بردیا، برنا و شاعرانگی مادرشان تقدیم شده است. سامان بحتیاری از شاعران خوش آتیه ی استان ایلام است که به خوبی توانسته است مسیر خود را در عرصه ی شعر پیدا کند. از سامان پیشتر از این شاهد چاپ مجموعه ی شعر «زنگ آخر جهان » بودیم. بختیاری شعر را در قالب های کلاسیک و غیر کلاسیک به خوبی می شناسد. آثار منتشر شده از او گواه روشنی بر این مدعاست.

 پنجشنبه ۲۲ تیرماه در سالن اجتماعات حوزه ی هنری استان ایلام  از این مجموعه ی وزین  رونمایی به عمل آمد. در این مراسم دو تن از شاعران خوب استان و کشور، آقایان حبیب الله بخشوده  و جلیل صفربیگی مطالبی عنوان نمودند. برای سامان بختیاری روزهای خوبی آرزومندیم. با هم سه شعر کوتاه از او مرور می کنیم:

شعر می میرد!

سپرده ام خودکار بیاورند تا کلمات را بخوابانم

نبض این سطر را ببندم به نوسان جوهر

بعد ساده بگویم:

می بینید، زندگی در یک سطر هم شدنی ست

دیر وقتی ست جا مانده ام از کاغذ و هرچه کلمه می پوشم باز سردم است

به پسرانم سپرده ام

شب ها که به خانه می آیند

آهسته تر گریه کنند

تا شعر آسوده تر بمیرد.

 جایی اندک

یک وجب خاک

یک وجب خانه

یک وجب جغرافیای مشخّص

در این یک وجب جا چقدر جا برای دوست داشتنت بسیار اندک است

 ماهیگیر

ماهی ها از رودخانه برگشتند

با قلابی بر دوش و

ماهیگیری در آغوش

 

 

 

۱۴ نظرات لـ “انگشتی که تا قعر این قصه تلخ است”

  1. سلام بهروز عزیز همانطور که در جلسه ی رونمایی در بیوگرافی خود گفتم افتخارم همنفسی و قدم زدن در هوای شعر استادی چون شماست .ارادت من به تو قلبی و مدام است

  2. خاطره می‌گه:

    به آقای بختیاری صمیمانه تبریک می گم . کتابشون را چندبار خوندم و انصافا لذت بردم

  3. سلام استاد عزیز
    خیلی دوست داشتم در رونمایی حضور داشته باشم شما و دیگر دوستان رو زیارت کنم اما حیف که فاصله ها حریف قدری هستند به من سر بزنید بی نهایت خوشحالم کردید گاهگاهی مرا خوشحال کنید استاد

  4. نگاه علیرضا نوری به مجموعه ی انگشتی که تا قعر این قصه تلخ است

  5. تسنیم می‌گه:

    غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود
    در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود
    می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
    خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود
    تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟
    حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود
    تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
    از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود
    باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟
    تو دلت را جای من بگذار شاعر می‌شود
    گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم
    از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

  6. taraneh می‌گه:

    سلام.ما هم تبریک میگیم به هرکی کتابش چاپ شده و هرکی میخواد چاپ کنه . عمو بهروز داستان منو نمیخونی؟

  7. سلام
    چه سلیقه ی خوبی داشت کسی که به این شعرها سپید گفت
    به نظرم این شعرها دو دسته اند:
    دسته ای زیبا دلنشین و نشسته بر قله های سپید اندیشه
    و دسته ی دیگر الفاظی سرد و بی روح مثل یک مرده کفن پوش
    و هر دو سپید!

  8. سلام استاد
    با یه ترانه به روزم و منتظر…
    یا علی

  9. مستوفي می‌گه:

    سلام بزرگوار
    با احترام دعوتید به نقد

  10. کاظم فیض الهی می‌گه:

    سلام
    در یک وجب کتاب یک دنیا اندیشه سامان یافته است.
    با ارزوی موفقیت برای شما استاد گرامی و تبریک و شادباش به بختیاری عزیز

  11. ظاهر سارايي می‌گه:

    درود بر بهروز سپیدنامه‌ی عزیز و سامان بختیاری دوست‌داشتنی. چاپ کتاب را صمیمانه به سامان تبریک می‌گویم و برایش توفیق افزون‌تر آرزومندم. هنوز کتاب را ندیده‌ام اما از نزدیک با شعرهای ایشان آشنایم و طبع بلندشان را می‌ستایم. بدرود

  12. مریم می‌گه:

    سلام.من عاشق شعرم. میگم میشه من شعری رو که خودم گفتم رو براتون تو نظرات بنویسم و شما برام نقدش کنین؟ اگه میشه این کارو بکنم تو وبلاگم بهم خبر بدین تا بیام شعرمو بنویسم.مرسی.

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |