تاج خاری است بر سرم…

زندگی قصه‌ای است سر در گم زندگی بختکی است طولانی

راه امروز و راه فرداها گم شده در مدار حیرانی

.

تاج خاری است بر سرم اندوه دست هایم به زخم آغشته است

سرنوشتم صلیب تنهایی است روی تل های نابسامانی

.

باز هم پنجه‌های خون‌آلود جامه‌ام را دریده می‌خواهند

چشم های پدر نخواهد دید بعد از این جز شب پریشانی

.

ای نفس های آخر فانوس ای دل ای زورق به گِل مانده

آسمان کدام اقیانوس در نگاه شماست زندانی؟

.

ریشه‌ام را ز خاک ها برکن این گَوَن ذوق آسمان دارد

ای نسیم ای مسافر تنها قاصد روزهای بارانی

.

در کران های بی کران چندی است خط پرواز را نمی‌بینم

چشم هایم ز پای افتاده است یا افق می‌رود به ویرانی؟

.

ای پرستوی آشیان بر دوش بال در بال آسمان تا کی؟

گویی از یاد برده است ایام نوبت ما ز کاسه گردانی

.

چون سمندر ز آتش سوگند بارها جان خود بدر کردم

آتش تازه را چه سازم من در نیستان بیت پایانی

۵۹ نظرات لـ “تاج خاری است بر سرم…”

  1. حجت يحيوي می‌گه:

    درود برشما دوست شاعر
    واقعاغزل زیبایی بود دست مریزاد!
    بااحترام دعوتید به خوانش ونقد

  2. پرتو پاژنگ می‌گه:

    سلام استاد. با یه غزل به روزم. دعوتید به خوانش و نقد…

  3. رستمي می‌گه:

    سلام بهروز جان
    عالی و استخواندار توأم با دردمندی انسانی که آگاهیش دادند…
    دست مریزاد
    فقط اگر اندکی فونتها را ریز کنی که مصراع ها دو خطی نشوند به زیبایی بصری متن خیلی کمک کرده‌ای

  4. شکری زاده می‌گه:

    سلام …

    گویی از یاد برده است ایام نوبت ما ز کاسه گردانی!!!

  5. کلاغک می‌گه:

    سلام و درود بر شما
    دریچه با تهدید به افشای رحمت (!) به روز شد [گل]

  6. رها می‌گه:

    استاد گرامی سلام خوشحال می شوم دست نوشته های شما را بر دلنوشته هایم میزبان باشم تا همیشه

  7. عظیمی می‌گه:

    سلام
    غزل روان و یکدست و پخته و ماهرانه ای بود.
    ممنون از دعوت و حضور ارزشمندتون
    یاحق

  8. او می‌گه:

    سلام و ارادت به
    حضرت غزل و جناب سپید نامه.
    از لطف شما سپاسگزارم

  9. سعیدی می‌گه:

    درود بر آن یار دیرین و شاعر ارجمند و گران سنگ! خوشحال شدم از زیارت روی ماه وبلاگ و از خواندن شعر های دل نشین و زیبای تان گرامی

  10. سلام استاد
    وای خدای من چقد خوشحال شدم وقتی کامنت شمارو دیدم .باور کنید امروز خیلی حالم بد بود اما با دیدن کامنت شما حسابی انرزی گرفتم. خیلی دوستتون دارم شما با احترام تمام قد یک شاگرد لینک میشین البته با اجازه!بازم ممنونم که سر زده اومدیدو چشممو روشن کردید.خیلی دوستتون دارم استاد

  11. ساحل موسوی می‌گه:

    سلام استاد عزیز
    واقعانوشته هاتون زیبا هستن
    خیلی خوشحال میشم میزبان حضورشما باشم
    برای دیدن مطالب وب سایتم با وجود شما استادعزیز نمیشه گقت شعرولی چند بیتی خط خطی دارم

  12. امید می‌گه:

    سلام همین هفته پیش در جشنواره سوره ارومیه شما را دیدم. خیلی خوب حرف زدید و اطلاعات خوبی هم داشتید. ولی نتایج داوری را که دیدم سرخورده شدم.
    بازارگرمی برای چه بود؟ وقتی بخش آزادی قرار نبود باشد چرا در فراخوان ذکر شد؟ چرا داوری ها و برگزیده ها هم از بخش موضوعی انتخاب شد؟
    هیچ اشکالی ندارد بخش موضوعی باید باشد ولی بخش آزاد بخش آزاد است
    میدانم خیلی شما مقصر نیستید. ولی این را میدانم بخش آزاد نمیبود خیلی شرکت کننده کم می شد و روی خوشی نداشت.
    دوست داشتم نظر شما را در مورد شعرهایم بدانم. ولی هیاهوی اینگونه جشنواره ها را دوست ندارم.

    • بهروز سپیدنامه می‌گه:

      به نام خدا
      سلام امید جان
      همانطوری که میدونی من و دو نفر دیگر از عزیزان، داور مرحله ی اول شعر کلاسیک جشنواره ی دهم شعر سوره بودیم داوری شعر سپید به عهده ی سایر عزیزان بود. ما بر اساس فرم های داوری از بیت حدود ۵۰۰ شعر کلاسیک ۱۰۰ نفر را به مرحله ی دوم معرفی کردیم داوران مرحله ی اول شعر سپید نیز همین روند را طی کردند. قضاوت نهایی به عهده ی ۶ تن دیگر از داوران بود (۳ تن مربوط به شعر کلاسیک و ۳ نفر داور شعر سپید) که از بین افراد راه یافته به مرحله ی نهایی نفرات برتر را انتخاب کردند. با نظر شما در خصوص سهم بخش آزاد و گستره ی آن موافقم بهمان روزها به مسئولین منتقل کردم و دوباره یادآوری خواهم کرد. حتما بهت سر می زنم و نظرم را راجع به شعرهای قشنگت خواهم گفت.

  13. زینب می‌گه:

    با یک غزل کهنه نو شدم. منتظرم که تازه ترم کنید

  14. آرش شفاعي می‌گه:

    درود سپیدنامه عزیز. سالهاست ندیده امت و دلتنگم. شعرت همچنان براوج است. گاهی به خانه ما هم سری بزن. درود

  15. شهرام شرفی می‌گه:

    با درود
    همواره و هر روز با وبلاگ گفت‌وگولر به روز باشید!

    وبلاگ گفت‌وگولر/ شهرام شرفی

  16. میثم داودی می‌گه:

    سلام استاد عزیز
    غزلی زیبا با زبانی محکم و استوار خواندم
    واقعا تبریک میگم
    ان شاءالله « تا باد چنین بادا … »
    و ممنونم از نظراتتون
    به امید دیدار

  17. زنبق سلیمان نژاد می‌گه:

    آسمان کدام اقیانوس در نگاه شماست زندانی؟
    لحظات زیبایی با این غزل گذشت.ممنون از طبع جاری شما استاد.

  18. سلام
    زیبا بود و خواندنی
    درست مثل همیشه.
    .
    .
    .

    “آسمان کدام اقیانوس در نگاه شماست زندانی”

  19. کورس احمدی می‌گه:

    سلام و درود بر بهروز همواره نازنین

    خواندن یه غزل با این طراوت ذاتی و روح شاعرانه ای که بهروز سپید نامه در آن دمیده باشد تا مدت ها انر ژی خواهد داد .

    قلم و قلبت همواره پر طنین باد نازنین.

  20. سلام استاد
    شعرتون رو خوندم غزل زیبایی بود
    بیت تاج خاری است بر سرم اندوه خیلی زیبا بود
    موفق باشید

  21. سلام آقای سپیدنامه
    با غزل تازه ای بروزم و خیلی مشتاقم که نقدتان را بشنوم.
    سپاس

  22. او قصه ی اجتمــــــاعی تلخی بود

    آواز بم سمـــــاعی تلــــــخی بود

    با حول و ولا… زندگی اش می چرخید

    آری پدرم ربــــــاعی تلــــخی بود !

    سلام.خواندمت و لذت بردم. دعوتین به چند رباعی. منتظر نقد شما هستم

  23. حمید مرادی می‌گه:

    سلام و ارادت…

    ای پرستوی آشیان بر دوش بال در بال آسمان تا کی؟
    گویی از یاد برده است ایام نوبت ما ز کاسه گردانی

    هر چه بیشتر می خوانمش بیشتر …

    جاودانگی ات را آرزو می کنم استاد.

  24. درود بر استاد بهروز
    زیبا و سرشار از انرژی بود

  25. كيومرث مرادي می‌گه:

    سلام!
    طبق معمول غزل زیبایی از شما خواندم!دمت گرم و سرت خوش باد همواره!

  26. باسلام و احترام؛

    غزلتون رو خوندم واقعا خیلی زیبا بود

    به روزم و منتظر نقد جناب عالی .

  27. سی ما می‌گه:

    سلام استاد
    استفاده کردیم
    ممنونم

  28. مقنی می‌گه:

    غزل ناقصی اگر دوست داشتی بخوانی بیا

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |