سلام ای ماه…

سلام ای ماه مهجور زمستانهای ابرآلود!

چرا دیگر نمی‌تابد سرودت از محاق رود؟

.

مگر روح اساطیر کهن باران بباراند

به روی سرزمین های اسیر حلقه‌های دود

.

به روی بام ها آیینه‌ها گرم تماشایند

افق های تباهی را برآ ای طلعت موعود

.

نفیر کوزه‌های تشنه ی اعصار می‌گوید:

که عشق – این ماه سرگردان- زمانی این حوالی بود

.

تو را با خوشه ی پروین همیشه جستجو کردم

از آن روزی که از پردیس جاویدان شدم مطرود

.

دلم را این پرستوی غریب آشیان بر دوش

بهار خاطراتت خوانده تا آفاق نامحدود

.

الا ای ماه مهجور زمستان های ابرآلود!

تو را تا کهکشان زخم موزونی دگر بدرود

۴۷ نظرات لـ “سلام ای ماه…”

  1. سلام بر بهروز عزیز پنجشنبه ۲۲تیر ماه در حوزه هنری رونمایی از مجموعه شعر انگشتی که تا قعر این قصه تلخ است انجام می شود منتظر حضور گرم شما هستم (ساعت ۵ عصر )

  2. سلام
    .
    .
    “نفیر کوزه‌های تشنه ی اعصار می‌گوید:

    که عشق – این ماه سرگردان- زمانی این حوالی بود”

    واقعا عالی بود بویژه این بیت

    لذت بردم
    پایدار باشید

  3. ارغنون می‌گه:

    سلام استاد
    غزل زیبایی است با زبانی فاخر که البته درکش از عهده ی هر کسی برنمی آید.خدا سایه ی شما را بر سر ادبیات این شهر حفظ کند. برقرار باشید.

  4. تداعی می‌گه:

    سلام استاد عزیزم بسیار جالب بود

  5. لیلا حسنوند می‌گه:

    الا ای ماه مهجور زمستان های ابرآلود!

    تو را تا کهکشان زخم موزونی دگر بدرود

    سلام جناب سپید نامه
    غزل زیبایی از شما خواندم و در سطر سطر واژه ها حس شاعرانه ای در اوج جاری بود.

    و با نگاهی به مجموعه ” به دنبال گوهر رویش ” دفتر شعر سیاوش پور افشار بروزم .

  6. عباس جنتی می‌گه:

    سلام جناب سپید نامه عزیز

    بسیار زیبا است

    استفاده بردم

    شاعر بمانید

  7. سلام و احترام استاد

    با گزارش جلسه هفتم به روزیم

  8. ع.ا.بسطامی می‌گه:

    سلام. فکر کنم از عمر این غزل یکی دوسالی میگذره چون قبلاً خواندمش اما نمی دانم کی . غرض اینکه نکنه سپیدنامه عزیز ما در این مدت غیر از این غزل ، دل نوشته تازه تری برای امام زمانه اش نسروده باشد .
    به هر صورت بلندی طبعت ( به هر دو معنا ) سقف توقع ما را از شاعرانگی ات بالا برده است

    • بهروز سپیدنامه می‌گه:

      سلام و احترام بر حاجی بزرگوارم
      تمامی شعرهای آیینی ام در مجموعه ای مستقل به نام «عقیق و ارغوان» چاپ کردم در آن مجموعه کارهای تازه ای وجود دارد. اعتقادم به حفظ شأن و منزلت اهل البیت عصمت و طهارت مانع از آن شد شعرهایی که برای این خاندان شریف سروده ام قاطی بقیه ی کارهایی کنم که در مجموعه ی غزل «و عشق ای ماه سرگردان» چاپ کرده ام. امیدوارم که مرضی آن آستان مقدس باشد. که اگر نور آن عزیزان نباشد این سایه نیز عدمی بیش نخواهد بود

  9. ادیب می‌گه:

    دوبیتی های ناب عاشقانه..

  10. محدثه امینی می‌گه:

    درود.
    خواندمتان-زیبا بود.
    ممنون از دعوت.
    موفق باشید استاد.

  11. درود بر شما.
    اگه حمل بر جسارت نشه من فکر میکنم می شه با وسواس و ظرافت بیشتری نوشت. به هر حال محتوای کار رو پسندیدم اما غزل خوب نوشتن هم ریاضت خاص خودشو می خواد!

  12. زهرا نعمتی می‌گه:

    درود شاعر

    بسیار دلنشین بود..

    به روزم ودعوتی

  13. سلام
    دعوتید به یه سپید و نقد
    منتظر نگاه نقادانه شما هستم
    مرسی

  14. Rabyaa می‌گه:

    دلم را این پرستوی غریب آشیان بر دوش

    بهار خاطراتت خوانده تا آفاق نامحدود

    .Thank you Ostad. I enjoyed it very much

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |