لولاک لما خلقت الافلاک

غزلی دیگر تقدیم به ساحت مطهر پیامبر اعظم (ص)، آفتابی که انکارش ممکن نیست

 

پنجره ی دیدار

آن که حتی به جمادی نرسید آزارش

طعمه ی سنگ شده پنجره ی دیدارش

.

شیشه ی عطر نبی را به لجاجت نزنید

که جهان پُر شود از رایحه ی سرشارش

.

آفتابی است به زیبایی اقرار وجود

چه شگفت است از این شب پره ها انکارش!

.

کهکشانی است به سمت ابدیت جاری

گر چه شب تا به ثریا بکشد دیوارش

 .

روی او آینه در آینه با حضرت دوست

و چه زیباست  در این آینه ها تکرارش

.

کوچه باغی است پُر از عطر گُل نرگس و یاس

رازقی های شکوفا شده در گفتارش

.

حافظ از ظلم گرانی که روا شد به رسول

ریخت در تُنگ غزل دیده ی آتشبارش:

.

«جای آن است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابن که خزف می شکند بازارش»

۱۰۵ نظرات لـ “لولاک لما خلقت الافلاک”

  1. بشیر زارعی می‌گه:

    سلام.

    به خوانش یک شعر نیمایی دعوتید.

  2. نادرجابری می‌گه:

    سلام

    پروردگار سرخ تر از سیب صورتت
    هرگز از آسمان خیالش نچیده است…. نفرین خداوند بر شیاطین زمین

    به روزم و منتظر حرفهایتان

  3. علي شيرازي می‌گه:

    سلام
    با سه سروده‌ی آخرم چشم به راه شما دوست گرامی هستم

  4. سلام ودست مریزاد شاعر
    مثل همیشه فخیم و زیبا

    .

  5. سلام با تعدادی رباعی بروزم

  6. ادیب می‌گه:

    آنقدر دلش عاشق و پابند علیست

    لبخند خدا شبیه لبخند علیست

    آیات دگر آینه جیبی هستند

    آیینه ی قدی خداوند علیست
    .
    .
    .
    .
    .
    به نگاهم بنشین[گل]

  7. سلام دوست عزیز…

    بی بهانه چون روزهای آشفته پاییز به روزم
    با احترام و افتخار دعوتید به جشن واژه هایم…
    [گل][گل][گل]

  8. سلام برادر
    احسنت به شما
    عالی و عمیق

  9. سجادیفر می‌گه:

    سلام استاد ممنونم. اگه اجازه بدید لینکتون کنم

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |