ساعت به وقت دریا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به یاد دوست عزیرم، شاعر صمیمی و توانای جنوب، خلیل عمرانی که روز یکشنبه  ۱۹ آذر ۹۱ جاودانی شد

بیدار شو خلیل…

.

شوخی نکن خلیل که وقت مزاح نیست

چشمان تو مسافر آن دور دورهاست

دریا به وقت شرعی چشمان ساکت ات

لبریز از ترانه ی شوق حضورهاست

.

.

شوخی نکن خلیل که دریا کنار تو

شرجی ترین ترنم مردان بندر است

پلکی بزن که موج بخواند برای ما

از چشم پاک تو غزلی را که از بر است

.

.

این جاشو شکسته بدون نگاه تو

هی گیج می زند به خدا گیجِ گیجِ گیج

پلکی بزن که راه به خشکی برند باز

این لنج های گم شده در وسعت خلیج

.

.

بیدار شو خلیل که بی شور شعرهات

دنیا برای جمع رفیقان پر از غم است

احساس می کنم که اگر خون بریزد از

چشمان ما برای شما بازهم کم است

.

.

با ماسه های ساحل دریا دویده ایم

اما به روشنان نگاه تو راه نیست

ما در کنار پبکرت از دست می رویم

بیدار شو خلیل که وقت مزاح نیست

 

۵۴ نظرات لـ “ساعت به وقت دریا”

  1. رامین می‌گه:

    سلام دوستت رانمیشناسم ولی زیبابراش سرودی مرحبا

  2. کاظم فیض الهی می‌گه:

    سلام
    صلواتی برای شادی روحش.

  3. پرتو پاژنگ می‌گه:

    سلام استاد. میخوام یه جسارت بکنم! من منظور شما رو از “با ماسه های ساحل دریا دویده ایم” نمیفهمم. فکر نمی کنید اگه به جاش می نوشتید “بر ماسه های ساحل دریا دویده ایم” درکش راحت تر میشد؟ البته عذر می خوام که جسارت کردم. شاید اشکال از درک منه…

    • بهروز سپیدنامه می‌گه:

      با سلام و تشکر از دقت نظرتان .قصدم شخصیت دادن به ماسه ها (personafication) است و این که دریا و تمام عناصرش با من بی تاب شده اند

  4. پرتو پاژنگ می‌گه:

    الآن متوجه شدم. مرسی…

  5. طرفدار می‌گه:

    سلام
    شعرتان قابل توصیف نیست ولی عشق کمی از آنرا توصیف میکند «تسلیت»

  6. سپرسو

    طعم تو را داشت

    در کافه ای که مرد همیشگی اش بودم…

    سلام دوست گرامی،با دو ورق خط خطی از سیاه مشقهایم به روزم،گذری و نظری.از نقد و نظرات شما خرسند خواهم شد.بر قرار و پاینده باشید.یا حق

  7. سلام بهروزجان

    همین پارسال بود که در زاهدان در خدمتش بودیم. از دست یکی از دست اندرکاران جشنواره ناراحت و عصبی بود. خیلی مرد شریف و بزرگواری بود و افتاده و عرش پیما و خاک نشین.

    احساسی که در این چارپاره است را به خوبی درک می کنم. از خواندنش متأثر و متألم شدم. درود عزیز

  8. سمیه می‌گه:

    خدا رحمتشان کندمرگ بیرحم ناگزیری است

  9. پاک سرشت می‌گه:

    سلام جناب سپید نامه

    یادش گرامی

    به این بنده سر بزنید خوشحال می شوم و نظراتتان را با جان ودل پذیرا هستم

  10. سلام!
    دعوت ات می کنم برای خوانش یک مثنوی!

  11. محقق می‌گه:

    سلام
    سرعت شعر مثل موج ها بود.
    نفهمیدم کی شعر تمام شد
    و هی دریغ می خورم که با مرحوم عمرانی ارتباطی نداشتم

  12. مقنی می‌گه:

    رفتی ولی کجا که به دل جا گرفته ای
    دل جای توست گرچه دل از ما گرفته ای
    بگذار تا ببینمش اکنون که می رود
    ای اشک از چه راه تماشا گرفته ای
    روحشان شاد مرد نازنینی بودند
    ده سال پیش با ایشان نشستیم و خاطره ی یک جشنواره ی شعر کشوری را دوره کردیم
    یادشان همیشه گرامی
    شعرتان عالی بود و در شان بزرگی مثل شادروان عمرانی
    با غزلی به روزم و منتظر قدمتان

  13. با ماسه های ساحل دریا دویده ایم

    اما به روشنان نگاه تو راه نیست

    ما در کنار پبکرت از دست می رویم

    بیدار شو خلیل که وقت مزاح نیست
    درود استاد
    چه زیبا و صمیمانه سروده اید در وصف و فقدان از دست دادن همچین مرد بزرگی
    به شما و جامعه ادب و هنر تسلیت عرض می کنم مرگ این ادیب بزرگ را
    یادش گرامی و مانا باشید

  14. محمد شیرازی می‌گه:

    سلام.با سپاس از اظهرنظر کارشناسانه تان درباره ی ترجمه ی قبلی ام “رود غمها” با ترجمه ی شعر دیگری از نزار با نام “گربه ی شامی من” به روزم و منتظر نقد و نظرتان.پاینده باشید.

  15. میثم داودی می‌گه:

    سلام استاد عزیز
    ضمن تسلیت به شما و خانواده شعر باید بگویم
    شعرتان لبریز از عاطفه و تصویر بود …ممنون
    « یک ایستگاه خاطره » با دو شعر بروز است و منتظر قلم نقد شما …

  16. دریا به وقت شرعی چشمان ساکت ات

    لبریز از ترانه ی شوق حضورهاست

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    سلام
    زیبا سروده اید ….
    روحشان شاد و یادشان گرامی
    یا علی

  17. h z می‌گه:

    سلام
    دوست عزیزم با یه رباعی بروزم و
    تورا چشم در راه[گل]

  18. زارعی می‌گه:

    سلام استاد-ارادت
    دست مریزاد واقعا

  19. محمد روزبهاني می‌گه:

    خدا رحمتش کند. یکسالی تو یه خیابان زندگی می کردیم و من نمی دانستم تا اینکه پلاکارت فوتش را دیدم و خیلی متاثر شدم روحش شاد

  20. سلام
    با صلواتی برای شادی روحش.

  21. علي می‌گه:

    سلام همسفر!
    سوگواره ای زیباست. نام خلیل جاودان و یادش بخیر!
    ونگاه بسیار روان و ساده و بی پیرایه اش دوستمان بود. من تازه با خبر شدم ناراحت شدم خیلی زود بود هنوز می توانست بوی عطر این بوستان راتکثیر کند !
    چقدر غافلگیر شدم بهروز جان! دلم تنگ شد باهاش کار کردم بی ادعا، صمیمی، کم حرف و… روحش شاد و یادش گرامی باد!

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |