رابینسون کروزو من ام

رابینسون کروزو من ام،

در جزیره ای سرگردان

که هیچ نقشه ای،

آدرسش را از بر ندارد

و هیچ قطب نمایی،

به سمت اش نمی چرخد.

رابینسون کروزو من ام،

که بطری های شراب را سر می کشم

و نامه های استغاثه را

در آب می ریزم

برای خدا.

از جزیره ای

به وسعت گمنامی

مردی که با درختان

نجوا می کند

و چوب خط روزهایش را

شعری می سازد

برای صخره هایی

که لگد کوب امواج اند.

من ام

من؛

که کلبه ای ساخته ام بر فراز تپه ها

که از پنجره اش

هر روز دریا را

ورق می زنم

بی که همسایه ای باشد

جز میمون هایی

که درختان نارگیل را بالا می روند

تا اشتهای آسمان،

و پرندگان رنگین بالی

که رویای خاکستری ام را

پر رنگ می کنند.

رابینسون کروزو من ام

که دریا را

به حسرت کشتی هایی نشسته ام

که بندرگاهشان

فراتر از آرزوی من است،

بندری که هیچگاه

در تنهایی ام پهلو نمی گیرد.

در ساحلی

که سرشار از

بطری های شکسته است

و خمیر کاغذی

که غذای ماهیان کوچک است.

رابینسون کروزو من ام

رویایی در زیر دندان بومیان آدمخوار

و کوسه هایی

که زورق ام را

به تمسخر، دندان تیز می کنند…

رابینسون کروزو من ام

در خانه ای که جزیره ی من است

با کیسه های زباله ای

که سرشار از شعرهای من است

که بر دوش مورچه های سیاه

به حافظه ی زمین

می روند.

جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۱

 

۴۹ نظرات لـ “رابینسون کروزو من ام”

  1. امین اسدپور می‌گه:

    سلام جناب سپیدنامه ی عزیز
    نمیدونم چرا هرگز نتونستم با شعرنو ارتباط بر قرار کنم
    وبلاگ قبلیم رو بخاطر برخی مسائل حذف کردم
    خوشحال میشم لینکم رو اصلاح کنین
    در پناه حق

  2. mehrzad می‌گه:

    ‘قصیده غم’ را بخوانید از جناب باقری به آدرس قبلی که ذکر شد:
    mestaar.blogfa

  3. یا لطیف

    سلام.
    شعر بسیار زیبایی بود.
    احسنت.
    تنهایی انسان معاصر رو به خوبی نمایش دادید.
    از دعوتتون سپاسگزارم.
    براتون آرزوی موفقیت و توفیق روز افزون دارم.
    حق نگهدارتون

  4. محمد شیرازی می‌گه:

    سلام استاد.بی اغراق زیبا بود.اسطوره ای جهانی با قلم جادویی شما انگار ایرانی شده بود.خواندم واز تصویرها و مضامین زیبایش لذت بردم.
    با ترجمه ای دیگر از نزار به روزم و منتظر نظر راهگشایتان.

  5. علي داودي می‌گه:

    یه کشتی داره میاد بهروز جان!

  6. ماجده می‌گه:

    در خانه ای که جزیره ی من است

    با کیسه های زباله ای

    که سرشار از شعرهای من است

    که بر دوش مورچه های سیاه

    به حافظه ی زمین

    می روند.
    من این قسمت شعر رو هر بار که می خونم چیزی تازه تر در یافت می کنم.
    عیدتون مبارک

  7. ناشناس می‌گه:

    زبان از وصف عاجز است. بسیار زیبا

  8. عباس جنتی می‌گه:

    سلام

    منتظر نقطه ی پایانی ام

    غزلی بیاد دخترم مولود

  9. پرتو پاژنگ می‌گه:

    سلام استاد. من با یه کوله بار غم اومدم تا شعر شما رو بخونم. یه لحظه فکر کردم رابینسون کروزو خودمم!
    اصلا نمی تونم حرف بزنم. خوشوقت شدم از خوندنتون…

  10. سلام استاد
    بسیار زیبا سروده ایید.پر از طراوت شاعرانه بود.
    ممنون میشم اگه افتخار بدین و درمورد چند کار آخرم نظر بدین
    با سپاس

  11. وحیدگرمسیری می‌گه:

    جمله هایی مثل جزیره ی رابینسون بکر

    احسنت

  12. فرشته حسینی می‌گه:

    سلام ماموستاو هام شه ری عازیزم
    شیعر فره ره ینی بو
    ماموستا منیشه چند وخته شعر چرمگ ایشم
    اگر یارمه تیم بکه ی ممنون دووم
    بژیه تو – بژیه کورد

  13. تسنيم 92 می‌گه:

    باسلام خدمت استاد گرامی مرسی از اینکه به وبلاگم سر زدین.برای شما ارزوی موفقیت دارم

  14. آقای سپید نامه واقعا لذت بردم ازاشعارتون .اشعار منو بخونید ونظر بدید خواستی منو با عنوان :
    علیاصغر هدایتی لینک کن خبر بده

  15. آقای سپید نامه واقعا لذت بردم ازاشعارتون .اشعار منو بخونید ونظر بدید خواستی منو با عنوان :
    علیاصغر هدایتی لینک کن خبر بده

  16. توکلی می‌گه:

    سلام
    شعرهایتان بسیار زیباست واقعا از خواندنشان لذت بردم خیلی به احساسات و دریافتهای درونی من نزدیکند سپاس
    خیلی خوشحال می شوم که نظرتان را در مورد شعرهایم بدانم ادرس وبلاگم http://www.mazamir2.blogfa.com

  17. توکلی می‌گه:

    سلام استاد
    خیلی خوشحال شدم که به وبلاگم سر زدید.یک دنیا از شما سپاسگزارم.
    در پناه حق موفق وموید باشید.

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |