رابینسون کروزو من ام

رابینسون کروزو من ام،

در جزیره ای سرگردان

که هیچ نقشه ای،

آدرسش را از بر ندارد

و هیچ قطب نمایی،

به سمت اش نمی چرخد.

رابینسون کروزو من ام،

که بطری های شراب را سر می کشم

و نامه های استغاثه را

در آب می ریزم

برای خدا.

از جزیره ای

به وسعت گمنامی

مردی که با درختان

نجوا می کند

و چوب خط روزهایش را

شعری می سازد

برای صخره هایی

که لگد کوب امواج اند.

من ام

من؛

که کلبه ای ساخته ام بر فراز تپه ها

که از پنجره اش

هر روز دریا را

ورق می زنم

بی که همسایه ای باشد

جز میمون هایی

که درختان نارگیل را بالا می روند

تا اشتهای آسمان،

و پرندگان رنگین بالی

که رویای خاکستری ام را

پر رنگ می کنند.

رابینسون کروزو من ام

که دریا را

به حسرت کشتی هایی نشسته ام

که بندرگاهشان

فراتر از آرزوی من است،

بندری که هیچگاه

در تنهایی ام پهلو نمی گیرد.

در ساحلی

که سرشار از

بطری های شکسته است

و خمیر کاغذی

که غذای ماهیان کوچک است.

رابینسون کروزو من ام

رویایی در زیر دندان بومیان آدمخوار

و کوسه هایی

که زورق ام را

به تمسخر، دندان تیز می کنند…

رابینسون کروزو من ام

در خانه ای که جزیره ی من است

با کیسه های زباله ای

که سرشار از شعرهای من است

که بر دوش مورچه های سیاه

به حافظه ی زمین

می روند.

جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۱

 

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |