گوشه ای از قلب من

 گوشه ای از چادرش را باد بالا برد و دید

چشم من، رویی که دنیا را به آتش می کشید

.

چشم من رویی که در اردیبهشت خنده هاش

آفتابی می شود گم، ماهتابی ناپدید

.

هرچه زیبایی است در عالم، خداوند بزرگ

با گِلش آمیخت آن روزی که او را آفرید

.

نغمه های: آفرین…احسنت…به به…مرحبا

از زمین و آسمان وقتی که آمد، می رسید

.

دختری بی تاب تر از رقص کُردی در بهار

آن که گیسویش به سمت بی نهایت می وزید

.

من کی ام؟! وقتی که می بینم چه آسان می برد

هوشیاری از جُنید و عقل و دین از بایزید

.

من کی ام؟! وقتی که شخصی مثل حافظ می سرود:

«نازها زآن نرگس مستانه می باید کشید»

.

ناز او را می کشم اما نمی دانم چرا؟!

بی خیال دیدن است و خسته از گفت و شنید

.

گوشه ای از چادرش را…گوشه ای از قلب من

بُرد آن جایی که دیگر هیچ کس او را ندید

۱۰۳ نظرات لـ “گوشه ای از قلب من”

  1. قلب امیدوار می‌گه:

    سلام شعر فوق العده عاشقانه ای است وحریم اخلاق و ارزش عشق توش موج میزنه.توی وبلاگم بذارم؟

  2. یوسف رستمی می‌گه:

    سلام استاد
    عذرخواهی مرا بابت تأخیرم بپذیرید .
    مثل همیشه زیبا و فاخر سرودید به ویژه بیت آخر که یک شاهکاره که از عهده شاعران بزرگ برمییاد
    بدرود

  3. سلام استاد
    باافتخار به وبلاگم دعوتید
    امیدوارم از نقد و نظر ارزشمندتون بهره مندم کنید
    سپاس فراوان

  4. سلام جناب سپیدنامه عزیز….راستش من هیچ اشنایی با شما و اشعار شما نداشتم تا اینکه بانوی عزیز لیلاحسنوند شما رو معرفی کردن که من خدمت برسم و دعوتتون کنم به نقد اشعار شاعری نوپا…..جدا از شعرهای شما لذت بردم و خوشحالم از این آشنایی بزرگوار….
    http://www.mahshar73.mihanblog.com

  5. اندکی... می‌گه:

    سلام استاد…
    بروزم…
    خوشحال میشم قدم رنجه بفرمایید

  6. شیوا می‌گه:

    سلام ، زیبا بود {گل}

  7. نانوتکنو می‌گه:

    سلام استادخیلی وقته غزل تازه ای نسروده اید.چرا‍‍

  8. ربیعه می‌گه:

    به به! زوووور جوانه!
    زور بهخته ورم که دواای بیسو یک سال، دتوانم ام اشعاره جوانه ببینم.

    هر بژیت.

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |