بی تابی

علی آرام شد اما جهان از گریه بی تاب است

زمین از غصه لبریز و زمان از گریه بی تاب است

.

کنار ناله های جاودان چاه و نخلستان

گلوی حضرت صاحب زمان از گریه بی تاب است

.

به روی کاغذ، آه و اشک و جوهر قاطی هم شد

قلم در دست های شاعران از گریه بی تاب است

.

دوبارشب شد اما پشت درها خالی از مهر است

به یادش دست های ناتوان از گریه بی تاب است

.

و چشم کودکان کوفه این دریای بی پایان

پریشان… موج خیزان…نیمه جان از گریه بی تاب است

.

علی جان ! چشم هایت را مبند این چشم ها بی تو

همیشه خارج از شرح و بیان از گریه بی تاب است

.

جهان از غصه لبریز و زمان سرشار دلتنگی

زمین امشب شبیه آسمان از گریه بی تاب است

 

 

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |