خواب ۳

خواب دیدم بر کویرم باز باران می زند

سکه هایش را به نام بی قراران می زند

.

«ابن سیرین» در کتاب اش گفت: تعبیرش تویی

ای که روی ات طعنه ها بر ماه تابان می زند

.

من جوانی پاپتی هستم ولی در سینه ام

عشق نام ات را شبیه نبض باران می زند

.

من کی ام ؟! وقتی که می بینم نگاه عاشق ات

راه دزدان بیابان را چه آسان می زند

.

در هوای دیدن ات ای ساحل دیر آشنا

زورق سرگشته ام پهلو به توفان می زند

.

بی حضور چشم هایت این دل درمانده ام

بر سر و بر سینه مثل سوگواران می زند

.

باز کن آغوش خود را اشک دارد بی صدا

پرسه در تاریکی سرد خیابان می زند

.

خواب دیدم در میان موج گیسویت کسی

نی پریشان…نی پریشان … نی پریشان می زند

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |