مانیفست شعر فراگاه

محمد علی قاسمی متولد ۱۳۴۸ ایلام (شاعر، داستان نویس، منتقد و روزنامه نگار). وی یکی از پرکارترین شاعران و داستان نویسان ایلام به شمار می رود که همیشه در پی کشف کرانه های نا مکشوف است. ضمن معرفی اجمالی آثار او با هم مطلبی از ایشان – در گسترای نظریه پردازی- در خصوص شعر فرآگاه می خوانیم.

آثار او:

بخش شعر:
-از گلوی گل وگلوله بررسی شعرمقاومت وپایداری  /  -دیوان شاکه وخان منصور گردآوری شعرکردی دوتن از شاعران نامدار / راپرت های عاشقانه / -برانگیخته با عشق /-در ستایش جهل

بخش داستان ورمان:
-نام تمام کشتگان یحیاست (داستان کوتاه ۶ جلد)  / -بوومه شین (رمان)  / -حیات سرو  (داستان کوتاه)  / -زمزمه ی عشق /-سمفونی جای رفتن / -عزیزبومی / – هات (رمان  ۵ جلدی)

بخش خاطره:
– گزاره های تا ابد / – یادگار

آثار در دست چاپ:
تحقیق و پژوهش تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در دست چاپ  / تاریخ شفاهی دفاع مقدس استان ایلام

 شعر فراگاه

 شعرامروز ایران درتسلسل تکرارغوطه وراست.آن گونه که بسیاری ازهمایش ها ونمایش هایش درخمودگی خود، رو

به انحنای تکرارند. دهه هشتاد به نظر من، دهه بحران در باورپذیری شعرمعاصراست، روز شماری که بسیاری از رویدادهای آن درآیینه ذهن مردمش، هیچ بازتابی رابه همراه نداشت. برای اثبات این بحران همین بس که رونق رویش شعرفارسی، جای خودرابه رغبت ریزش درکسب مخاطب داده است.

دراین میان بوده و هستند عزیزانی که با دغدغه و وسواس، سعی دربرون رفت از این وضعیت را دارند. و با بیان آراء و

نظرات متنوع خود ایده و مرام خویش را به اشکال مختلفی فرا روی دیگران نشان می دهندتاکه فرجام کارچه خواهد شد.

ازاین روی، شعر آینده به اقتضای زمان خود، شعری متفاوت است. شعری که برخلاف ادوارگذشته تک ساحتی ویک جانبه نیست. شعری نیست که تنهابرعنصرخیال وانتقال حس وعاطفه سیرکند.

شعری نیست که صرفاً بروجه طنز، طنازی کند و لودگی زبان رابرکلیت کلام سوارکند.

شعری نیست که قداست بیان رابه تمسخرگیرد ودرچرخش سطحی خودسربه سودا نهد.

شعری نیست که پازل نیمه تمام کمال یافتگی ذهن را عقیم وناتوان رهاکند.

“فراگاه” مختص شعرکوتاه نیست، اماکوتاه نویسی جزیی ازآن است که امروزه درپی فشرده شدن زمان ومکان، ذهن را زودتر به ضرباهنگ گرفتن پیام وامی دارد. درحالی که درابعاددیگر می تواند درقالب های رایج ، تنوع وتکثر خود رانشان دهد.

  نگاه هستی شناسانه به حیات وفلسفه وجودی انسان، بخشی از باورداشت شعر فراگاه است که درعصرحاضر و در قالب های شعرکوتاه، خصوصاًدردوبیتی به بوته فراموشی سپرده شده است. درحالیکه درشعرفراگاه، تلاش می شودکه این بُعد، ازنوبازخوانی شود. و قالب “دوبیتی” رافراترازباورداشت های کهنه وسنتی به نمایش بگذارد.

شعرفراگاه، اتفاق درزبان است. ترکیب سازی وتصویرسازیهایی که حاوی معناومفاهیم تازه تری باشند، ازاجزایی است که تحول درزبان رادرشعرفارسی رقم می زند.

شعرفراگاه، شعرزیستن درلابه لای چرخ دنده های زندگی امروزی است. بازتاب باورانسان عصرمدرنیته و پسامدرن است که همواره باانبوه آشوب وآوار آرزو روبروست. تمرکزیافتگی این جریان درقالبی پی ریزی می شودکه در ادبیات فارسی، بسیارفقیر، فرسوده ودر میان دیگرقالب ها غریب است. “دوبیتی” که درشعرامروز ایران نسبت به دیگرقالب های رایج مهجورومغفول مانده است، در روایت شعرفراگاه، درصددبازیابی وهویت یابی خوداست،که بیشتر نگاهی فلسفی وار به هستی دارد.

 به باورشعرفراگاه ، دوبیتی، فرمول فهلویات وابراز احساسات سطحی نیست، قالبی است که این بارقرائت تازه ای از شعور رابه نمایش می گذارد.

 ده فرمول شعر(( فراگاه ))

 ۱-   نوزایی فکری

۲-   شالوده شکنی درزبان وبیان

۳-   بازتاب تغییر، بواسطه تحول تکنولوژی درذهن وبیان

۴-   ترویج المانهای تمدن شهری درمتن اثر

۵-   تأویل دردال ومدلولهای جدید

۶-    پیونداندیشه فلسفی با احساس وعاطفه

۷-   تفاهم طنزباشعربه منظورتکامل درمحتوا

۸-   تلاش درراستای هرچه بیشترکمال یافتگی ذهن وخیال

۹-   توجه خاص به دغدغه های فردی وانسانی

۱۰- تحول درمعناآفرینی وتصویرسازی بدیع

   * نوزایی فکری

وجه مشخصه شعر با نظم گرچه مبتنی بر عنصر «خیال» است، اما اثری مانا و ماندگارتر است که علاوه بر بهره گیری از قوۀ خیال، حاوی القای نوعی تفکر باشد. گرچه پیشینه ی شعر فارسی خصوصا در قرن دوم و سوم به بعد حاوی اندیشه های انسانی بوده است و بزرگانی چون مولوی، خیام، عطار، حافظ و سعدی در گسترش این عنصر در شعر، آثار گرانبهایی بر جایی نهاده اند، اما در دوران معاصر خصوصا دهه ی  اخیر، عنصر تفکر کمتر در بین آثار شاعران مشهود است . از این روی، در شعر دو دهه ی گذشته ما با آثاری روبرو هستیم که درونمایه ی اصلی آنها مبتنی بر حالات و عواطف فردی و سطحی است. با این وصف شعر «فراگاه» در صدد برون رفت از این وضعیت و احیای عنصر اندیشه در متن اثر است.

انسان هزاره ی سوم، اندیشمند تر و آگاهانه تر از ادوار گذشته به مقوله ی هنر و ادبیات می نگرد و نیازمند اغذیه ای است که علاوه بر برخورداری از حلاوت «عاطفه» و «احساس» حاوی ویتامین «تأمل» و «تفکر» نیز باشد.

شعر ” فراگاه ” به منظور بازیابی و بازسازی این وضعیت در متن و محتوای خود، «نوزایی فکری» را پیشنهاد می کند.

 * شالوده شکنی در زبان و بیان

تکامل تمدن ها همواره با تغییرات بنیادی در فرهنگ ها وساختار اجتماعی و سیاسی نظامها همراه بوده است. همان گونه که تحول و تکامل تمدن ها به فراخور نیاز انسان، در دگرگونی سیر می کند، «زبان» نیز به فراخور این تحول، نیازمند پوست اندازی است. بنابراین زبان، بواسطۀ تحول در تمدن ، ناگزیر به تحول ودگرگونی نیز هست. زیرا بواسطۀ اختراع هر وسیلۀ تازه ای که بخشی از احتیاجات روزمره ی انسان را رفع نماید، و عناوین جدید و نام گذاریهای تازه موجب نیاز است که این امر موجب تقویت دامنۀ لغات در زبان می شود. نام، نیز در حوزه ی زبان مبتنی بر دال و مدلول است. نامهای تازه فرآیند و زمینه ساز معیارهای بدیع در رسیدن به ساحت های جدیدتری هستند. از این روی، شالوده شکنی در زبان و بیان، فرمول دیگری از شعر فراگاه است که تصویری دیگر از «نام » ها و «هست » ها را فراروی انسان نشان می دهد.

 * بازتاب تغییر، بواسطۀ تحول تکنولوژی در ذهن وبیان

هایدگر فیلسوفی است که معتقد است تکنولوژی ریشه در لغت لاتینی «تخنه» دارد. از این روی تخنه به معنای تحول و پیشرفت است. به اعتقاد هایدگر، تکنولوژی باعث کنار زدن پرده و ابهامی است که بر قاب حقیقت کشیده شده است. در این راستا شعر و ادبیات می تواند با کنار زدن این پرده ، چهره ی زلال حقیقت را واضح تر نشان دهد. به همین دلیل، همچنان که تکنولوژی موجب پیشرفت و آسایش انسان است، شعر هم می تواند با تغییر در نگرش انسان و بهره گیری از تکنولوژی به کشف حقیقت و رسیدن انسان به کمال آرامش و آسایش کمک کند.

  شعر فراگاه با بهره گیری از این ایده و تغییر در نگاه و ذهنیت های سنتی و تک بُعدی، زمینه ساز راهی است که با بهره گیری از این خصیصه، موجب شناساندن تصویری از حقیقت به انسان شود که در سایۀ آن بتواند به آرامش برسدو تصویری تازه از حقیقت اشیاء پیرامونی را دریافت کند.

 * ترویج المانهای تمدن شهری در متن اثر

 گرچه ساخت و مؤلفه های شهرنشینی در ادبیات، خصوصا در شعر که تبلور تراکم آن از جهات گوناگون فراگیرتر است و موجب آزردگی خاطراغلب هنرمندان شاعر شده است، در دوران مدرنیته این صدای اعتراض، رساتر و بلندتر از همیشه است. در شعر فراگاه به فراخور زمان و مکان، بسیاری از المانها و مؤلفه های تمدن شهرنشینی مشهود است که گاه باعث نشاط روحی شاعر و گاه باعث عصبیت ذهنی وی می شود. از این روی المانهای شهری و بازتاب آنها در متن اثر ، بستگی به نگاه شاعر و بهره گیری از تاثیرات آن بر روی متن دارد.  در این میان شعر فراگاه همواره نگاهی میانه رو به این مؤلفه ها دارد. گاه مشعوف و گاه معترض است.

 * تاویل در دال و مدلولهای جدید

      شعر فراگاه، شعر فرا روایت است. از این رو دال و مدلولهای آن چند وجهی اند. خصیصه ای که بیشتر در مباحث پسا ساختارگرایی مشهود است. بنابراین قراردادهای رایج، نسبت به برداشتی که از کلمات در گذشته می شد، در شعر فراگاه جایگاهی ندارد. بلکه آنچه را که ” کلمه” ، “عبارت” و یا “ترکیب” نشان می دهد ، جایگاه دال و مدلول ها را در ذهن مجسم می کند. پس شعر فراگاه، شعر فرا روایت در دال و مدلول هاست.

 * پیوند اندیشۀ فلسفی با احساس عاطفی

در دهه ی گذشته و ماقبل از آن ، نگاه فلسفی به شعر بسیار کمرنگ و بعضا نامشهود بود. خصوصا شعرهای آزاد با عناوین و ایسم های چند وجهی. بنابراین آنچه که در کلیت اثر، نقش تقویت کننده را داشت، انتقال عاطفه و احساس بود. اما از این پس، شعر فراگاه، بر آن است که اندیشه های فلسفی را با احساس و عاطفه در هم آمیزد و آن را به ذهن خواننده یا شنونده القا نماید. متاسفانه کمرنگی و نمود عینی این ضعف در قالب “دو بیتی” طی ادوار گذشته کاملا مشهود و نمایان است. بنابراین شعر فراگاه در قالب دوبیتی، دست به اقدامی لازم زده است تا این قالب غریب را از مهجوری و بیگانگی با مباحث و نظرگاهها فلسفی نجات بخشد و درگام اول، چراغ راه را فراروی دیگران به نمایش گذارد.

خود اندیشی در کشف حقیقت، خصیصه ای است که با زبانی متفاوت از زبان رایج در دوبیتی، عرضه می شود تا از دریچه و زاویه ای دیگر، انسان به فلسفۀ وجودی خود و حیات پیرامون بنگرد. شعر فراگاه فرصتی است تا با بهره گیری از امکانات پیرامون ، و محیط و اشیایی که انسان عصر پسا مدرن با آن سروکار دارد، یک بار دیگر به خود بیاندیشد. همانند تماشاگری که در یک استادیوم فوتبال نشسته و دارد بازی روزگار را با توپ تقدیر ، نظاره می کند.

  • تفاهم طنز با شعر به منظور تکامل در محتوا

یکی از خصایص زندگی انسان امروز، نوعی نگاه دقیق و آگاهانه به محیط پیرامون است. آشفتگی آمال و آرزوها چنان وی را سر در گم کرده است که بعضاً در بهُت غربت فرو رفته است. لذا به منظور برون رفت از این وضعیت و غلبه بر سایۀ سلطه قدرت که بر ابعاد پیرامونی گسترده شده است، ” طنز ” بهترین پوششی است که در پناه آن می توان پرده از سر درون برداشت و حقیقت را به لحن دیگر بیان نمود.

شعر فراگاه با بهره گیری از این عنصر، به تکامل در محتوا کمک می کند تا خواننده علاوه بر لذت حسی،به لذت برتری نائل شود که همانا کسب برداشت بسیط تری از کلیت محتوای اثر است.

*تلاش در راستای هر چه بیشتر کمال یافتگی ذهن و خیال

فکر و خیال دو عنصر مشخصه و متمایزانسان نسبت به سایر موجودات است. از این روی کمال وی در گرو تعقل و تفکر و خرد مبتنی برخیرخواهی است. در این راستا و به موازات تعقل سبحانی، ذهن همواره در جوشش کمال

یافتگی است. خیال به تبع در سیلان سیال سلوک خویش است. شعر فراگاه در باور داشت خود، برآن است تا با بهره گیری از ظرفیت و توان خود، در خلق و شناسا کردن  ناشناخته ها از قدرت ذهن و خیال بهره جوید و با جوشش درونی، میوه های رنگارنگی از کمال ذهن را نمایان سازد.

* توجه خاص به دغدغه های روحی و روانی و مسائل انسانی

    شعر پیشین که بیشتر مبتنی بر جمع گرایی و اجتماعی بودن بود، سعی می کرد در قالب پند واندرز، گوشه هایی از دغدغۀ آحاد جامعه را منعکس کند. این خصیصه در دوران  سنت به دلیل همگرایی های خاصی بود که بواسطۀ آن می توانستند نیازهای خود را در حوزه های مختلف برآورده سازند. اما در دوران مدرنیته و  پسا مدرن، این بنیان و چنین نگرشهایی از هم زدوده شد و مسائل و مشکلات روحی و روانی که بیشتر حول دغدغه های فردی بود، نمود بیشتری یافت. پرداختن به شیوۀ گذشته، رنگ باخت و غربت و عزلت شخصی ، جای خود را به بیان مسائل و مشکلات همنوعان داد. در شعر فراگاه این نگاه تک بُعدی رنگ می بازد. وعلاوه بر بیان مسائل فردی و شخصی ،  فریاد کردن مسائل انسانی و دغدغه های پیرامون  نسبت به زیستن همنوعان از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است. لااقل چنین  ویژگیهایی در قالب دو بیتی نسبت به دیگر قالب ها  مشهودتر است ، اما در دو بیتی فراگاه ، چنین شیوه ای مرسوم نیست و آنچه که نمود بیشتری دارد، بیان مصائب و مشکلات انسان امروزی است.

* تحول در معنا آفرینی و تصویر سازیهای بدیع

سیر تکوینی شعر فارسی بیشتر مبتنی بر مضمون آفرینی هایی است که بر اساس و معیار ” دستور زبان ” باشد. در حالیکه ، شعر فراگاه ” دستور زبان ” خاص خود را دارد.

پیروی کردن از عناصر تشبیه کنار گذاشته شده است ، از نگاه شعر فراگاه معنا آفرینی ، خصیصه ای است که در ذات آفرینش شعر نهفته است بنابر این خلقت معنا، نیاز به دستور دیگری ندارد. ذهن اگر کوشا و کمال گرا باشد، در معنا آفرینی و تصویرسازی هیچ مشکلی ندارد، اما اگر منگ و لنگ باشد، آنجاست که خلاق مبتکری نیست.

پس در شعر فراگاه ، آفرینش عبارات ، در ذات آن نهفته است. این آفرینش، در فرایند زمان، همواره در جهش و تحول است.

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |