ایستگاه هفتم درگاه

صاحب امتیاز، مدیر مسئول و سردبیر: عبدالرضا شهبازی /  دبیر بخش داستان: کرم کرضا تاجمهردبیر بخش عربی: بهروز سپیدنامه  / دبیر بخش انگلیسی و ویراستار: فریبا بسطامی 

در این شماره مطالب زیر  را می خوانید:  سخن نخست: حرفی دیگر /  یادداشت:  نگاهی دیگر به «برای گونگادین بهشت نیست»/ کرم‎رضا تاجمهر: اهمّیت شعر در موسیقی آوازی ایران/ سعید عسکری‎عالم  / شعر: لطیف آزادبخت، ابوالفضل پاشا، محمدرضا ترکی، پرویز حسینی، بهزاد خواجات، مریم رحمانی، دانیال رحمانیان، سمیه رضایی‎اصل،  فاطمه سیستانی، معصومه شیخ‎مرادی، فرهاد عابدینی، راضیه فولادوند، بهمن کرم‎الهی، یدالله گودرزی، مریم محمدبیگی، محمود معتقدی، لیلا مهرپویا، سیدعلی میرافضلی/  داستان:  من تنها نیستم: ناهید شاه‎محمدی / صِفر: مجید همتی‎متین  / ترجمه:  شعر عرب:  عبدالوهاب البیاتی / شعر فرانسه:  تریستان کوربیه / گفت‎وگو: کیست که بی خنجر به خون می‎اندیشد؟:  حسن صفدری / نقد کتاب: در فاصله‏ی خالی شدن، نقد کتاب ساره دستاران:  عبدالرضا فریدزاده / کارنامه‎ی محمدکاظم علی‎پور با آثاری از: لطیف آزادبخت، رضا اسماعیلی، شیرزاد بسطامی، ابوالفضل پاشا، غلام‎رضا پروینی،محمدحسین جعفریان،  بنفشه حجازی، محمد حنیف، هادی خورشاهیان، ایرج رحمان‎پور، محمدرضا روزبه، عبدالرحیم سعیدی‎راد، کامران شرفشاهی، فتح‎اله شفیع‎زاده، حمیدرضا شکارسری، علی صارمیان، علی‎مردان عسکری‎عالم، عبدالرضا فریدزاده، سیدفرید قاسمی، عبدالجبار کاکایی، مهرداد محمدی، سیدسیامک موسوی، سینا میرزایی، سعید نصاریوسفی، ساسان والی‎زاده، بهروز یاسمی و یاسر دلفان./ 

تازه‌های نشر:   «مرا تلنگر یادت بس»، «غزل زندگی می‎کنم»، «جاودانگی»، «هر چه از دوست»، «به همین کوتاهی»، «دریغ خند»، «چمدان‎های قدیمی»، « به خط روشن عشق»، «تاجِ سرِ کرانه»، «قربانی گل سرخ».

در بخش ترجمه  مطلب ارزنده ای از مترجم جوان و توانا آقای سید مهدی حسینی نژاد در خصوص شعر نقاب به همراه ترجمه ای از شعر شاعر پرآوازه ی جهان عرب، عبدالوهاب البیاتی ارائه شده استو بیاتی در این شعر که در ادامه ی مطلب آمده،  از تکنیک نقاب استفاده کرده است. این شما و این هم ترجمه ها:

ترجمه و تحقیق: سید مهدی حسینی نژاد 

القناع

 (تکنیک نقاب در شعر عرب)

مقدمه

امروزه آشکار شده است که نوگرایی در شعر معاصر عربی فقط در تمرد شاعر بر قید و بندهای سنگین شعر کلاسیک نمود پیدا نمی کند بلکه این نوآوری اغلب در نوع دیدگاه شاعران و تمایل آنها در به کارگیری رمزها و اساطیر و نقاب هایی جلوه می کند که به وسیله آنها و در خلال توحّد با آنها شاعران رویای شعری خود را تجسم می بخشند و افکار و عواطف درونی خود را بیان می کنند.

در بیشتر مواقع رمزهای عام و شایع توانایی بیان آنچه که شاعر معاصر با آن مواجه است را ندارند، در نتیجه شاعر ضروری می داند که از این رمزهای آماده و شایع تجاوز کند و یا در آنها روح تازه ای بدمد تا به شاعر و مصائب عصر او نزدیکی و قرابت بیشتری پیدا کند. بدین ترتیب شاعران معاصر امثال عبدالوهاب البیاتی و سیاب و آدونیس و… پیوسته به دنبال پیدا کردن رمزهای شخصی در تلاش هستند (صدفی، عبداله زاده، ۱۳۸۸).

شعر نو عرب در رویکرد متحولانه اش از شرایط و اوضاع نابسامان و بحران منطقه ای و جهانی، از جمله وقوع جنگ جهانی دوم، مسئله فلسطین و شکسته های مادی و معنوی قوم عرب متأثر بوده است. از اینجاست که احساسات رومانتیکی برای بیان واقعیت موجود رنگ باخته و واقع گرایی جای آن را اشغال نموده است دیگر اوزان خلیلی و قالب های خشک و کلاسیک شعری در بیان واقعیت های موجود برای شاعر ناکار آمد نشان داده و شاعر درصدد تمرد علیه اوزان قدیم و ایجاد اسلوب های جدید برآمد و نیز ضرورت بازنگری میراث در رویارویی با چالش ها در ابعاد مختلف آن در عصر نگرای برای شاعر ضرورتی اجتناب ناپذیر جلوه می کند. از شاخصه های شعر نو عربی می توان به تعامل با سنت و میراث ادبی قومی و جهانی اشاره کرد که به شیوه های گوناگون و به انگیزه متعدد انجام یافته است. از جمله این شیوه ها به کارگیری رمز، اسطوره، قصه های داستانی، شخصیت های برجسته تاریخ ساز است. این تعامل را می توان از زوایای مختلف و از منظر های متعدد مورد بررسی قرار داد: مانند میراث ملی و جهانی، میراث اساطیری، و نقاب که اسلوب بلاغی شناخته شده ای در ادبیات شرق و غرب است. در این اسلوب صدا یا من شاعر در صدا و من قهرمان و شخصیت یکی می شود، به گونه ای که صدای دیگری به صدای شاعر تبدیل می شود (ابراهیمی باروق، ۱۳۸۷).

شرایط پیچیده ی سیاسی واجتماعی ملت های عرب در دوران معاصر ، در کنار انگیزه های هنری ،باعث شد تا شاعر معاصر برای بیان عواطف و اندیشه های درونی اش به در لفافه سخن راندن گرایش پیدا کند و در این زمینه ، تکنیک نقاب به عنوان والاترین شکل کاربرد نماد و اسطوره یکی از اساسی ترین دستمایه های او محسوب می گردد. در این بین نقاب های مردمی به جهت قرابت فراوان با انگاره های ایشان،از اقبال خاصی برخوردار است (حبیبی، بهروزی،۱۳۹۰).

 در میان شاعران معاصر عربی، عبد الوهاب البیاتی اولین شاعر عربی است که به طور گسترده از این اسلوب استفاده کرده و توانسته است از سیطره ی احساسات رومانتیکی رهایی یابد و شعرش را به متن بازی برای حضور شخصیت های تاریخی قرار دهد. او در این تکنیک تحت تأثیر عواملی مانند إحیاء سنت، التزام نقاب از جمله منبع ادبی، أسطوری، صوفی، دینی، توانسته قرائت تازه ای از سنت ارائه دهد و با پیوند دادن گذشته و حال، هم دیدگاه خویش را درباره مسایل سیاسی و اجتماعی بیان کند و هم از مشکلات و تجارب شخصی خویش سخن بگوید (ابراهیمی باروق، ۱۳۸۷).

البیاتی شاعری جنجال‌برانگیز بود،او شعر خود را به عنوان شاعری رمانتیک شروع‌ کرد و سپس مرحله‌ی رئالیسم سوسیالیسم را پشت‌سر گذاشت و در گذار از مرحله‌ی‌ سمبولیسم سرانجام به مرحله‌ی سوررئالیسم با دیدگاهی تصوف گرایانه رسید.وی‌ ابداع‌گر تکنیک نقاب در شعر معاصر عرب به شمار می‌رود (فوزی،۱۳۸۳).

غالبا ً نقاب، شخصیتی تاریخی را متبلور می‌کند (و شاعر پشت آن پنهان می‌شود، تا از دیدگاه مورد نظر خود تعبیر کند یا کاستی‌های عصر جدید را از خلال آن مورد انتقاد قرار دهد )

[یعنی] نقاب، آفرینش اسطوره ی تاریخی ـــ نه تاریخ واقعی ـــ را متبلور می‌کند. از این رهگذر، می‌توان احساس کلافگی و بیزاری از تاریخ واقعی را بیان کرد. البته با خلق جایگزین برای آن (اسطوره)، تنگناها و مشقات تاریخ واقعی یا کوشش جهت آفرینش موقعیتی دراماتیک، بدون استفاده از ضمیر [شخص] اول.

عبدالوهاب البیاتی شاعر مشهور جهان عرب (۱۹۲۶ ـــ ۱۹۹۹) نخستین کسی بود که واژه‌ی «نقاب» را در کتاب خاطراتش، تجربه ی شعری من، به کار برد، و این اصطلاح، به یکی از اصطلاحات رایج در نقد معاصر عربی تبدیل شد.

بنابراین، نقاب، همان گونه که پیشتر گفته شد، یک شخصیت تاریخی (شاعر، صوفی، مبارز ) است که شاعر امروزی از رهگذار آن به بیان اندیشه‌ها و رؤیاهایش می‌پردازد. یعنی نقاب به یک ادات بیان و گاه به هدفی شاعرانه تبدیل می‌شود، که شاعر ناگزیر است، مرز زمان را درنوردد و آمیزه ای زمانی ارائه دهد.

پس هنگامی ‌که شاعر امروزی، ابونواس را مورد خطاب قرار می‌دهد، شاعری می‌شود که در عصر طلایی عباسی زندگی می‌کند. اگر چه شاعر روایت گر تاریخ ابونواس نیست، اما ادات بیانی خود را از عصر او می‌گیرد و با تخیل خود دگرگون می‌سازد.

یا خیام به نماد و رمز بازگشت دوباره‌ی انسان، از طریق تناسخ در شخصیتی دیگر مبدل می‌شود، و حلاج به نماد زندگی دوباره همانند یک ققنوس تبدیل می‌گردد.

عبد الوهاب البیاتی از زبان حلاج می‌گوید:

ای هماغوش من! بیشه انبوه می‌شود
و ای عاشق من
درختان رشد می‌کنند
فردای فردا، همدیگر را در هیکل انوار دیدار می‌کنیم
روغن در چراغ، خشک نمی‌شود
و موعد نیز فراموش [ نمی‌شود ]
و زخم بهبود نمی‌یابد و بذر نمی‌میرد.( www.seemorgh.com/culture)

مدخل

«قناع» در زبان عربی به معنای: نقاب، مقنعه ، پوششی که تمام سر وصورت را بپوشاند، زره، ظرفی که خرما را درآن قرار می دادند، اشک و… آمده است.

نخستین بهره گیری از نقاب منسوب به یونانیان باستان است. آنان برای نمایش الهه ها و شخصیت های مقدس از نقاب استفاده می کردند. قهرمانان نیز از پس نقاب، نقش شان را ایفا می کردند. بعدها کارکرد نقاب تغییر کرد تا جایی که امروزه به عنوان نماد تئاتر از آن یاد می شود.

در نقد ادبی کلمه ی نقاب برای دلالت بر شخصیت متکلم یا راوی به کار برده می شود. اغلب اوقات نیز آن شخصیت خود شاعر یا نویسنده است. که با استفاده از ضمیر متکلم در شعر یا رمان یا داستان این امر مشخص می شود.این ضمیر به گونه ای به کار گرفته می شود که معادل منِ مؤلف یا شاعر نیست.

نخستین کسی که نقاب را به عنوان یک تکنیک وارد شعر نمود «تی اس الیوت» بود.«عبدالوهاب البیاتی» – شاعر سرشناس عرب –  نیز با الهام از او در کتاب «تجربتی مع الشعر» (تجربه ام با شعر) این فن را برای اولین بار وارد شعر معاصر عرب کرد و ساختار جدیدی را برای آن به وجود آورد. پیش از البیاتی شعر نقاب فقط مخصوص شخصیت های تاریخی واسطوره ای بود،اما او دامنه ی نقاب را به شهرها،حیوانات و… گسترش داد.

نقاب، نقش شخصیتی را بازی می کند که شاعر پشت آن پنهان شده است تا دیدگاه هاش را بازگو نماید،دیدگاه هایی که شاعر در شرایط عادی نمی تواند چیزی از آنها بگوید.البیاتی، نقش نقاب را بیان دل مشغولی ها،تجربه ها، دردهای شاعرو… می داند . شاعر با نشانه هایی که اغلب در پایان وگاه در میانه شعر می گذارد، به مخاطب اطلاع می دهد که او در حال خواندن شعر نقاب است.

عبد الوهاب البیاتی ،بدر شاکر السیاب،نازک الملائکه ،أدونیس و… بزرگترین شاعران نقاب سرای جهان عرب هستند. با هم شعر «حماسه ی گیلگامش» از عبدالوهاب البیاتی که در آن از  «تکنیک نقاب» استفاده کرده را مرور می کنیم

 حماسه گیلگامش

ماهی در معدن

خبر چین است

با آبگینه هایی که در مدار زمین

 و این جهان خمیده قرار گرفته اند،

رصد می کند،

می شنود،

فاش می سازد

رازهای سرچشمه خورشید را

ضربان قلب انسان های زوال پذیر

و نور ماه دورتر را

ژنرال

دانشمندانی را

 که به هیأت میمون در دل زمین

ودر خفیگه گاه خویش اند

با آئینه ها

 با چشم هایی بسیار

رصد می کند

دکمه ای را می فشارد

سیم های خاردار می لرزند

وشب هنگام

 مویه ای چون مویه ی بیوه زنان کارائیبی بر می خیزد…

شهاب سنگ سقوط می کند

آسمانخراش کلانشهرها

در طوفان گم می شوند،

و غرق می گردند

پرنده می کوچد

و در دریای سیاه سقوط می کند

انسانی ، با الواح گلی

شعله ور

به سوی برج عقرب می دود

بانوی ساقی

گریه سر داده است:

آیا این باغ «سافو»[۱] یا معبد «عشتار[۲]» است؟

که جان ها در آن می سوزند

در کدام زمانه ایم؟

کسی نمی داند .

«گیلگامش» در حال نبرد با گاو جنگل است،

یا ژنرال دارد «انسان» را ترور می کند ؟

زمان ها در هم می آمیزند

«سافو»، «عشتار» می شود

بهشت، جهنم

و شیطان، فرشته

ساقی می گرید

ژنرال اما…

دکمه ای را فشار می دهد

سیم خاردارها می لرزند

شب هنگام مویه ای همه جا را فرا می گیرد …

توضیح کوتاهی درباره این شعر

درآغاز شعر، شاعر در جست وجوی زاویه ی دید تازه و متفاوتی برای روایت حماسه گیلگامش است، اما گیلگامش در عصر جدید می تواند حیات جاودانه را برای بشریت به ارمغان آورد ؟!

این شعر نقدی بر تمدن ماشینی وآهنین عصر کنونی است که شاعر می کوشد مراحل نابودی انسانیت را به واسطه ی سلطه ی تمدنی که در پایان شعر به پوچ وتهی بودنش پی می برد به تصویر کشد. شعر به سه بخش مرتبط تقسیم می شود بخش اول جنگ وفشار روانی حاکم بر بشریت را نشان می دهد که از ابتدای شعر تا نور ماه دور دست را شامل می شود، بخش دوم به جنگ نظامی وتسلیحاتی ونابودی انسان می پردازد که از دانشمندانی به هیأت میمون آغاز می شود وتا به سوی برج عقرب می رود ادامه می یابد، شاعر در بخش پایانی با جان بخشیدن به تمدن معاصر که جان ها را می گیرد نارضایتی ونا امیدی خود را از آن اعلام می دارد. شعر «خوانشی در حماسه ی گیلگامش» شعر نقاب است.

پانوشت:

[۱] . سافو شاعره ی یونانی سده ی هفتم پیش از میلاد است وی در یونان باستان نماد الهام شاعران غنائی بود زیرا در جزیره ای بسیار زیبا می زیست و از راه فروش انگور و شراب ثروت هنگفتی به دست آورد،باغ های انگور او در یونان باستان شهرت دارد،او با مردی زیبا ازدواج کرد و آموزشگاه آواز و رقص و موسیقی برای دختران جوان تأسیس نمود.

سافو پس از شوهر اول به دریانوردی دل باخت وچون نتوانست با او ازدواج کند خود را از صخره پرتاب کرد و به زندگیش پایان داد. سافو نخستین زنی بود که احساسات فردیش را در شعر بیان کرد، افلاطون او را ایزد بانوی هنر نامیده است

[۲] . ام یکی از الهه‌های آشوری است. ایشتار (عشتار) همتای اینانای سومری‌ها و مرتبط با الهه سامیان شمال غربی یعنی الهه عشتروت است. آنونیت، آستارته و آتارسامَین نام‌های دیگری برای ایشتار هستند. در اسطوره‌ها او را ایزدبانوی نشاط عشق می‌دانند. این الهه با جنگ، سکس و حاصلخیزی مرتبط بود. سمبل های ایشتار شیر، اسب، اسفنیکس Sphinx ، فاخته و دایره ای بود که درون آن ستاره ای هشت پر که نشان سیاره ونوس بود، قرار داشت.این الهه بصورت عیر متجزایی با ونوس گره خورده بود. از این رو می توان گفت که سمبل های این الهه و سیاره ونوس بر هم منطبقند.

انو پدر و انتو مادر آسمانی وی هستند، ایشتار پس از پیروزی گیلگمش و انکیدو، به سراغ گیلگامش رفته از او می‌خواهد جفت او باشد و نطفه خود را به وی ببخشد. ایشتار بارها و بارها با نشاط عشق بزرگان را به خواری کشیده بود. از همین رو گیلگمش درخواست وی را رد کرده، ننگ‌های ایشتار را به او یاد آور می‌شود، ایشتار برآشفته به نزد پدر رفته و به تهدید نرگاو آسمانی را از پدر خود گرفته و به نبرد با گیلگامش می‌فرستد. گیلگمش در این نبرد نرگاو آسمانی را از پای در می‌آورد و ران نر گاو را به سوی ایشتار می‌افکند

 منابع

–     ابراهیمی باروق، پیمان، (۱۳۸۷)، کارکرد نقاب در اشعار عبدالوهاب البیاتی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه کردستان.

–     الکندی، محمد علی،  کتاب الرمز والقناع

–     الصکر، حاتم، مرایا نرسیس

–     حبیبی، علی اصغر؛ بهروزی، مجتبی، (۱۳۹۰)، کاربرد دو گانه (موازی معکوس) نقاب سندباد در شعر عبدالوهاب البیاتی، فصلنامه لسان مبین (پژوهش ادب عربی)، سال ئوم، دوره ی جدید، شماره ۳، بهار ۱۳۹۰: ۷۳-۹۶

–   صدفی، حامد؛ عبداله زاده، فؤاد،(۱۳۸۸)، نقاب و معانی نمادین «عایشه» در شعر عبدالوهاب البیاتی،مجله علوم انسانی، تابستان ۱۶:تابستان ۱۳۸۸، ۱۶ (۳) : ۴۵-۵۵

–    فوزی، ناهده، (۱۳۸۳)، نگاهی به زندگی و شعر عبدالوهاب البیاتی، شاعر معاصر عراقی: تکنیک گر نقاب، نشریهادبیات و زبانها » گوهران »  تابستان ۱۳۸۳ – شماره ۴:۲۱۸-۲۲۴٫

ü www.seemorgh.com/culture



۶ نظرات لـ “ایستگاه هفتم درگاه”

  1. دالکاف می‌گه:

    آزادی
    در نعل اسبها جان می دهد
    الاغها اما
    لحظه ای فراغت از پالان را
    آزادی می پندارند…

  2. باوه یال می‌گه:

    درود بر استاد عزیز – استفاده بردم

  3. سپاهی لایین می‌گه:

    درود بر بهروز عزیز.چگونه اید برادرم؟
    سپاس که بهانه ام دادید بیایم و از دیدن احوالتان شاد شوم. بخصوص که ذکر خیر کاظم علیپور عزیز هم شده است و دلم سالها تنگ دیدنشان مانده است.تنتان سالم و سرتان بلند عزیز.

  4. يك شاعر می‌گه:

    سلام به شعر ها و مکتوبات یک شاعر تازه کار اما سخت پسند قدم رنجه فرمائید منتظر نقد هایتان هستم همین!
    http://tarsim.blog.ir

  5. سلام
    با یه غزل زبان حال غریب مدینه امام حسن مجتبی به روزم
    بفرمایید

  6. mbt footwear ایستگاه هفتم درگاه « وب سایت بهروز سپیدنامه

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |