جاری تر از نسیم

در پست های قبلی، خبر چاپ سه مجموعه شعر کوتاه از جلیل صفربیگی را نوشته بودم. «بی تنها» تقدیم به عبدالجبار کاکایی، «اپرای گوسفندی» تقدیم به سید علی میر افضلی و «۱۲۰×۷۰×۱۸۰» تقدیم به بهروز سپیدنامه. بهروز سپیدنامه ای که من ام، باز هم از فروتنی و بزرگواری جلیل صفربیگی ممنون و سپاسگزارم. با هم چند شعر از این مجموعه ها را مرور می کنیم:

اگر من نبودم

اگر برادرم نبود

گرسنگی کجا زندگی می کرد

.

.

حوایی کردی

بغلت کردم

بوسیبمت

آدمت گرم

.

غروب دهکده

ماه

روی شاخ های بز جوان

.

صدای زنگوله

سر تکان می دهد

بز پیر

.

پوست میش

پوستین درویش

.

رد پایت مانده روی برف های کوچه مان

کاش نه برفی ببارد نه بتاید آفتاب

.

.

گرچه هستم با سلیمان دورم از جای خودم

مثل بسم الله الرحمن الرحیم توبه ام

.

رفتند زن و مرد جوان از لب رود

زانو به بغل گرفته ماه غمگین

۵۸ نظرات لـ “جاری تر از نسیم”

  1. کوثر می‌گه:

    با سلام.. بسیار زیبا و دلنشین بودند باز هم سپاسگذار…راستی منظور از “بوسیبمت ، آدمت گرم” در شعر بی تنها چیست؟

    • بهروز سپیدنامه می‌گه:

      با سلام
      یکی از تکنیک های جدید جلیل صفربیگی در شعر استفاده از ظرفیت درونی و ترکیبی واژه هاست . واژه ها دال هایی هستند که دارای مدلول خاص خویش اند اما می توان تاویلی دیگر از آن ها داشت مثلا در همین شعر
      حوایی شدم : برداشت اصلی حضرت حوا شدن است و برداشت دوم هوایی شدن
      بوسیبمت: برداشت اول بوسیدمت برداشت دوم بهره گیری از ظرفیت واژه سیب که میوه ی ممنوعه ای بود که آدم را از بهشت راند
      آدمت گرم: برداشت اول دمت گرم . برداشت دوم بهره گیری از ظرفیت واژه آدم
      حوا+ سیب + آدم = اسطوره ی آفرینش

  2. حمید حیدرپناه می‌گه:

    سلام
    شاگرد همیشه بازیگوش، استاد بهروز سپیدنامه یادداشتهایی رو سلسله وار در خصوص مباحث فرهنگی ایلام شروع کرده
    منتظر نظرات راهگشای استادشه مث همیشه….

    http://ilamefarda.ir/note/6077

    http://www.asreilam.ir

  3. حسن می‌گه:

    سلام استاد شعر شعرای استان واقعا دلنشینه.
    بسیار لذت بردم. آرامش بخش بود.
    مرحبا به استاد صفر بیگی و سپیدنامه

  4. پریسا می‌گه:

    استاد خیلی خیلی خوبین خیلی دوست داریم

  5. دانشجویان اقتصاد می‌گه:

    با سلام خدمت استاد ارجمند از زحمات بی پایان شما سپاسگزاریم و برای شما آرزوی سلامت و تندرستی داریم. وب سایت شما بسیار زیباست با سپاس بچه های اقتصاد بازرگانی مهر ۹۲ ردیف آخر

  6. مريم می‌گه:

    خــوب هــم کــه بــاشی
    از بــس بــدی دیــده اند …
    خوبــیــهایت را بــاور نمــی کنند!!!
    نفــرین به شهری که در آن غــریــبه ها آشــناترند!!!

    سلام آپم….[گل][گل]

  7. مرضیه مرادی می‌گه:

    سلام
    زیبا بود
    دعوتید به خوانش یک غزل

  8. ستاره می‌گه:

    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

  9. بودن می‌گه:

    گر بدین سان زیست باید پست
    من چه بی شرم ام اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
    بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست

    گر بدین سان زیست باید پاک
    من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه
    یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!

    شاملو

  10. خفته در سیاهی می‌گه:

    سلام
    سلام بر سپیدیه حرف های ناگفته.
    درود

  11. ثنا و نگار می‌گه:

    استاد شما هم خودتون محشرین هم اخلاقتون و هم شعراتون خیلی خیلی دوستون داریم عالی بود موفق باشین

  12. ثنا و نگار می‌گه:

    سلام استاد شما هم خودتون محشرین هم اخلاقتون هم شعراتون عالی بود موفق باشید

  13. عاشق می‌گه:

    دستهایم خالیست
    کف دستم اما
    یاس می روید اگر آب دهی
    زیر آن سایه یاس
    خط دستم خواناست
    گرچه خود می دانم
    کف دستم موجیست
    که تو را می خواند

  14. رفیق قدیمی می‌گه:

    سلام بر رفیق بامعرفت
    تبریک برای همه ی موفقیت هایت
    مخلصتیم داش بهروز

  15. انصاري می‌گه:

    ساقیا آمدن عید مبارک بادت

    التماس دعا

  16. غزل می‌گه:

    سلام خیلی خوشگل بود

  17. سید می‌گه:

    خییییییییییییییییییییییییلی دوستون دارم استاد

  18. شاگرد می‌گه:

    دعامیکنم زیر این سقف بلند روی دامان زمین هرکجا خسته شدی یا که پر غصه شدی دستی از غیب به دادت برسد و چه زیباست که ان دست خدا باشد و بس

  19. اسحاق می‌گه:

    سلام استاد
    فکر نمیکردم کسی در دنیا حرفهای من رو قابل بداند برای نوشتن. ممنونم از لطفتان
    یک سوال: شما همه ی نظرات را ثبت میکنید ؟
    واقعا که شما خیلی با جنبه اید خوش به سعادتتان

  20. منحرف اجتماعی می‌گه:

    استاد عزیز
    شما را قسم به پاکی دلتان ما را دعا کنید

  21. مینی بوس می‌گه:

    یه مینی بوس گل تقدیم شما
    با احترام

  22. نفیر باد پاییزی خروشید
    سکوتم هاله ای از اشک پوشید
    سکوت سرد ، یخ هایم شکست و
    برای دل شکستن باز کوشید

    –%@

  23. ناشناس می‌گه:

    گنبد سبز کبودم آه طوفانی شده ست
    به کدامین قسمش سجده بر این خاک شده ست
    دلم از رنج محبت به تماشای غزل
    ایستاده چه کنم آه که ویران شده ست
    طعمه ی رنج و فریبم گره از من بگشا
    پر و بالم بسته نگذارم تنها
    سخنان بی وزنم را تو ببخشا خدایا
    من بی موزون را قافیه پردازم کن
    تا تمنای وصالت …………………

  24. نقطه سر خط می‌گه:

    شب ها که دلم میگیرد هوای نوشتن به سرم میزند.اما مخاطبی ندارم. از پروردگارم شرم دارم.حرف هایم را دوست ندارم. مینویسم و پاره میکنم
    دوباره مینویسم دوباره خط میزنم. شهامت نوشتن هم ندارم.شاید قبلا همینطور نوشته شده ام شاید هم نمیدانم چه طور بنویسم.
    و دوباره نقطه سر خط

  25. دوست می‌گه:

    هر انسانی لبخندی از خداست و تو زیباترین لبخند خدایی…

  26. دوست می‌گه:

    نوشتن زیباترین کار دنیاست
    و زیباتر از آن
    چشمان توست
    که آن را می خواند…

  27. فرهاد می‌گه:

    قسمتم نیست ببینم رخ دلدار ولی
    هر کجا هست بداند که خرابش شده ام

  28. خضبان قهرمان می‌گه:

    دست خوش براگم

  29. .ساحلی می‌گه:

    سلام
    با غزل بروزم
    دعوتید به نقد/نظر

  30. فاطمه می‌گه:

    سلام استاد سپیدنامه
    امیدوارم حالتون خوب باشه
    ببخشید چه طور میشه در سایت شما عضو شویم؟

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |