بلوطی پیر هستم

بلوطی پیر هستم در کنار راه مهجوری

نه بر دستان من تابی،  نه در اطراف من، شوری

.

نه رقص کُردی و بی‌تابی دستارها در باد

نه آوازی نه شاباشی نه شمشالی نه تنبوری

.

تکیده شاخه‌هایم زیر بار بی سرانجامی

نه گرماگرم آغوشی نه نوشانوش انگوری

.

نه کبکی می‌خرامد روی یال صخره‌های پیر

نه بر دریاچه‌های خواب‌هایم قوی مغروری

.

نه بر گُل‌های گندمزار رقص کفشدوزک‌ها

نه گنجشکی، نه سنجاقک، نه پروانه، نه زنبوری

.

دویده بوته‌های خار پیش پای من هر روز

نشسته در نگاهم استخوانی بر لب گوری

.

برایت می‌نویسم ای بهار رفته از خاطر:

برای دیدن روی‌ات دلم تنگ است بدجوری

.

گرفته حال‌ام از این زندگی کو مهربانی‌هات؟

خداوندا مگیر از من ندارم هیچ منظوری

.

بلوطی پیر هستم در کنار قریه‌ای متروک

و بغض آسمان‌سوزم ندارد تاب مستوری

.

دلم تنگ است از دوری

دلم تنگ است… بدجوری

* شمشال: نوعی ساز بادی و گونه‌ای نی فلزی است و از سازهای قدیمی در منطقه کردستان به شمار می‌رود. از قدیمی‌ترین و رایج‌ترین سازهای کردستان، شمشال است که در واقع همان نی چوپان است و مقام ها و نواهای محلی با آن اجرا می شود. شمشال در مراسم عروسی و شادی همراه با آواز-(و انجام دادن رقص کوردی به همراه آن)- و گاهی هم با همراهی تنبک و دف و یا به صورت تک نوازی به کار می‌رود. این ساز در عزا نیز کاربرد دارد.

۱۰۸ نظرات لـ “بلوطی پیر هستم”

  1. زهرا محمدی می‌گه:

    سلام استادخیلی خوب بود

  2. ستایش می‌گه:

    سلام چرا شعر جدیدنمیسازین ؟منتظریم

  3. مرادیان می‌گه:

    سلام استاد. بسیار زیبا بود. واقعن خواندن این شعر با صدای بلند حال و هوای دیگه ایی به آدم میده.
    شمارو دعوت میکنم به وبلاگم. باعث افتخار بنده اس اگه تشریف بیارید.
    سپاس

  4. بچه های علوم اجتماعی 92 می‌گه:

    استاد چرا بهمون سر نزدی؟ لطفا برامون نظر بنویسید نظر شما برامون مهمه

  5. سلام استاد
    شعر را بارها خواندم و دوست دارم باز بخوانم
    بسیار دلنشین و زیبا بود دست مریزاد

  6. مريم می‌گه:

    سلام….بایک پست متفاوت آپم خوشحال میشم بیاین”ادامه مطلب”مرسی…

  7. سلام دکتر

    با غزلی تازه منتظر حضور گرمتان هستم

  8. مهسا دختر عمو رحیم می‌گه:

    شعری برای غزل
    من با تو دوستم تو با من اشتی
    مهر و محبت تو دلم کاشتی

  9. اسداله سبزی می‌گه:

    سلام استاد. بسیار زیبا بود.باعث افتخار

  10. بنفشه زواره می‌گه:

    درود
    بعد از مدت ها
    بروزم با عنوان “…تا باور کنیم دروغ هایمان را…”
    با یک بنفش نوشت همیشگی
    منتظر نگاه و نظر شما
    موفق بمانید[گل]

  11. فولاد که از جنگل آهن به دامن روزها می خزد
    روزها که کار در معادن را به بانک ها وصل می کنند
    بانک ها که رویاهای زرین را می سازند
    رویاهایی که آسمان های جهان را آکنده است
    آکنده از دودهایی که برمی خیزند و فرو نمی نشینند
    فرو نمی نشینند گرد و غبار مدرسه های ویران
    ویرانه ای یا گورستانی از آرزوهای ناتمام
    تمام نمی شوند دست هائی که در انفجار معدن گم می شوند
    گم می شوند پرولترهای کارخانه در مستی شبانه
    شبانه روز فشنگ و تفنگ
    از دست های پینه بسته ی تو شلیک می شوند
    شلیک بر مغز یوزپلنگ ها ئی که تا تن پوش زنان هالیوود دویده اند
    دویده اند پابرهنه تا اردوگاه دزدان دریائی
    دله دزد های کوچکتر از سایه های ناو هواپیمابر
    هواپیماها که پرواز را از آواز تهی می کنند
    تهی مثل کاسه های قحطی زده ی آفریقا
    قحطی فائو را غرق می کند در عرق شرم
    غرق شده شرم در روزهائ سترون تاریخ
    سترون شده اند مانیفست های آوانگارد قرن ۲۱
    قرن ۲۱ از پهنه ی اقیانوس ها و اعماق جنگلها می اید
    می آیدتا چرنوبیل و بوپال تا سردشت و حلبچه
    می آید و مرگ را قسمت می کند
    و تاول ها را و سرفه ها را
    سرفه ها در کارخانه بافندگی در پتروشیمی در قانون کار
    قانون کار موقت و زندگی اجاره ای
    اجاره می شویم در پروژه ی اهرام ثلاثه
    اجازه مان دست ارباب راکفلر و جناب روچیلد
    رب الارباب سود و سرمایه رب النوع جنگ
    برادر بزرگتر هفت خواهران ماه سیمای بورس نیویورک
    لوله های نفت که از عصب های دردناک ما می گذرند
    می گذرند ز نقشه های رنگارنگ سایکس پیکو و لورنس
    تا کازینوهای هاوائی و جزایر قناری
    تا بانک های ترور و توطئه در آیپک
    آیپک سگ های فراوانی دارد قانع به تکه استخوانی
    و تاج و تختی موروثی در دوبی و ریاض
    سگ هائی که پوزه به چکمه های آرامکو می سایند
    می آسایند در سایه ی چاه های مفت نفت
    مفتی فتوای مفتی نمی دهد
    و توله سگ های هار
    پاچه ی صاحب خانه را می گیرند
    می گیرند و می بندند و می کشند با فتوای شرعی
    این شارع به واشنتگتن منتهی می شود
    منتهی الیه دریوزگی در معبد صهیون
    صهیون که هنوز دل نمی کند از هولوکاست
    کاست عبری که عبرت نمی گیرند از فاشیست ها
    این شارع گرگ های دیوانه را به شامات می برد
    شام آخر عروس خاورمیانه که به عروسی خون دعوت شده است

    شعر از غلامرضا نصراللهی

  12. سمانه رئوفی می‌گه:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    با ترانه ی تازه ای به روزم و منتظر نقدهای سازنده شما

  13. ربیعه می‌گه:

    سلام استاد!

    دم خوش، زور جوان بوو.

  14. Rabyaa می‌گه:

    برایت می‌نویسم ای بهار رفته از خاطر:

    برای دیدن روی‌ات دلم تنگ است بدجوری

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |