ایستگاه دوازدهم درگاه

درگاه به ایستگاه دوازدهم رسید

سر آغاز سخن: اینک بهار /  یادداشت:  جشن‏ نامه چهارسالگی مجله درگاه  / مقالات: تحلیل ساختاری شعری از احمد شاملو:  دکترمحمدحسین بهرامیان / بازخوانی تفکر افقی و عمودی رولان بارت/ محمد پیرحیاتی / چرا ضد کارگاه شعر؟/ سپیده جدیری / شعر: رضا اسماعیلی، مهرداد اوستا، مانا آقایی، معصومه باغیان،  محمدعلی بهمنی، روجا چمنکار، سریا داودی‏ حموله، نینا رزندی، نجمه زارع،نگین سرحدی، حمیدرضا شکارسری، محمد شمس لنگرودی، میلاد شهبازی، مسعود صادقی بروجردی، عبدالرضا فریدزاده،  سیدضیاء قاسمی، احمد قربان‏زاده، اصلان قزللو، محمد قهرمان، مشفق کاشانی، کورش کرمپور، محمود معتقدی، علیشاه مولوی، مریم نظری/ داستان: کیف: بنفشه حجازی  / خاطره‌های ورقه شده: مریم فرهادی / چند داستانک:  ضحی کاظمی  / ترجمه:  انگلیسی: ادوین موئر،  شاعر معاصر اسکاتلندی: ترجمه پوران کاوه /  ویلیام بلیک، ترجمه: فریبا بسطامی / عربی: سعاد الصباح، ترجمه: می پرنیایی فرد / ترکی:علا‏الدین توپچو،  مترجم: طاهره میرزایی / ترکی:  متین توران، ترجمه: طاهره میرزایی / کردی:  لطیف هلمت،ترجمه: محمد مرادی نصاری / نقد کتاب: یادداشتی بر رمان «سال درخت» نوشته‌ی ضحی کاظمی : بهاره ارشدریاحی / سکانس یک، وضعیتی متفاوت در غزل کردی:  نقدی بر غزلی کوردی از مصطفی بیگی / فریاد شیری  /  کارنامهی ثریا کهریزی با آثاری از: علی الفتی، آرش الله‏ وردی، مهدی «تیرداد» آتش‏کار، ابوالفضل پاشا، رضا پورجوادی، پژمان قانون، فرهاد کریمی، سعید نصاریوسفی.  / تازه های  نشر:    کودتای دو نفره، و چنین گفت راحله سلطان، لیلای بی دریغ، نیایش و طلب عاشقانه در شاهنامه و ایلیاد و اودیسه، ترانه‏ های دلواپسی، چه می‏ گویی ننه کریم، تورا من دوست دارم عاشقانه، بذار بهت شلیک کنن، تمام غزل‏ هایم برای تو، آواز بلند، جنوب با طعم لیوا، کلمات بیش از آدمی رنج می برند

 صاحب امتیاز: موسسه فرهنگی مطبوعاتی درگاه پژوهان لُرستان / مدیر‌مسئول و سردبیر: عبدالرضا شهبازی / ویراستار: فریبا بسطامی / دبیر  بخش داستان: کرم‌رضا تاجمهر / دبیر بخش عربی: بهروز سپیدنامه / دبیر بخش انگلیسی: فریبا بسطامی / دبیر بخش ترکی: طاهره میرزایی / دبیر بخش کردی: محمد  مرادی نصاری / طراحی سرلوحه‌: سجاد همتی / طراحی وصفحه آرا:  اکبر حیدری

اضافه شدن بخش کردی، یکی از ویژگی‌های درگاه ۱۲ می باشد. مسئولیت این بخش به عهده ی شاعر و مترجم جوان و توانای ایلامی آقای محمد مرادی نصاری است. در این بخش، توجه خوانندگان عزیز را به ترجمه‌ای از اشعار خانم سعاد محمد صباح که توسط مترجم ارجمند ایلامی خانم می پرنیایی فرد ترجمه شده جلب می‌کنیم

سعاد محمد صباح

سعاد محمد صباح شاعر، نویسنده و منتقد کویتی متولد سال۱۹۴۲ میلادی می‌باشد. وی مدرک کارشناسی خود را در دانشکده علوم سیاسی و اقتصاد  قاهره با رتبه برتر  دریافت نمود.

تحصیلات کارشناسی ارشد و دکترای خود را در انگلیس و در دانشکده  University of Surrey Gelfordبه اتمام رسانید. پایان نامه کارشناسی ارشدش «توسعه و برنامه ریزی در کشور کویت» و پایان نامه دکترایش «برنامه ریزی و توسعه در اقتصاد کویت و نقش زن در آن» را به زبان انگلیسی نوشت و جدیدا به عربی ترجمه و منتشر کرده‌است.

 او علاوه بر زبان عربی مسلط به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی است . «خانه نشر و توزیع سعاد» را در سال ۱۹۸۵ تاسیس کرد. سعاد الصباح توانست جوایز بسیاری از کشورهای مختلف در زمینه‌های شعر، دستاوردهای ادبی،سیاست و اقتصاد دریافت کند.

از آثار وی می توان به مجموعه شعرهای: امنیت، گل ها معنی خشم را می فهمند، قصیده های عشق، مرا به آستانه ی خورشید ببر، برای پسرم، دقایقی از عمرم و… اشاره کرد.

شعر: سعاد محمد صباح

ترجمه: می پرنیایی فرد

به من بگو

آیا

پیش از من زنی را دوست داشته ای؟

وقتی که عاشق می‌شوی

روشنان عقل را از کف  می‌دهی؟

به من بگو … به من بگو

چه بر سر زن می رود

آن دم که عاشق یاس رازقی می شود؟

به من بگو

از شباهت آشکار

سایه و حقیقت

چشم‌ و سرمه

بگو

که زن چگونه

همزاد معشوقش می‌شود

با من با زبانی سخن بگو

که هیچ زنی جز من نشنیده باشد

مرا به جزیره ی عشقی ببر

که پیش از من

کسی آنجا سکنی نکرده باشد

مرا به کلامی فراتر از مرزهای شعر ببر

 بگو :

که من اولین عشق تو هستم

بگو :

که اولین قرار تو هستم

زلال مهربانی ات را

در  گوش هایم بریز

ماه  را

در دیدگانم  برویان

مرا جمله ای عاشقانه از تو

هم سنگ تمام دنیاست

ای که مثل گل

در وجودم جای گرفته‌ای

و کودکانه

در چشمانم بازی می کنی

در اداهای خود

مثل کودکان شگفتی سازی

سترگی مانند موج

و نرم مثل شن‌زاران

از اشتیاقم

مرنج

نامم را

در  سپیده دم

و در لحظه‌های شب

پیوسته تکرار کن

مرا ببخش

 اگر

 هنر سکوت را نمی‌دانم

همه جای دنیا را اگر جستجو کنی

 زنی چون من

نخواهی یافت

تو عشق منی

پس  رهایم مکن

شکیبایی را سر می‌کشم

من همزاد تو هستم

پس چگونه می توانم

بین سایه و حقیقت

تشخیص دهم

۵ نظرات لـ “ایستگاه دوازدهم درگاه”

  1. دانشجوی بد می‌گه:

    سلام
    و اینک در سکوت شب
    برایتان سپیدی صبح را آرزومندم.
    طاعات و عبادت هایتان مورد قبول حق. مطالبتان آموزنده بود.
    سپاس…………………………..

  2. دوست می‌گه:

    روی بوم سیاه آسمان تصویری از سپیدی و زیبایی را حک می کنم.
    در پناه حضرت دوست موفق و سربلند باشید…..

  3. شب کویری می‌گه:

    ای معلم

    دریا خود خود تویی
    که غرق طوفان توام
    شب غرق زیبایی میشه
    وقتی نگاهت میکنم

  4. تنها می‌گه:

    همین که هستی
    همین که در سرای دلم راه می روی
    همین که گاهی پناه واژه هایم می شوی
    کافیست برای آرامشم…!
    باش حتی همینقدر دور…

  5. قاسم ساجدی می‌گه:

    سپاس از اطلاع رسانی تون استاد عزیز

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |