عروس زاگرس در آتش

جنگل های طبیعی بلوط ایلام طعمه ی آتش شدند.  مردم غیرتمند ایلام، از زن و مرد ، پیر و جوان به سمت آتش سوزی زنجیره‌ای شتافتند و جان نثارانه با آن جنگیدند , و کماکان می جنگند حماسه‌ی مردم ایلام در نوع خود بی نظیر است. اما حکایت این جا تمام نمی شود. این استان با وجود جنگل های انبوه بلوط و تجربه ی آتش‌سوزی‌های مکرر از وجود یک بالگرد برای اطفاء حریق، محروم است. این حقیقت تلخی است که مسئولین باید به آن توجه نمایند. کشف و برخورد قاطعانه با مسببان این جنایت، کم‌ترین خواسته‌ی زاگرس نشینان است.

*شه لم بر وزن بلم :نام کوهی در ایلام که طعمه ی حریق شده

فریاد بلوط

(۱)

ای جنگل  با شکوه کز من دوری

از داغ تو گُر گرفته‌ام بد جوری

من در غم خویش بی صدا می‌سوزم

وقتی که  میان شعله‌ها محصوری

 (۲)

آجر شده قوت لایموتی که منم

فریاد و هوار از سکوتی که منم

آتش شده سهم جنگل خاک آلود

ای ابر ببار بر بلوطی که منم

 (۳)

دامان «شه‌لم» دوباره افروخته شد

سرسبزی آن به شعله‌ها دوخته شد

فریاد… بلوط؛ این عروس جنگل

مانند زنان شهر من سوخته شد

.

.

.

.

.

.

.

(۴)

در سینه‌ی اهل درد، دردی باید

از مجلسیان دوباره مردی باید

این آتش کینه باز خواهد آمد

آقای رییس! بالگردی باید

(۵)

هر چند که از داغ «شه‌لم» محزونم

جاری شده آتش فنا در خونم

اما به خدا قسم که امشب مردم

از غیرت و اهتمامتان ممنونم

.

.

.

.

.

.

.

(۶)

از شاخه‌ی ایمان و یقین می‌روییم

مانند سنون آهنین می‌روییم

ای بی‌شرفان که شعله بر عشق زدید

ما جای بلوط از زمین می‌روییم

(۷)

در سینه اگر دشنه بکارد آتش

جز حیله چه در توبره دارد آتش

ما بر سر عهد خود کماکان هستیم

از چار طرف اگر ببارد آتش

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

جنگل آتش گشته اما اهل درد شهر ما

خون جگر در ماتم این زخم کاری بوده اند

آن طرف برخی برای روزهای ادعا

سخت در سودای عکس یادگاری بوده اند

۱۳ نظرات لـ “عروس زاگرس در آتش”

  1. دوست می‌گه:

    عروس زاگرس!
    مردن هوای پاکت ننگی است تا ابد بر پیشانی ایران

    جنگل بلوط ایلام آتش گرفت و هیچ کس به فکر نبود جز مردمان غیور همیشگی اش…

    چرا شهر ما از تجهیزات حفاظتی و امنیتی تا این حد محرومه و چرا چرا چرا کسانی که شعله ی آتش رو به جان این درختان زنده ی بی گناه انداختند مشعل انسانیتشون خاموش شده.
    این درختان چه گناهی کردند.

    درک و عواطف شما ستودنی است
    کاش همه ی ما انسان ها اینقدر عاطفه داشتیم و اونوقت دنیا گلستان میشد نه آتشدان

  2. قاسم ساجدی می‌گه:

    زیبا زیبا زیبا

  3. سارا اجمدی می‌گه:

    درود بر استاد سپیدنامه و تعهدی که نسبت به استان ایلام داره . کاش بقیه شاعرها هم وارد میدان می شدن متاسفانه توی این جریان آتش سوزی فقط یک دو نفر از شاعران ایلام شعر گفتن . نمی دونم رسالت شاعر چیه. این که تا هدیه ای بهش ندن شعر نخونه یا این که زحمت گفتن یه شعر تازه به خودش نده. این آتش سوزی امتحان خوبی برای شاعران و هنرمندان ایلام بود که اکثرشون توش رفوزه شدن

  4. معصومه احمدی می‌گه:

    با سلام
    جای تاثر داره واقعن . خیلی ناراحت شدیم همه .

  5. سیداحمد آبساران می‌گه:

    درود براستاد سپیدنامه که به زیبایی رسالت شاعرانه تان را موزون ومقفی به تصویر کشیدید .دست مریزاد

  6. سیداحمد آبساران می‌گه:

    درود بر استاد سپیدنامه و دغدغه بجا و لطیف شان . دست مریزاد

  7. الهام حیدری می‌گه:

    درود بر استاد سپید نامه عزیز و تعبیرهای زیبا و بی نقص شما
    حکایت عشق من و بلوط حکایت سوختن است
    نبرد با آتش و چشم به امید واهی دوختن است
    باشعله خشمم شعله آتش خاموش کنم
    وای اگر ضجه های بلوط را فراموش کنم
    این خاک من عزادر می میاند هزار سال شاید
    عروس زاگرس در سوگ جنگلی سیاهپوش باید

  8. ارغنون می‌گه:

    زیبا بود استاد ….درووود

  9. ارغنون می‌گه:

    سپاس از شما برای قلم توانا و تعهد بی پدرانتان…..دست مریزاد.

  10. ارغنون می‌گه:

    سپاس از شما برای قلم توانا و تعهد بی پایان…..دست مریزاد.

  11. مهدی صندوق آبادی می‌گه:

    هزاران درود بر استاد بزرگ و توانا

  12. زهرا شهاوند می‌گه:

    واقعا عالی بود ، درود برقلم شما استاد… دروووود

  13. فاطمه ناصری می‌گه:

    واقعا زیبا بود..

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |