علی آرام شد اما

علی آرام شد اما جهان از گریه بی تاب است

زمین از غصه لبریز و زمان از گریه بی تاب است

.

کنار ناله‌های جاودان چاه و نخلستان

گلوی حضرت صاحب زمان از گریه بی تاب است

.

به روی کاغذ آه و اشک و جوهر قاطی هم شد

قلم در دست‌های شاعران از گریه بی تاب است

.

دوباره شب شد اما پشت درها خالی از مهر است

به یادش دست‌های ناتوان از گریه بی تاب است

.

و چشم کودکان کوفه این دریای بی پایان

پریشان، موج خیزان، نیمه جان از گریه بی تاب است

.

علی جان چشم‌هایت را مبند این چشم‌ها بی تو

همیشه خارج از شرح و بیان از گریه بی تاب است

.

جهان از غصه لبریز و زمان سرشار دلتنگی

زمین امشب شبیه آسمان از گریه بی تاب است

۵ نظرات لـ “علی آرام شد اما”

  1. حجت می‌گه:

    سلام دکتر .نذرت قبول .زیبا بود.

  2. قاسم ساجدی می‌گه:

    زیبا

  3. مهدی صندوق آبادی می‌گه:

    درود استاد

  4. مرضیه نظامی می‌گه:

    سلام استاد مطالبتان را مطالعه کردم و لذت بردم خوشحال مشیوم به وبلاگ بنده هم سر یزنید و مرا از نظرت فاخرتان بهره مند کنید

  5. سلام و درود

    علی آرام شد اما جهان از گریه بی تاب است……………

    ماجور حضرتش باشید

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |