از سفر برگشتگان (۳)

به شهید حمید زرگوشی

زمان داغ دوری سر رسیده است

نگاه شهر سرشار از امید است

.

یکی از دور می آید، عزیزان

حمید است او ….حمید است او…حمید است

 

.

به شهید لطفعلی مراد حاصلی

نگاهت آشنای فرودین شد

غرور دائم این سرزمین شد

.

سرانجام ای دلیر مهربانم

مرادت حاصل از مرگی چنین شد

.

.images

 

6IMG-20150903-WA0018.

.

2

۹ نظرات لـ “از سفر برگشتگان (۳)”

  1. بهروز ذبیح الله می‌گه:

    رفتی و ز رفتنت زمان غمگین است

    پرپر زدن پرندگان غمگین است.

    در گوشهء باغ ما که بلبل می خواند،

    بیچاره ز گل های خزان غمگین است.

    داغی که به روی زرد مهتاب زده ست،

    از مرگ جوانان جهان غمگین است.

    واین لاله که داغ سینه اش می بینی،

    از قسمت تلخ عاشقان غمگین است.

    ابری که به روز ماتمش می بارید،

    بر حال غریب قهرمان غمگین است.

  2. ناشناس می‌گه:

    چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است””” چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است

    روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش “”” عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .

    یاد و خاطره شهیدان گرامی باد

    ای روشنای خانه امید، ای شهید “”” ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

    چشم ستارگان فلک از تو روشن است”””ای برتر از سراچه خورشید ای شهید

    ای شهیدان ، عشق مدیون شماست “””هرچه ما داریم از خون شماست

    ای شقایق ها و ای آلاله ها “”” دیدگانم دشت مفتون شماست . . .

    شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند

    ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

    غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .

    دید در معرض تهدید دل و دنیش را “”” رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را

    رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر “””چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را . . .

    رفتن به جهاد نفس راهی است بزرگ “””از جبهه گریختن گناهی است بزرگ

    ما بر سر پست انقلابیم اکنون “”” خفتن سر پست اشتباهی است بزرگ . . .

    کبوتر و دو پلاک و دو ساک خالی تو “”” دلم دوباره گرفته زبی‌خیالی تو

    تو التماس نگاه کدام پنجره‌ای “”” که نقش بسته نگاهم به طرح قالی تو . . .

    سری که هیچ سرآمدن نداشت، آمد “”” بلند بود ولیکن بدن نداشت آمد

    بلند شد سر خود را به آسمان بخشید “””سری که بر تن خود، خویشتن نداشت آمد . . .

    گمنامی تنها برای شهرت پرستان درد آور است ، وگرنه همه اجرها در گمنامیست.

    محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در آن به محاکمه می کشند . . .

    ای دوست به حنجر شهیدان صلوات “”” بر قامت بی سر شهیدان صلوات

    خدا می داند اگر پیام شهدا و حماسه های انها را به پشت جبهه منتقل نکنیم گنه کاریم . . .

    شکر لله شیعه ای نامی شدیم “””اهل جمهوری اسلامی شدیم

    از خمـینی درس عشق آموختیم “”” در تنور جنگ و جبهه سوختیم

    بیعتی کردیم با سید علی””” راه حق در قول و فـعلش منجلی . . .

    چفیه‌ی من بوی شبنم می‌دهد “”” عطر شب‌های محرم می‌دهد

    چفیه‌ی من، سفره‌ی دل می‌شود “”” جمعه، با مهدی، مقابل می‌شود . . .

    در سینه‌ام دوباره غمی جان گرفته است

    « امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است »

    تا لحظه‌ای پیش دلم گور سرد بود

    اینک به یمن یاد شما جان گرفته است

    تا کی دل من چشم به در داشته باشد؟ “”” ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد

    آن باد که آغشته به بوی نفس توست “”” از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . .

    ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم “””برگرد ! تا سربند یا زهـرا (س) نبستیم . . .

    کتاب حماسه های همیشه

  3. ناشناس می‌گه:

    یادت می آید آن روز، صد لاله چیده بودی

    آن دفعه هم تو از من زودتر رسیده بودی

    هر بار در نگاهت طوفانی بی صدا بود

    از عشق او به قلبت نقش ها کشیده بودی

    گلزخمهایت انگار سوغاتی تو بودند

    آخر تو ان دردها را با شوق چشیده بودی

    آن روز دو چشمت اما آرامشی دگر داشت

    گویی که از لب یار چیزی شنیده بودی

    با من بگو مسافر از آن یقین قلبت

    شاید بفهمم آن روز آخر چه دیده بودی

    گویند که باز با باز با هم پر گشایند

    این است دلیل آنکه بی من پریده بودی؟

    هر روز از مزارت بوی عشقت روان است

    عشقی که با بهای جانت خریده بودی

  4. ناشناس می‌گه:

    «وَ لا تَحسَبَنَ الَذینَ قُتِلوُا فِی سَبیِلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِهِم یُرزَقون

  5. زهرا انصاریان می‌گه:

    سلام دست مریزاد استاد بسیار عالی سروده ای

  6. زهرا انصاریان می‌گه:

    سلام ممکنه از هر شعر جدیدی که میسرایید یک نسخه رو ایمیل بنده قرار بگیره اگه ممکنه

  7. محمدرضا رستم پور می‌گه:

    دکتر سپیدنامه عزیز
    مثل همیشه زیبا و دلنشین والبته اینبار که به یاد دوستان قدیمی ات هم بوده دلچسپ تر شده

  8. معصومه احمدی می‌گه:

    معلم گرامیم جناب آقای سپید نامه ، بازگشت پیکر دوستان عزیزتون رو از صمیم قلب بهتون تسلیت میگم . روحشون شاد و یادشون گرامی.
    شهیدان را به نوری ناب شوییم
    کنار چشمه ی مهتاب شوییم
    شهیدان مثل آب چشمه پاکند
    دریغا آب را با آب شوییم

    (پیام خصوصی)

  9. صیدخانی علوم اجتماعی می‌گه:

    او می رودباکوله باری ازعشق ٬مامی مانیم باغمی به اندازه ی دیروز وامروز .اومی رودولی جاویدمی ماند٬ما می مانیم درحسرت دیدار.اومی رودبرای دیداربامحبوب .ما میمانیم درامتدادجاده ی عشق.اومی رودفارغ ازمن وتو.ما می مانیم غافل ازباورحضوراو .اوعاشق می رودوماسرگردان می مانیم .اومی رودبادلی شادپرازمهربانی ٬ما گریان می مانیم خالی ازخیال او…..چه عجیب دل هوای رفتن می کند٬چه غریب می شویم بعدرفتنش باخویش .من وتوسرگردان انتخاب راهی هستیم که اودیرزمانی پیشتردرآن قدم نهاده است .اومی رودبه رسم مردان تاریخ پیشین .ما می مانیم باباوربودن او.اومی رودخالی ازاشکهای دلدادگانش ٬مامی مانیم باگریه های تلخ همیشگی .خوش بحالش راهش دریافتن معشوقش بهترین بود.اوبه میقات گاه عشق رسیدبه خدای پرنده ی آزاد٬فرشته ی پاک ٬مادران بی قراروکودکان معصوم .ما درحسرت این عشق می مانیم ٬چه شیرین است رفتنش وچه تلخ است دل کندن ازیاردیروز…..ای کاش من وتوقدرانتخابش رابدانیم وای کاش آنگاه که به چشمان مادرش نگاه می کنیم شرمگین ازکردارخویش نباشیم …اومی رودخالی ازای کاش های من وتو….!من وتوچه خواهیم کردبعدرفتنه سبزش؟ای کاش انتخاب راهمان دلش رانگریاند….(تقدیم به دوشهیدعزیزکه درگذرازتنگنای زندگی بهترین راه راانتخاب کردند )به امید روزی که به این درک برسیم که رفتنشان ازروی وظیفه نبودبلکه ازروی فداکاری وبزرگی بود .روحشان شاد.یادشان همیشگی

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |