از سفر برگشتگان (۵)

لطفعلی2حمید..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

(۱)

نگاهت چشمه، نامت جاری رود

که صحرای جهان را سبز پیمود

.

تو سنگین تر ز بغضم رفتی اما

چرا اینقدر تابوتت سبک بود

.

.

(۲)

به اندوهت دلم را داغ کردی

به مرگ زندگی مشتاق کردی

.

شبیه استخوانهایت که برگشت

دلم را در کفن قنداق کردی

.

.

(۳)

میان دستهای ناتوانش

گرفته عکس سرباز جوانش

.

برایش مانده زآن لبخند شیرین

پلاکی، تکه های استخوانش

 

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |