ترجمه ۳ شعر کوتاه از حسین شکربیگی

حسین شکربیگی هم نویسنده ی قابلی است و هم شاعری توانا که شعر را به دو زبان فارسی و کردی و در قالب های مختلف به زیبایی می سراید. ظرفیت تأویل و ترجمه پذیری شعرهای حسین از دیگر ویژگی های بارز اوست. او در سرودن، نیم نگاهی به خاستگاه زبان مقصد نیز دارد. توفیق آن را داشتم که تعدادی از شعرهای کوتاه حسین را به زبان عربی ترجمه کنم که در این پست سه مورد از آن ها را به همراه اصل شعرها تقدیم شما عزیزان می نمایم:

.hosein-shekarbeigi

.

.

.

.

.

.

.

(۱) این شانس را داشته ام

که اولین بوسه ی عاشقانه را

من

بر لبهایت بگذارم

مثل پا گذاشتن اولین آدم

بر ماه

.

(۱)

وهبت أن اکون

أول من وضع

قبلات الحب علی شفتیک

کاقدام أول انسان

علی القمر

.  

(۲)

سالهاست

به گلوله ای فکر می کنم

که یک کولی آواره است

و قلب هیچ سربازی

وطنش نیست

.

(۲)  

منذ سنین

افکر برصاصه

و هی غجریه متشرده

لن توطن

فی قلب ای جندی

.

(۳)

امیدوارم

در پاییزی با تو دیدار کنم

که زیباترین سال عمرش را می گذراند

دهانت را ببوسم

و باز  اشتباهاتم را از سر بگیرم

.

(۳)

أود

أن اقابلک فی الخریف

الذی یمضی أحلی سنه فی عمره

اقبل شفتیک

و أبدا اخطائی من جدید

.

.پاییز  

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |