ای قصه ی بهشت ز کویت حکایتی/ شرح جمال حور ز رویت روایتی

moradi-exhibition-Moscow-3

تقدیم به برادر گرانقدرم، هنرمند برجسته‌ی میهن‌ام که آوازه ی او تا آن سوی آب های جهان رفته است. عزیزی که امتزاج هنر و انسانیت است؛خوشنویس ارجمند ایلامی؛  استاد شمس الدین مرادی. این غزل به مناسبت حلول چهلمین بهار تقدیمشان شده است.برگ سبزی است تحفه ی درویش

.

شکسته می‌نویسی روی بال ابرها دل را

.

شکسته می‌نویسی روی بال ابرها دل را

پریشان کرده‌ای با رقص نی، دنیای عاقل را

.

شبیه نور فانوسی که در تاریکی و توفان

برای زورق سرگشته معنی کرده ساحل را

.

تو جان بخشیده‌ای در واژه‌ها؛ اکسیر عشق این است

که جان می‌بخشد آب و باد و خاک و آتش و گِل را

.

تو را در قصه‌ها می‌جویم و در جام‌هایی که

در آن‌ها دیده‌ام ایران و روم و مصر و بابل را

.

مرا پیوند دادی با هزاران سالِ پیش از این

شگفتا محو می‌سازد نگاهت بُعد منزل را

.

تمام غصه‌‌ها با نوشخندت هیچ می‌گردد

«شفا» بخشیده چشمان تو «قانون» هلاهل را

.

به سوی منزل خورشید و قاف عشق می‌خوانی

سماع واژه‌ها، این عارفان مست واصل را

.

شکسته می‌نویسی مثل درویشی که می‌خواند:

«الا یا ایها الساقی ادر کاساً و ناول» را

.

.1334519879_nam-moradi-5

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |