تو آن عیدی

تو آن عیدی که عید از چشم‌هایت وام می‌گیرد

غزل از خنده‌های روشن‌ات الهام می‌گیرد

.

کمی از پشت عینک آفتابت را شکوفا کن

که این دل با نگاه گرمتان آرام می‌گیرد

.

همان چشمی که از روز ازل تا لحظه‌ی اکنون

خدا در بین مشتاقان به یادش جام می‌گیرد

.

همان چشمی که در خلد برین اوصاف زیبایش

قرار از حافظ و اندیشه از خیام می‌گیرد

.

صدای نازکت را پخش کن مثل قناری‌ها

که از فریاد تنهایی دلم سرسام می‌گیرد

.

من اسبم را به شاهت داده‌ام در کارزار اما

کسی یادی از این جنگاور گمنام می‌گیرد؟

.ده ز گیرانی

نظر خود را ثبت کنيد.


در صورتی که پیام خصوصی است در نظر خود بنویسید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |