بایگانی برای اسفند, ۱۳۹۰

عید است

پنج شنبه, ۲۵ اسفند, ۱۳۹۰

بوسیدمش آنسان که باران برگ گل را
وقتی که ابر شیشه ای می زد دهل را

 
از خواب بیدارم نمود آنسان که سیلاب
خواب هزاران ساله و سنگین پل را

 
عشق آمد و پیچید در توفان مستی
با موج های خونفشانش عقل کل را

 
ای عشق ای تنگ بلور ای ماهی سرخ
عید است برچین از نگاهم خاک و خل را

 
در من نمی گیرد نه آوازی نه رودی
از نو شکوفا کن شب ساز و دهل را

 
بوسیدمش مانند دریا مثل ساحل
همچون قناری ها که می بو سند گل را

 
بوسیدم آن تصویر و گفتم کاش می شد
هستی به مستی می کشانید این مُثُل را

 


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |