بایگانی برای مرداد, ۱۳۹۱

بر نیمکت های خالی

دوشنبه, ۳۰ مرداد, ۱۳۹۱

بیدار شو ! [کوپه خالی است ] این آخرین ایستگاه است

با ساک و چتر و کلاهم ، چشمم به آن سوی راه است

 .

تنها و خسته

           شکسته

              طرفی نبسته نهادم

پا را به راهی که مثل شب های چشمش سیاه است

 .

[پرسیدم از سایه‌ای خیس : ]

 – ساعت ببخشید چند است ؟

–  تا صبح راه درازی است این اول شامگاه است

 .

لرزید در خلوت شب ز آن سوی گوشی صدایی

لرزید در سینه قلبم وقتی که گفت : … اشتباه است

 .

ترکید بغض غریبی بر نیمکت های خالی

با یاد آنی که می‌گفت : همواره چشمم به راه است

 .

بی رویت ای چشم زیبا ای قاب رؤیای جاوید

آیینه‌هایی شکسته پیوسته سهم نگاه است

 .

آه ای محاق نفسگیر از دیده‌ام پای برگیر

شب های صحرای شوقم مشتاق بانوی ماه است

 .

ساکی بجا ماند و چتری در زیر رگبار باران

بر گسترای خیابان سیلابی از اشک و آه است

 .

– همواره چشمم به راه است

– همواره چشمم به راه است

– همواره چشمم …

– … آه است

وقت افطار است

سه شنبه, ۲۴ مرداد, ۱۳۹۱

به هم میهنان زلزله دیده ام

بساط شیر و خرما را عَلَم کن وقت افطار است                            

– اذان کی می شود؟

– هرگز…

-مؤذن زیر آوار است

 

زمان گویی که ساکن مانده از روز ازل اینجا

درون عقربک هایی که آویزان دیوار است

.

نگاه کودکی می خواند آبی های مادر را

که زیر توده های آجر و آهن گرفتار است

.

چه حالی دارد آن مادر که در بین امید و یأس

به اقرار فراق نازنین خویش ناچار است

.

چه حالی دارد آن پیری که در آغوش خود دارد

نگاه مهربانی را که اینک تیره و تار است

.

و می بوسد جوانش را و می موید غریبانه:

که بی تو زندگی دیگر برایم سخت دشوار است

.

شبیه ابرهای سرزمین هایی که متروک اند

لبم لبریز لرزش ها، دلم از گریه سرشار است

.

بخواب ای نوبهار از چشم هایت لحظه ی سبزی

بخواب آسوده زیرا تا قیامت دیده بیدار است

. [ ]    [ ]    [ ]

منال ای اشک هایت دانه های ذکر بیداران

که در لوح خدا از این مشیّت هاش بسیار است

.

خدا گر بندگانش را به سمت پرتگاهی برد

به آنان بال می بخشد که او یار نگهدار است 


تنهاتر از ماه

چهارشنبه, ۱۸ مرداد, ۱۳۹۱

                                       به مولای متقیان حضرت علی (ع)

 به سوی مسجد کوفه تمام عشق در راه است

علی امشب میان کوچه ها تنهاتر از ماه است

 .

به روی ارغوانش عطر لبخندی شکوفا شد

علی آیا ز توفیقی که امشب دارد آگاه است؟

 .

قدم آرام بر می دارد و روی لبان او

مناجات شب قدر و نوای قل هو الله است

 .

خزیده در پناه شب تمام ناجوانمردی

و شمشیری که قصدش فرق خورشید شبانگاه است

 .

میان خون خود غلطید قرآنی که پیغمبر

هزاران بار فرمود : او دلیل راه از چاه است

 .

علی آرام می گیرد علی آرام می جوشد

علی آرام می نوشد از آن جامی که دلخواه است

 .

علی آرام می گرید ز داغ کودکانی که

فراق مهربانی ها بر آنها سخت جانکاه است

 .

یتیمان کاسه های شیر را بر خاک اندازید!

مجال دلنوازی با علی بسیار کوتاه است

 .

صدایی آشنا می آید از اعماق تاریکی

نوای بغض نخلستان و/ یا غم مویه ی چاه است

 .

هنوز از مسجد کوفه پس از کوچ علی بینی

که ذکر  دائم گلدسته هایش : «فزتُ و الله» است

 

بودا دروغ بزرگی است

جمعه, ۱۳ مرداد, ۱۳۹۱

                                                          برای مظلومیت مسلمانان میانمار

بودا دروغ بزرگی است وقتی که نا مهربان است

وقتی که در دست اش آهن چشمانش آتشفشان است

 

بودا دروغ بزرگی است…فریاد…آنجا…خدایا…

این فوج گل های پرپر یا برگ ریز خزان است

 

یا اشک های ملایک بر سنگفرش خیابان

یا دفتری پاره پاره از شاعران جهان است

 

گفتی که تنها سفر کن تا نیروانای جاوید

جایی که دستان خورشید در دست نیلوفران است

 

سهم من از نیروانات خون بود و اشک و تباهی

در سرزمینی که مثل چشم تو بی آسمان است

 

شرمت نمی آید از عشق سیذارتای مقدس!

وقتی که نام تو تیغی در دست بوداییان است

 

وقتی که عمق مصیبت ای مرد آرام و خاموش-

خارج از اندازه های توصیف و شرح و بیان است

 

ای کودک بی نوایم آرام بنشین که روزی

می آید آن کس که مثل وحی خدا ناگهان است

 

بودا بتی در معابد، می بینم اما که فردا

خشم تبر در میان دستان صاحب زمان است

به شایگان واقفم

 


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |