بایگانی برای آبان, ۱۳۹۱

آسمان دف می زند

چهارشنبه, ۱۰ آبان, ۱۳۹۱

     لافتی الا علی

کاروان آرام می رانَد به سمت آبگیر

کاروان مُشک و عنبر کاروانی از عبیر

.

آسمان دف می زند بر قرص خورشید بلند

باد هوهو می کند در زلف گل های کویر

.

حضرت جبریل با زنبیلی از عطر بهشت

شوق می پاشد به روی لحظه های ناگزیر

.

ناگهان آرام شد…آرام شد… تا ایستاد

گام های کاروان عشق نزدیک غدیر

.

روی تل؛ خورشید ممکن شد شبیه قرص ماه

بی مثال و بی قرین و بی رقیب و بی نظیر

.

بعد هم دستی شبیه دست موسای کلیم

یا شبیه ذوالفقار مست سازش ناپذیر

.

در کف ختم رسل ممکن شد و از آسمان

عشق فریادی برآورد: ای علی دستم بگیر

.

با علی دنیا بهشت و بی علی چون دوزخ است

با علی خورشید می تابد به روی زمهریر

هاوار

جمعه, ۲۸ مهر, ۱۳۹۱

چند دوبیتی

(۱)

دچار فقر لبخند است این دل

کمی هم آرزومند است این دل

به چشمی هستی اش را داده  بر باد

به مویی همچنان بند است این دل

.

(۲)

تمام زندگی را باختم من

خودم را در هچل انداختم من

پس از عمری رفاقت ای دل …ای دل

تو را نشناختم… نشناختم من

.

(۳)

میان آسمان دنبال می کرد

مرا از عشق مالامال می کرد

درون چشم های باز در باز

کبوتر با کبوتر حال می کرد

.

(۴)

دلم گاهی به در زد گاه دیوار

کمی تا قسمتی مست است و هشیار

خداوندا ز دست چند و چونش

به قول کردها:  هاوار … هاوار*

 *هاور در زبان کردی به معنی فریاد است


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |