بایگانی برای آبان, ۱۳۹۱

عاشورا

جمعه, ۲۶ آبان, ۱۳۹۱

(۱)

یکی دریا یکی دریاچه ی خون

شمار زخم ها افزونِ افزون

.

محرم می زند آرام آرام

زچشمان دوبیتی هام بیرون

.

(۲)

سیاهی قصد جان شمع می کرد

و فکر روز قلع و قمع می کرد

.

حسین اما میان خلوت شب

نشسته خارها را جمع می کرد

.

.

.

.

.

.

.

(۳)

فرات از کام خشک ات شرمناک است

ز داغت، آتشی در جان خاک است

.

به یاد دست های با وفایت

گریبان دو بیتی چاک چاک است

.

(۴)

غم بی یاوری یارب چه سخت است

برای حضرت زینب چه سخت است
.

بدون دست ، با چشمان زخمی

فرو افتادن از مرکب چه سخت است

.

.

.

.

.

.

(۵)

برای خواهرت آهی نمانده

به غیر از عمر کوتاهی نمانده

.

به جز آوای قرآن از سر نی

برایش هیچ همراهی نمانده

.

(۶)

حلولی تازه در گِل شد دوباره

برای سجده قابل شد دوباره

.

به روی نیزه بر پیغمبر عشق

و جبرائیل نازل شد دوباره

۲ ب ی T

چهارشنبه, ۱۷ آبان, ۱۳۹۱

(۱)

تمنایم شراب دلپذیرت

ولی از ترس شیخ سختگیرت

.

سخن در پرده می گویم عزیزم

بده لیوانی از ماء الشعیرت[۱]

.

(۲)

میان کوچه ها امشب اسیرم

گرفتار بلایی ناگزیرم

.

به حدی خورده ام کز فرط الکل

اگر فندک زنی آتش بگیرم[۲]

.

(۳)

«سحرگه رهروی در سرزمینی

همی گفت این معما با قرینی»[۳]:

.

پس از ناکامی از عشق نخستین

حرام است این که همسر برگزینی

.

(۴)

نگاهم در فراقش ریش ریش است

از آن حدی که پندارند بیش است

.

به یادت یار کرمانشاهی من

به مولا سینه ی ما شَش تلیش[۴] است

 .

[۱]  با الهام از مهندس گویا

[۲]  با الهام از ایرج

[۳]  حافظ

[۴]  شش تلیش : در گویش کرمانشاهی به معنی پاره پاره است


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |