بایگانی برای مرداد, ۱۳۹۲

بی تابی

دوشنبه, ۷ مرداد, ۱۳۹۲

علی آرام شد اما جهان از گریه بی تاب است

زمین از غصه لبریز و زمان از گریه بی تاب است

.

کنار ناله های جاودان چاه و نخلستان

گلوی حضرت صاحب زمان از گریه بی تاب است

.

به روی کاغذ، آه و اشک و جوهر قاطی هم شد

قلم در دست های شاعران از گریه بی تاب است

.

دوبارشب شد اما پشت درها خالی از مهر است

به یادش دست های ناتوان از گریه بی تاب است

.

و چشم کودکان کوفه این دریای بی پایان

پریشان… موج خیزان…نیمه جان از گریه بی تاب است

.

علی جان ! چشم هایت را مبند این چشم ها بی تو

همیشه خارج از شرح و بیان از گریه بی تاب است

.

جهان از غصه لبریز و زمان سرشار دلتنگی

زمین امشب شبیه آسمان از گریه بی تاب است

 

 

گوشه ای از قلب من

یکشنبه, ۱۶ تیر, ۱۳۹۲

 گوشه ای از چادرش را باد بالا برد و دید

چشم من، رویی که دنیا را به آتش می کشید

.

چشم من رویی که در اردیبهشت خنده هاش

آفتابی می شود گم، ماهتابی ناپدید

.

هرچه زیبایی است در عالم، خداوند بزرگ

با گِلش آمیخت آن روزی که او را آفرید

.

نغمه های: آفرین…احسنت…به به…مرحبا

از زمین و آسمان وقتی که آمد، می رسید

.

دختری بی تاب تر از رقص کُردی در بهار

آن که گیسویش به سمت بی نهایت می وزید

.

من کی ام؟! وقتی که می بینم چه آسان می برد

هوشیاری از جُنید و عقل و دین از بایزید

.

من کی ام؟! وقتی که شخصی مثل حافظ می سرود:

«نازها زآن نرگس مستانه می باید کشید»

.

ناز او را می کشم اما نمی دانم چرا؟!

بی خیال دیدن است و خسته از گفت و شنید

.

گوشه ای از چادرش را…گوشه ای از قلب من

بُرد آن جایی که دیگر هیچ کس او را ندید


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |