بایگانی برای بهمن, ۱۳۹۴

خودت هم خوب می دانی…

یکشنبه, ۲۵ بهمن, ۱۳۹۴

.

خودت هم خوب می دانی شدیداً عاشقت هستم

تمام روز در حال دویدن عاشقت هستم

.

تمام شب میان لحظه های تلخ بیداری

و گاهی هم کنار خواب دیدن عاشقت هست

.

برای درد دل در چار فصل بی سرانجامی

و احیاناً به شوق میوه چیدن عاشقت هستم

.

گل من دیگران پشت سرت بسیار می گویند

ولی با این همه تهمت شنیدن عاشقت هستم

.

«به جای آن زنانی که ندیدم دوستت دارم»*

به قدر اضطراب دل بریدن عاشقت هستم

.

به من گفتند می آیی ولی در لحظه ای مبهم

به شوق دیدنی در نارسیدن عاشقت هستم

.

به روی پرتگاه بی تو بودن ایستادم تا

بدانی – ماه من – با این پریدن عاشقت هستم

.

.

انت عمری.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

پی نوشت

نام اثر: تو را دوست می دارم

نام شاعر: پل الوار

مترجم: احمد شاملو در کتاب “همچون کوچه ای بی انتها
.

.

تو را دوست می دارم

تو را به جای همه زنانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

برای خاطر عطر گسترده بیکران

و برای خاطر عطر نان گرم

برای خاطر برفی که آب می شود،

برای خاطر نخستین گل ها

برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی رماندشان

تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه زنانی که دوست نمی دارم دوست می دارم.

جز تو ، که مرا منعکس تواند کرد؟من خود،خویشتن را بس

اندک می بینم.

بی تو جز گستره بی کرانه نمی بینم

میان گذشته و امروز.

از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم

می بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم

راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می برند.

تو را دوست می دارم

برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست

تو را برای خاطر سلامت

به رغم همه آن چیزها

که به جز وهمی نیست دوست می دارم

برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دارم

تو می پنداری که شکی ،حال آنکه به جز دلیلی نیست

تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می رود

بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.

I love you for all the women I haven”t known

I love you for all the times in wich I haven”t lived

  For the scent of the wide open spaces and the smell of hot bread

  For the melting snow and for the first flowers

  For the innocent animals wich haven”t been frightened by man

I love you to love 

I love you for all the women I don”t love 

Who reflects me if not you yourself-I see myself so little

Without you I see nothing but an empty space

Between those other times and today

There have been all those deaths that I have crossed on straw

I have not been able to break through the wall of my mirror

I”ve had to learn life word

by word How one forgets

I love you for all the wisdom, which is not mine

For health

I love you against everything wich is only illusion

For that immortal heart over wich I have no power

You think that you are doubt but you”re just reason

 You are the powerful sun that rushes to my head  

When I am sure of myself


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |