میراث سبزه و ماهی

۱۴ فروردین , ۱۳۹۴

 مانده از نوروز و از آن لحظه های تابناک

سبزه ها در زیر پا و ماهیان بر روی خاک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زمان عید هم آخر به سر شد

یکی شاد و یکی خونین جگر شد

بساط لحظه های شادی ما

وبال گردن هر رفتگر شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زمستان با تمام رو سیاهی

به پایان می رسد خواهی نخواهی

و می آید بهار و آخر آن:

شناور روی آب تنگ، ماهی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای کودکان، نوروز زیباست

پر از عیدی پر از ذوق تماشاست

ولی در چشم ماهی های غمگین

به پایان بردن رویای دریاست

 

نگاه نو منتشر شد

۱۵ اسفند , ۱۳۹۳

مجموعه مقالات بررسی تحلیلی شعر فارسی معاصر ایلام با عنوان «نگاه نو» به کوشش، بهروز سپیدنامه و سید مالک صادقیان توسط انتشارات هاوار، در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه ودر ۷۴۸ صفحه در قطع وزیری  در اسفند ۱۳۹۳ منتشر شد. «نگاه نو» با حمایت اداره کل ورزش و جوانان استان ایلام و با همکاری اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه‌ی هنری استان منتشر گردید. طرح جلد کتاب توسط هنرمند خوش آتیه ی ایلامی آقای وحید اسدی اجرا شده است.

در قسمتی از مقدمه‌ی کتاب آمده است: آغاز جریان شعر مطرح فارسی ایلام، به دهه هفتاد باز میگردد؛ آنجا که تعدادی از جوانان پرشور، فارغ از دغدغه انجمنهای ادبی، بر چمنهای پارک مینشستند و غنیترین محافل ادبی را برگزار میکردند. به تعبیر «احمد صافی النجفی»: جشنوارهای بود که در پیاده‌رو برگزار می‌گشت (مهرجان فی الرصیف یقام). برآیند این جلسات، حضور مقتدر شعر ایلام در صفحات وزین ادبی آن زمان بود.

آرشیو نشریات آن روزگار را که ورق میزنید، شکوه این حضور بیشتر آشکار می‌شود. امروز هر چند غبار ایام بر چهره نسل طلایه‌دار شعر فارسی ایلام نشسته است اما خوشبختانه شاهد آیینه‌گی جوانانی هستیم که ادامه دهنده این راه تا سر چشمه‌های خورشیدند. شاعران ارجمندی که  تلفیق اندیشه و خیال در آثارشان، تصویر لحظه‌های‌ مردمی است که صفای باطن و فرزانگی، ویژه‌گی بارز آنان است.

سابقه بیش از دو دهه حضور فعال و اثرگذار شعر فارسی ایلام در تاریخ ادبیات این مرز و بوم، فرصتی را فراهم ساخت تا ابعاد مختلف آن مورد بررسی قرار گیرد. هر چند که با انتشار هر مجموعه شعری از شاعران این دیار، شاهد اظهار نظر منفرد منتقدین در نشریات کشور بوده‌ایم اما خالی جای همایشی اختصاصی در خصوص نقد و بررسی این جریان ادبی و انتشار کتابی تخصصی با این مضمون کاملاً احساس می‌شد. برای نیل به این مهم سازمان مردم نهاد «طلایه‌داران فردای روشن» به مدیریت خانم «پروین یاسینی یکتا» و پی‌گیرهای مستمر و اثرگذارشان زیر چتر حمایت معاونت فرهنگی و امور جوانان اداره کل ورزش و جوانان استان ایلام وارد میدان شد و ایده نخستین همایش استانی نقد شعر فارسی ایلام تحت عنوان «نگاه نو» مطرح و با همراهی انجمن شعر و ادب اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری و بانک انصار استان ایلام در آبان ماه سال ۱۳۹۲ برگزار گردید. جا دارد که از حمایت‌های مادی و معنوی این عزیزان مراتب سپاس و امتنان خویش را اعلام نماییم.

مهمترین غایت همایش «نگاه نو»، جمع‌آوری و تدوین مقالات برای انتشار کتاب فوق‌الذکر بود. کتابی که گمشده بسیاری از پژوهشگران در خصوص شعر فارسی ایلام است. که در این میان به نقش پر رنگ دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته زبان و ادبیات فارسی می‌توان اشاره کرد. بر این اساس مقالات ارسالی به دبیرخانه، گردآوری و تدوین شدند اما حجم مقالات و محتوای آنها به تصویر جامعی از شعر فارسی ایلام منجر نشد. این امر موجب گشت تا به شاعران و منتقدین ایلامی داخل و خارج از استان اطلاع داده شود تا  دست‌نوشته‌هایی را که در مورد شعر فارسی ایلام نوشته‌اند یا مطالبی را که دیگران در خصوص شعرهایشان نگاشته بودند جهت درج در کتاب ارسال نمایند. تعداد فراوانی از این بزرگوران به این دعوت لبیک گفتند تا با ارسال مطالبشان بر غنای این کتاب بیفزایند. تعدادی از این عزیزان نیز خاموش ماندند و خالی جایشان در این اثر تحقیقی حاصل این سکوت است. لذا اگر نامی از آنان در میان مقالات نیست یا  اگر مطلبی از این بزرگواران در کنار سایر مطالب به چشم نمی‌خورد، برآیند این خاموشی است هر چند که نامشان به فراموشی نخواهد رفت.

همایش «نگاه نو» در صدد نقد: جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، زیبایی شناسی، ادبی و جریان‌شناسی شعر ایلام بود. که چنین هدفی محقق نگشت. کتاب حاضر نیز نتوانست به این آرمان جامه عمل بپوشاند اما بررسی توصیفی شعر ایلام نیز آرمانی است که می‌تواند سنگ بنای پژوهش‌های ژرفانگری باشد که سایر پژوهشگران انجام خواهند داد.

برای تدوین این کتاب، مقرر گردید که مبنای گزینش مقالات، رعایت مؤلفه‌ها و ساختارهای علمی باشد. اما به دو دلیل این تصمیم محقق نشد. نخست این‌که چنین غربال‌گری به کاهش تعداد مقالات و توصیف ناقص منجر می‌شد و دیگر آن‌که غایت کتاب، بررسی توصیفی شعر ایلام بود. لذا گاه در یک یادداشت نکته‌ای یافت می‌شد که بسیار حائز اهمیت بود. نکته‌ای که می‌توانست زوایایی از تاریخ شعر فارسی ایلام را روشن نماید. بر این اساس، یادداشت‌ها و مقالات عمومی در کنار مقالات تخصصی قرار گرفتند تا با هماوایی یکدیگر، تصویر شعر فارسی ایلام را ترسیم نمایند. فراز و فرودهای نوشته‌ها، در حکم جاده‌ای است با چشم‌اندازهای مختلف که به سوی هدفی روشن در جریان است. این کتاب هر چند که در نوع خود جزء اولین‌ها به شمار می‌رود اما داعیه‌دار بهترین‌ها نیست. این بدایت، استمراری را می‌طلبد که در قلم پژوهشگران نهفته است.

ادامه مطلب … »

ایستگاه یازدهم درگاه

۸ بهمن , ۱۳۹۳

در این شماره مطالب زیر منتشر شده است  

سر آغاز سخن: بستن فضا فایده‌ای نخواهد داشت/ سیدحسن خمینی.  .یادداشت: گونگادین؛ دن‌کیشوت ایرانی/کرم‌رضا تاج‌مهر شعر: سیمین الوند، فروغ بهاروند، فرشته پناهی، غزل تاجبخش، بهاره رضایی، هوشنگ رئوف، فرامرز سه ‏دهی، ذوالفقار شریعت، مسعود شیرمحمدجماعت، مهدی عابدی، فرهاد عابدینی، الهه فاضل ‏نیا، محمدعلی قاسمی، علی‏رضا کرمی، الهام کریمی، ثریا کهریزی، بهار کیخسروکیانی، هوشنگ گراوند، سارا  محمدی‏ اردهالی. داستان: آن روز، اولش آفتابی بود/ مجید پولادخانی من خواب دیده‌ام/ اعظم سبحانیان دروغ میگه، جناب قاضی!/ امیر کِلاگِر نیمکت خاکستری/ آیدا مجیدآبادی. گفت ‏وگو: بیان طنزگونه و گروتسک ‏وار عمق فاجعه را بیشتر نشان می‏ دهد گفت‏ وگو با پژمان قانون/ سعید نصار یوسفی ترجمه: زندگی ‏نامه و شعری از آن سکستون/ شهناز خسروی. زندگی نامه و داستانی از احسان عبد القدوس/ سید مهدی حسینی نژاد. گفت‏ وگو با احمد ارتان میصیرلی/ طاهره میرزایی. نقد کتاب: بافتار مجموعه‌ی «واژه ‏ها به همین منوال»سروده‌ی ابوالفضل پاشا/ سریا داودی حموله نگاهی به دفتر شعر پرویز حسینی/ عبدالعلی دست‏غیب رمز گشایی ساده‏ ی یک شعر/ فرهاد عابدینی جلوه‏ هایی از مکاتب ادبی در زبان داستانی «احمد محمود» و «محمود دولت‏ آبادی»/ فاطمه  محسن‏ زاده     تاملی بر مجموعه شعر «جنون آب» سروده‏ی هوشنگ رئوف/ سعید نصاریوسفی. کارنامهی حمید هنرجو با آثاری از: محمدرضا اصلانی، غلامرضا بکتاش، ضیاء‏الدین ترابی، محسن حسن‏زاده لیله‏ کوهی، سیدمحمود سجادی، کامران شرفشاهی، حمیدرضا شکارسری، مراد طاهرنیا، عزیز کلهر،  مصطفی محدثی خراسانی، جواد محقق، فریدون محمودی، سینا میرزایی، محمدمهدی میرزایی، عرفان نظرآهاری، سیدسعید هاشمی. تازه‌های نشر:  مجموعه  قطعه‏ های ادبی «واگویه‏ های ارغوانی» مجموعه شعر «سیب لب‏ هایت که افتاد»، مجموعه داستان «آن‏ دستِ پُل»، مجموعه شعر «در آستانه ‏ی فردا»، مجموعه شعر «سوت در ایستگاه برزخ»، مجموعه شعر «دوستت دارم، همین»

شما را به خواندن  داستانی از احسان عبدالقدوس که سید مهدی حسینی نژاد به خوبی ترجمه کرده  دعوت می کنم. قبل از آن با زندگی این نویسنده آشنا می شویم:

زندگینامه احسان عبد القدوس

احسان عبد القدوس سال ۱۹۲۹ در مصر به دنیا آمد از همان اوان کودکی شیفته مطالعه بود. پدرش که هنرمند معروفی بود سعی می کرد او را بیشتر به خواندن و مطالعه تشویق کند، سال ۱۹۴۲ از رشته حقوق دانشگاه قاهره فارغ التحصیل شد و به عنوان وکیل به کار مشغول شد، سپس به مجله “روز الیوسف” که مادرش آن را تأسیس کرده بود پیوست. احسان با ایمان کامل به آزادی و دموکراسی زندگی می کرد و در مطبوعات قلم می زد علاقه اش به آزادی به قدری بود که با وجود دعوت های مختلف به عضویت هیچ گروهی یا هیچ حزبی در نیامد.او صدایی بود که به آزادی دعوت می کرد و با استبداد مبارزه می کرد، دیدگاه سیاسی او در مبارزه با نظام پادشاهی و احزاب سر سپرده خلاصه می شد.

او ۸ سال در روزنامه “الاخبار” مطلب نوشت سپس به عنوان سردبیر روزنامه مشهور “الاهرام” بر گزیده شد. انور السادات او را به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد مصر انتخاب کرد اما او این پست را نپذیرفت. آثار این نویسنده بزرگ به زبان های زیادی از جمله: انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، پرتغالی و… ترجمه شده اند. بیشتر احسان عبدالقدوس به فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی تبدیل شده اند.آثارش عبارتند از: انگشتانی بدون دست، مردی در خانه ی ماست، مرا تنها رها نکن، دماغ و سه چشم، خون و اشک ها و لبخندهایم و… .او در سال ۱۹۹۰ در گذشت.

ادامه مطلب … »

رویی که او دارد

۵ دی , ۱۳۹۳

به کفرم می کشد هر بار گیسویی که او دارد

به ایمانم فرا خوانده است ابرویی که او دارد

 .

میان کفر و ایمان مانده ام در برزخی جانسوز

مگر دستم بگیرد چشم جادویی که او دارد

 .

حریفان خوانده اند از چشم هایش تین و زیتون را

و من سرمستم از نارنج و لیمویی که او دارد

 .

به حافظ گفته: در آتش بیفکن خرقه را خوش باش[۱]

و او هم شعله ور گردیده از رویی که او دارد

 .

جواب تلخ از او آموخته شیرین زبانی را

بنازم – ای پسر – اخلاق نیکویی که او دارد

 .

سمرقند نگاهم را بخارای دل زارم

به آتش می کشاند خال هندویی که او دارد

 .

تمام برکه ها دریاچه ها تبخیر خواهد شد

حریر برف اگر جاری کند قویی که او دارد

 .

دلم از شوق می لرزد و او با طعنه می گوید:

امیدی نیست با این قلب ترسویی که او دارد

 .

 «شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل»[۲]

دلم گردیده مایل سوی سوسویی که او دارد

.


[۱] ) گفت و خوش گفت: برو خرقه بسوزان حافظ    یارب این قلب شناسی ز که آموخته بود (حافظ)

[۲] ) شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل      کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها (حافظ)

حنجره های بیدار

۹ آذر , ۱۳۹۳

«حنجره های بیدار» مجموعه‌ ترجمه‌ی جدیدی از بهروز سپیدنامه است. این مجموعه شامل شعر پایداری شاعران جهان عرب است . مهم‌ترین ویژگی این اثر، دوزبانه بودن آن است. مترجم، در کنار ترجمه‌ی شعر، متن شعر را به زبان اصلی (عربی) نیز قرار داده است تا هم امکان مقابله به وجود آید و هم جنبه‌ی آموزشی داشته باشد. شعرهای حنجره‌های بیدار در سه بخش قرار گرفته‌اند. بخش اول قالب‌های  کلاسیک، بخش دوم: قالب‌ سپید و بخش سوم شامل شعر فولکوریک و محاوره ای است. حنجره‌های بیدار در شمارگان ۲۲۰۰ نسخه ، در ۱۳۷ صفحه و توسط انتشارات روایت فتح سال ۱۳۹۳ به چاپ رسید. 

راز خونین

۷ آبان , ۱۳۹۳

از آن روزی که زلفت را به روی نی رها کردی

میان جان مشتاقان، قیامت ها به‌پا کردی

.

نمی‌دانم چه رازی بود بر لب‌های خونین‌ات؟

که نی‌های جهان را در هوایش نی‌نوا کردی

.

از آن روزی که بر دستت گرفتی راه شیری را

مدار گردش هفت آسمان را جابجا کردی

.

گرفتی در بغل چون جان شیرین پاره‌ی تن را

و با سختی خودت را از علی اکبر جدا کردی

تمام آسمان در چشم‌هایت تیره شد، وقتی

نگاه نا امیدت را به دنبالش رها کردی

.

و با لحنی بریده مثل دستان علمدارت

جوانان حرم را با دلی خونین صدا کردی

.

چه حالی داشتی ای کوه اندوه آن زمانی که

وداعی نیمه جان با «یا اخی ادرک اخا» کردی؟

.

چهل منزل جهان را همنوا با ناله ی زنجیر

به آیات کلام آسمانی آشنا کردی

.

هزاران سال پی در پی به دنبال تو می‌گریند

تو با زنجیر و با دمّام و با هیئت چها کردی؟

.

پس از تو شعر گفتن سخت دشوار است مولا جان

چرا که قافیه‌ها را یکایک «کربلا» کردی

درگاه به ایستگاه دهم رسید

۱۸ مهر , ۱۳۹۳

دهمین شماره فصل‌نامه ادبی درگاه پاییز ۹۳ با پرونده‌ای برای محمدجعفر محمدزاده نویسنده و روزنامه نگارلرستانی منتشر شد. به گزارش لکنا، در این شماره از درگاه می‌خوانید: یادداشت مدیر مسئول: سر آغاز سخن / مقاله: عکاس ازلی : و انسان اساطیری/ محمد پیرحیاتی: نظریه توجه به هویت/ مریم رحمانی: نگاهی به جریان ترجمه در ادبیّات نمایشی ایران/ شهرزاد روستایی : مروری بر کتاب فرج بعد از شدت / نگار نادور: گفت‏‌وگو:  رمز گشایی یک سمفونی در  گفت‏ وگو با کرم رضا تاجمهر/ شعر: علی آزادی، حبیب الله بخشوده، مزدک پنجه‏‌ای، سالم پوراحمد، محمدرضا ترکی، مهسا تیموری، بیژن جلالی، اسماعیل چکانی، بنفشه حجازی، پرویز حسینی، فروغ داودی، دانیال رحمانیان، علی‏ محمد زیدوندی، بابک سلیم ساسانی، محمدعلی شاکری‏ یکتا، کامران شرف‌شاهی، میلاد شهبازی، شیوا فرازمند، پوران کاوه، عفت کیمیایی و آیدا مجیدآبادی/ داستان: صدف‏ های بندعباس/ حمیدرضا شریفی: مترسک گندم‏زار هشتمی/ وحید شیخ احمد صفاری: ردپای برفی/ امین شیرپور./ ترجمه: سیلویا پلات- ترجمه: شهناز خسروی / یحیی السماوی- ترجمه: قاسم ساجدی / نیلای اوزر- ترجمه:  طاهره میرزایی / موثر ینی آی- ترجمه : طاهره میرزایی / نقد کتاب: انسان در برابر انسان:  بهاره ارشد ریاحی / آشنازادیی‏ هایی ساختاری:  سریا داودی حموله / کارنامهی محمدجعفر محمدزاده با آثاری از: محمود اکرامی‎فر، پدرام پاک ‏آیین، کرم‏رضا پیریایی، مسعود فرج ‏الهی، مصطفی محدثی‎خراسانی، امیدعلی مسعودی، ساسان والیزاده، سلیم هاتفی و  محمدجعفر محمدزاده./ تازه‌های نشر:  مجموعه شعر «سمتِ حرف»، مجموعه شعر« هزار سال نمک زیر پلک ‏های من است»، مجموعه داستان« لیتیوم کربنات»، مجموعه شعر« دریا برای زن شدن کم است»، مجموعه داستان« همسفر سرخ»، مجموعه  قطعه ‏های ادبی« واگویه‏ های ارغوانی»، مجموعه شعر« واژه‏ ها به همین منوال»

فصل‌نامه ادبی درگاه:

صاحب امتیاز: موسسه فرهنگی مطبوعاتی درگاه پُژوهان لُرستان / مدیر‌مسئول و سردبیر: عبدالرضا شهبازی / ویراستار: فریبا بسطامی / دبیر  بخش داستان: کرم‌رضا تاجمهر / دبیر بخش عربی: بهروز سپیدنامه / دبیر بخش انگلیسی: فریبا بسطامی / دبیر بخش ترکی: طاهره میرزایی / طراحی سرلوحه‌: سجاد همتی/ طراحی وصفحه آرا:  اکبر حیدری / لیتوگرافی و چاپ: طاهر

عزیزان هم استانی ام می توانند درگاه را از کتابفروشی ماهان واقع در پشت فرمانداری شهر ایلام تهیه نمایند.

با هم سری به صفحه ی ترجمه ی عربی درگاه می زنیم . در این شماره، شاعر و مترجم جوان و خوش آتیه آقای قاسم ساجدی شعری از یحیی السماوی را به زیبایی به فارسی برگردانده است.

ادامه مطلب … »

عاشقانه های جلیل

۲۷ شهریور , ۱۳۹۳

عاشقانه های جلیل صفربیگی منتشر شد

جلیل صفربیگی شاعر توانمندی است که همیشه حرفی برای گفتن دارد. علاوه بر این، نام جلیل با تازه‌گی و نوآوری همراه است. او جهان را از دریچه‌ای دیگر می‌نگرد. جلیل شاعر نوپردازی است که نوآوری او هم در حیطه‌ی فرم است و هم محتوا. فرم برای جلیل دو معنا دارد . یکی به مفهوم تخصصی کلمه است و دیگری به معنای روش ارائه‌ی شعر که شامل قطع کتاب، تصویرپردازی، صفحه‌آرایی و نظایر آن است.  جلیل متناسب با نیازهای انسان امروز و انتظاری که از شعر دارد، حرکت می‌کند.

اخیراً شاهد اقدام جدیدی از جلیل صفربیگی هستیم که در نوع خود بی‌نظیر است. «کارت شعر» یا «شعر کارت»، شامل مجموعه‌ای از رباعی‌ها و شعرهای کوتاه جلیل است که هر کدام از آن‌ها برروی کارتی مستقل چاپ  و تصویر پردازی شده اند. تلفیق شعرهای زیبا با تصویر‌پردازی‌های قشنگ، ملاحتی خاص به کارها بخشبده است.

عنوان مجموعه‌ی اول، «عاشقانه‌های جلیل (۱)» است ، این مجموعه شامل ۶۰ کارت شعر است که تصویر پردازی آن را خانم «سحر صدارت» انجام داده‌اند. عنوان مجموعه‌ی دوم، «عاشقانه‌های جلیل (۲)» است ، این مجموعه نیز شامل ۶۰ عدد کارت شعر است که تصویرسازی آن توسط  خانم «فرخناز حمید‌نژاد » انجام شده است.

حمل آسان، استقلال هرکدام از کارت‌ها، امکان هدیه دادن کارت‌ها به دیگران در مناسبت‌های مختلف، نصب کارت شعر در مکان‌های دلخواه و دهها کارکرد دیگر، از ویژگی‌هایی است که این آثار بدیع صفربیگی را از سابر آثار متمایز ساخته است. برای جلیل لحظه‌های زیبایی را آرزومندم و به تصویرپردازان آثارش دست‌مریزاد می‌گویم.

تکیه بر تنهایی

۲۸ مرداد , ۱۳۹۳

دفتر شعر «به تنهایی تکیه می زنم» از حجت الله بخشوده، شاعر باذوق و توانای ایلامی منتشر و به دست مشتاقان رسید. حجت الله در این باره می گوید: «تکیه بر تنهایی» عنوان مجموعه شعری است از من که به تازگی توسط انتشارات شاملو در ۷۲صفحه و شامل شعرهای اجتماعی و عاشقانه در دو فصل( کلاسیک و نو ) به چاپ رسیده که طرح روی جلد و صفحه آرایی آن اثر ماندگار گرافیست جوان و خوش ذوق شیرازی  جناب آقای سیامک سرتیپی است. غزلی ازاین مجموعه تقدیم شما خوبان می شود:

 

عشت یا غزه یا ام الصمود

۲ مرداد , ۱۳۹۳

                                     شعر از :  سمیر مقبل (شاعر عراقی)

                                   ترجمه:  بهروز سپیدنامه

زنده باد ای غزه

ایستاده در پهنای سینا

استوار

این سرود را جاری کن:

«زنده باد ای غزه، مام پایدار»

گام هایت را

همنوا با ردی ساختی

که در کربلا جاری بود

و از سبط شهید

درس ها آموختی

با دستانی تهی از جنگ افزارهای نوین

با یقین

حماسه و ایستادگی

با جهاد

عرفان و اعتقاد

پایداری را سرودی

و  هستند مردانی

از خیل فرزندانت

سربازان شجاع

            پایداران امیّدوار

که بر پیمان ماندند

و بر آیین

         و بر دین.

شیران شرزه ای

که هیبت نگهبانی شان

هراس را

در جان صهیونیست ها ریخت.

زره پوش ها

تکه های آهن گداخته اند

شیلک بی امانشان را

ایمانشان را

شکیبا باش غزۀ عزیز

این همان سحرگاهی است

که قرین پیروزی است

صهیونیست ها

تجاوز و طغیان

و ستم را

به بالاترین حد رسانند

و لبنان

درس سرافکندگی است

سربازانشان را.

وای بر آنان که باز گشتند

و از آن روز بزرگ

عبرت نیاموختند

همانانی

که بر حق کشی

آواره کردن

و شهید ساختن

بنیان خویش نهادند

و فردا می بینم

پایانشان را

و نامی

که بر جریدۀ عالم نخواهد ماند

ای غزۀ عزیز

ترا پاداشی نیکوست

زان پس

که اوباش یهود را

به پایداری

پاسخ خواهی داد

که پیروزی

از آن کسی است

که گرانبهاترین چیز را

جان عزیز را

در راه حق

فدا می کند

ایستاده در پهنای جولان

غزه را بنگر

که پایداری را

بپا داشته

و پرچم های مقاومت را برافراشته

یا ابناء الغزه

۱ مرداد , ۱۳۹۳

(۱)

من گم شده ام بیا مرا جار بزن

تصویر مرا به روی دیوار بزن

.

ای حاصل عمر رفته ای آزادی

یک لحظه سری به این گرفتار بزن

.

(۲)

ققنوس شدی مرا در آتش زادی

یک دسته گُل سرخ به دستم دادی

.

با نام تو آفتاب بر می خیزد

ای چشم به خون نشسته ای آزادی

.

(۳)

با بغض فرو خورده تبسم کردیم

آهسته به زیر لب ترنم کردیم:

.

ای گوهر شب چراغ ای آزادی

در پستو خانه ها تو را گم کردیم

 

قدر و صدر

۲۹ تیر , ۱۳۹۳

حبیب الله بخشوده مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان ایلام شد

طی حکمی از جانب آقای حاجیان زاده مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کل کشور، ضمن تشکر از  زحمات استاد ارجمند عرصه ی خوشنویسی کشور جناب آقای حاج علی اشرف صندوق آبادی مدیر محترم پیشین کانون، استاد حبیب الله بخشوده به عنوان مدیر کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان ایلام منصوب شد. حبیب الله بخشوده شاعر و پژوهشگری است که سال ها در فضای ادبیات این مرز و بوم نفس کشیده و نام آشنای اهل ذوق و هنر در سراسر کشور است. انتصاب بخشوده نوید بخش التفات مسئولین به بهره گیری از شخصیت های فرهنگی و هنری در تصدی پست های مرتبط می باشد. این انتصاب موجب خرسندی اهل ادب و هنر در استان ایلام گشت. استاد ظاهر سارایی در وبلاگ خود (ایلام آسو) مطلب زیبایی در باره ی این انتصاب نوشته  که با واکنش مثبت دوستان مواجه شده است. بنده نیز بر حسب تکلیف در قدردانی از این اقدام   نوشتم:

سلام ظاهر جان
از مطلبی که در مورد حبیب نوشتی به نوبه ی خود تشکر می کنم. آن چه که باید به مطلب ارزنده تان اضافه کنم آن است که ‏حبیب الله بخشوده سابقه ی حضور در پست های مختلف فرهنگی و هنری اداره ی کل آموزش و پرورش استان ایلام را داشته اند ‏در حقیقت تجربه ی مدیریتی او در کنار تجربه ی زیسته اش در فضای ادب و هنر می تواند زمینه های موفقیت او را فراهم کند. ‏مناعت طبع، پاکدامنی ، پاک دستی و پرهیزشان از افزون خواهی و سالوس گری که ریشه در التزام ایشان به دین و ارزش های ‏اخلاقی دارد از او شخص نازنینی ساخته است . سالهاست که او این مشی را حفظ کرده و بر همین سلوک ادامه می دهد. بخشوده ‏یکی از معدود کسانی است که در استان ایلام در خصوص ادبیات کودک و نوجوان قلم زده و آثار بسیار زیبایی خلق کرده است . ‏دنیای زلال حبیب به دنیای پاک کودکان و نوجوانان بسیار نزدیک است‎ .‎سالهای دوستی و همکاری با حبیب این نکته رابرای بنده ‏مبرهن کرد که او مدیری است که شعر می گوید. مدیری است که پژوهشگر است و شاعر ، پژوهشگر و هنرمند صاحب ذوقی ‏است که تجربه ی مدیریتی جدیدی را به کارنامه ی خویش اضافه کرده است. بی شک حبیب در راهی قدم نهاده که چندان هموار ‏نیست. اما حمایت حداکثری هنرمندان، اهل قلم و ارباب جراید استان در کنار عنایت مسئولین از یک سو و اعتماد زایدالوصف ‏کانون مرکز به ایشان می تواند افق های روشنی را فرا روی او قرار دهد. بخشوده مدیری است که آهسته و پیوسته می رود. می ‏داند که : گربدی گفت حسودی و رفیقی رنجید / گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم . می داند که: سنگ بد گوهر اگر ‏کاسه ی زرین بشکست/ قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود. و نیک می داند که: تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کاهلی است / ‏راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش.

موفقیت حبیب الله بخشوده موفقیت یک شخص نیست. موفقیت هنر متعهد است. هنرمندی ‏که باید قدر بیند و بر صدر نشیند. امید است سنت حسنه ی انتخاب مدیران فرهنگی از بین جامعه ی هنرمندان و فرهیختگان استان ‏کماکان استمرار یابد.‏ برای استاد صندوق آبادی نیز آرزوی موفقیت دارم.

ادامه مطلب … »

علی آرام شد اما

۲۷ تیر , ۱۳۹۳

علی آرام شد اما جهان از گریه بی تاب است

زمین از غصه لبریز و زمان از گریه بی تاب است

.

کنار ناله‌های جاودان چاه و نخلستان

گلوی حضرت صاحب زمان از گریه بی تاب است

.

به روی کاغذ آه و اشک و جوهر قاطی هم شد

قلم در دست‌های شاعران از گریه بی تاب است

.

دوباره شب شد اما پشت درها خالی از مهر است

به یادش دست‌های ناتوان از گریه بی تاب است

.

و چشم کودکان کوفه این دریای بی پایان

پریشان، موج خیزان، نیمه جان از گریه بی تاب است

.

علی جان چشم‌هایت را مبند این چشم‌ها بی تو

همیشه خارج از شرح و بیان از گریه بی تاب است

.

جهان از غصه لبریز و زمان سرشار دلتنگی

زمین امشب شبیه آسمان از گریه بی تاب است

ایستگاه نهم درگاه

۲۳ تیر , ۱۳۹۳

نهمین شماره فصل نامه درگاه منتشر شد

صاحب امتیاز، مدیر مسئول و سردبیر: عبدالرضا شهبازی؛ ویراستار: فریبا بسطامی؛ دبیر داستان: کرم‌رضا تاجمهر؛ دبیر بخش عربی: بهروز سپیدنامه؛ دبیر بخش انگلیسی: فریبا بسطامی؛ طراحی سرلوحه‌: سجاد همتی؛‏ صفحه آرا: اکبر حیدری ‏

‏ ‏ نهمین شماره فصل نامه ادبی درگاه تابستان ۹۳ با پرونده ای برای محمد اسدیان شاعر و پژوهش گر لرستانی منتشر ‏شد ‏.  ‏ یادداشت : کمتر حرف بزنیم و کمتر قضاوت بکنیم/ دکتر محمود سریع ‏القلم ‏ مقاله:‏ ‏ ‏ به ستوه آمدم از این شب تنگ/ شیرزاد بسطامی هفت گام در شعر دهه‌ی نود/ ابوالفضل پاشا ‏ بررسی و تحلیل درون‌مایه‌ و ساختار «ساقی‌نامه‌ی» مرشد بروجردی/ دکتر علی نوری/ احسان حیدری جمشیدی شعر:‏ احمدرضا احمدی، میثم ابراهیمی، کورس احمدی، سارا بهاروند، علی جهانگیری، سریا داودی حموله، فرانک رشیدی، ‏حمیدرضا شکارسری، سیدعلی صالحی، محمد قهرمان، لیلا کردبچه، الهام کریمی، زینب کریمی، فرهاد کریمی، عزیز ‏کلهر، حامد محقق، ابوالحسن مومنی، مرضیه نظامی، رسول یونان.‏ داستان:‏ توی این کمد هیچ چیز اندازه من نیست/ خاطره زارعی کلید/ نرگس سپه‏وند ‏ ‏ ترجمه:‏ داستان/ ذکریا تامر/ ترجمه/ سید مهدی حسینی نژاد شعر/ شیرکو بی‏کس/ ترجمه / صلاح ‏الدین قره‏تپه ‏ ‏ نقد کتاب:‏ شین‌ها زیر مِهِ رقیق مدرنیسم/ کرم‏رضا تاجمهر سمفونی‏ با شکوهِ شعر/ پرویز حسینی جهان کروی/ میرسلیم خدایگان یک آدم بیکار،کمی قند، و چای/ عبدالرضا فریدزاده کارنامه‎ی محمد اسدیان با آثاری از:‏ سیدمرتضی جزایری، بهرام سلاحورزی، عنایت سمیعی، محمدعلی شاکری‏یکتا، عمران صلاحی، اسحاق عیدی، باجلان ‏فرخی، منصور کیایی، محمدرضا محمودزاده و محمدرضا مدیحی.‏ تازه‌های نشر:‏ ‏ معرفی گزیده دیوان اشعار اسفندیار غضنفری امرایی/ چهار مجموعه شعر از هوشنگ رئوف

سید مهدی حسینی نژاد مترجم توانمند ادبیات عرب در این شماره داستان زیبایی از ذکریا تامر ترجمه کرده که ضمن آشنایی با تامر آن را تقدیمتان می کنیم

زکریا تامر

زکریا تامر، سال ۱۹۳۱ در شهر دمشق به دنیا آمد. در ۱۳سالگی به ناچار مدرسه را رها کرد. و به کارهایی چون آهنگری و کلید سازی روی آورد. نوشتن را از مجله «النقاد» سوریه آغاز کرد. سپس در سایر عرصه های فرهنگی به کارش ادامه داد. آغاز داستان نویسی او به سال ۱۹۵۸ بر می گردد اولین مجموعه اش «شیهه اسب سفید را در سال ۱۹۶۰» منتشر کرد.

اغلب داستان های او در فضای سور رئال و با زبانی ساده نوشته شده اند،طنز از مهم ترین عناصرآثار اوست. تامر علاوه بر داستان، مقالات انتقادی و در زمینه کودکان نیز کتاب های ارزشمندی از جمله «جوجه تیغی» و «۳۷ داستان برای کودکان» منتشر کرده است.

او سر دبیر مجلات مختلفی چون رافع،الموقف،اسامه در زمینه کودک ونوجوان و مجلاتی چون الدستور لندن، التضامن لندن، الناقد و… بوده است. داستان هایش به زبان های فرانسوی،روسی،انگلیسی،آلمانی،ایتالیایی،بلغاری،اسپانیایی و صربی ترجمه شده اند. از آثارش می توان به : شیهه ی اسب سفید، بهار در خاکستر، رعد، پلنگها در روز دهم، اف، به زودی می خندیم ، قوره، و… اشاره کرد.  از سال ۱۹۸۱ ساکن لندن است. ادامه مطلب … »

ابلام و صبحگاهش

۲۸ خرداد , ۱۳۹۳

ای گام‌های نازت در خلوت خیابان

مثل نسیم و سایه در گرمی بیابان

.

«ایلام»  و صبحگاهش با چشم تو قشنگ است

ای دختر سپیده در لحظه‌های آبان

.

«میدان سعدی» از تو رنگی دگر گرفته

«خیام» هم برایت گردیده پای‌کوبان

.

وقتی که می‌گذاری پا در مسیر هر روز

جان می‌دهد نگاهت حتی به پیرمردان

.

بر من بتاب ای مهر زیرا که بی فروغم

مثل پرنده‌ا‌ی  کز بر نرده‌ی زمستان

.

بانو اگر نباشی  این شهر و دلبرانش

در چشم من چه خالی در چشم من چه ویران

بلوطی پیر هستم

۱۲ اردیبهشت , ۱۳۹۳

بلوطی پیر هستم در کنار راه مهجوری

نه بر دستان من تابی،  نه در اطراف من، شوری

.

نه رقص کُردی و بی‌تابی دستارها در باد

نه آوازی نه شاباشی نه شمشالی نه تنبوری

.

تکیده شاخه‌هایم زیر بار بی سرانجامی

نه گرماگرم آغوشی نه نوشانوش انگوری

.

نه کبکی می‌خرامد روی یال صخره‌های پیر

نه بر دریاچه‌های خواب‌هایم قوی مغروری

.

نه بر گُل‌های گندمزار رقص کفشدوزک‌ها

نه گنجشکی، نه سنجاقک، نه پروانه، نه زنبوری

.

دویده بوته‌های خار پیش پای من هر روز

نشسته در نگاهم استخوانی بر لب گوری

.

برایت می‌نویسم ای بهار رفته از خاطر:

برای دیدن روی‌ات دلم تنگ است بدجوری

.

گرفته حال‌ام از این زندگی کو مهربانی‌هات؟

خداوندا مگیر از من ندارم هیچ منظوری

.

بلوطی پیر هستم در کنار قریه‌ای متروک

و بغض آسمان‌سوزم ندارد تاب مستوری

.

دلم تنگ است از دوری

دلم تنگ است… بدجوری

* شمشال: نوعی ساز بادی و گونه‌ای نی فلزی است و از سازهای قدیمی در منطقه کردستان به شمار می‌رود. از قدیمی‌ترین و رایج‌ترین سازهای کردستان، شمشال است که در واقع همان نی چوپان است و مقام ها و نواهای محلی با آن اجرا می شود. شمشال در مراسم عروسی و شادی همراه با آواز-(و انجام دادن رقص کوردی به همراه آن)- و گاهی هم با همراهی تنبک و دف و یا به صورت تک نوازی به کار می‌رود. این ساز در عزا نیز کاربرد دارد.

ایستگاه هشتم درگاه

۱۱ فروردین , ۱۳۹۳

صاحب امتیاز و مدیر مسوول فصل‌نامه درگاه گفت: هشتمین شماره مجله ادبی «درگاه» ویژه بهار ۱۳۹۳ با بررسی آثار آفاق شوهانی، از امروز به بازار نشر و مطبوعات آمد. به گزارش یافته، “عبدالرضا شهبازی” اظهار داشت: مجله «درگاه»، یک فصل‌نامه تخصصی ادبیات است که هر سه ماه یکبار منتشر می‌شود که شماره هشتم آن به بررسی آثار خانم «آفاق شوهانی» شاعر مطرح ایلامی اختصاص دارد.

وی افزود: بهزاد خواجات، مهرنوش قربا‌ن‌علی، داوودی حموله، پرویز حسینی، بهاره رضایی، سعید نصار یوسفی و تنی چند از شاعران و منتقدان به نقد و بررسی و خوانش آثار خانم آفاق شوهانی پرداخته‌اند. وی گفت: گستره این مجله در منطقه جنوب غرب کشور اعم از لرستان، همدان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان است.

شهبازی اضافه کرد: مجله «درگاه» از دو سال پیش که مجوز گرفته است تا کنون هفت شماره را انتشار داده که شماره هشتم آن در اسفند ماه روی دکه‌ها قرار گرفت. شهبازی درباره همکاران این شماره از مجله گفت: در این شماره نیز دوستان زیادی همچون نسرین جافری، علی‌مردان عسگری، کرم‌رضا تاج‌مهر، بهروز سپیدنامه، هوشنگ رئوف، ، محمد کاظم علی‌پور و … با «درگاه» همکاری نمودند

وی درباره مطالب این فصل‌نامه تخصصی ادبیات گفت: «درگاه» دارای دو بخش مجزا است که در یک بخش به بررسی پرونده یک شاعر و نویسنده در حوزه شعر و داستان می پردازد و در بخش دیگر با ارائه مقالاتی به ادبیات معاصر می پردازد که در این شماره مطالبی از سعید بیابانکی، فرشته پناهی، مینا دستغیب، سید ضیا شفیعی و دیگران به چاپ رسیده است. گفتنی است هشتمین شماره مجله ادبی «درگاه» ویژه بهار۱۳۹۳، از بیست و دوم اسفندماه به بازار نشر و مطبوعات آمد.

در این شماره مطالب زیر را می‌خوانید:

 سخن نخستپشت دریچه اسفند/ مدیر مسوول

مقاله: انسان و عشق در شعر احمد شاملو/ مهرعلی شرفی / بررسی و مقایسه مضامین اجتماعی در شعر شاعران معاصر/ سرور الیاسی / جایگاه تعزیه یا شبیه خوانی در نمایش‌نامه نویسی ایران/ شهرزاد روستایی

شعر: کیوان اصلاح‌پذیر، مریم اصلانی، شیرزاد بسطامی، سارا بهاروند، سعید بیابانکی، فرشته پناهی، مینا دستغیب، هوشنگ رئوف، فرانک رشیدی، سید ضیاء الدین شفیعی، مظاهر شهامت، میلاد شهبازی، مسعود شیرمحمد جماعت، آرزو صفایی، فرهاد عابدینی، شیوا فرازمند، عبدالجبار کاکایی، علی گودرزیان، محمد شمس لنگرودی، مصطفی محدثی خراسانی، سارا محمدی اردهالی، مژگان میر افضل بروجنی.

داستان: آقاجون/ بهاره ارشد ریاحی / قاب عکس/ مرضیه کمالوند /ترجمه: شعر عرب/ حسن المروانی / هایکو/ ماتسو باشو، موریتاکه /شعر ترک: ملیسا گور پینار

 گفت‌وگو: فرار به آنسوی مرزهای حقیقت/ ناهید عرجونی

کارنامه ی آفاق شوهانی با آثاری از:

علیرضا بهنام، ابوالفضل پاشا، لادن جمالی، پرویز حسینی، بهزاد خواجات، منصور خورشیدی، سریا داودی حموله، بهاره رضایی، میترا سرانی اصل، علیرضا عباسی، پژمان قانون، مهرنوش قربانعلی، فرهاد کریمی، ثریا کهریزی، احسان مهدیان، سعید نصاریوسفی و سجاد صاحبان زند.

 تازه‌های نشر: «و شب در چراغ نظاره خود میسوخت»، «بیگانه میخندد»، «ماه از طناب آه بالا رفت»، « من فقط گریه یادم مانده است»، «‌مامون و قلاق‌های باغ آغاشازده»، « با دست‌هایم راه میروم»

با هم صفحه ی ترجمه ی عربی درگاه را ورق می زنیم . این شماره حسن المروانی و ترجمه ای از مترجم توانا خانم نرگس حاتمی

حسن المروانی عراق

وی در سال ۱۹۵۱ در شهری کوچک از جنوب عراق در خانواده ای فقیر و بی بضاعت متولد شد. او ، بعدها برای ادامه تحصیل  به بغداد رفت . حسن، تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشکده ی زبان و ادبیات عرب دانشگاه بغداد پی گرفت. دوران دانشگاهی او با عشق جانسوزی مصادف شد که نهادش را به آتش کشید. «سندس» دختری مرفه و ثروتمند از اهلی کرکوک بود که با حسن المروانی فاصله‌ی طبقاتی بسیار داشت. با این که «سندس» عشق حسن را رد کرده بود اما او همچنان در آرزوی وصالش ماند اما ازدواج محبوبش با هم دانشگاهی ثروتمندش که تنها به خاطر همسانی طبقاتی انجام شده بود تمام امیدهای مروانی را به یأس مبدل ساخت. حسن المروانی در سن ۲۱ سالگی به شاعری مطرح تبدیل شد و شعرهای او مورد توجه بسیاری از ناشرین و خوانندگان مطرح قرار گرفت.

شعر «من و لیلی» یکی از بهترین شعرهای عاشقانه ی شعر معاصر عرب است که از شهرت خاصی نزد عام و خاص برخوردار است. این شعر روایت گر عشق و ناکامی است. وی این شعر را در جشن فارغ التحصیلی  دانشجویان در حالی قرائت نمود که معشوقه اش در سالن حضور داشت. این شعر که با اجرای سوزناک شاعر همراه بود مورد تشویق زاید الوصف جمعیت حاضر  قرار گرفت. در مقدمه ی شعر آمده است:

دوستان مرا سرزنش می کنند که چرا در عشق کسی اصرار می ورزی که تو را رد کرده است. اما من می گویم چونان کودکان، اصرار کردن را دوست دارم و ترجیح می دهم که دوبار به دار آویخته شوم تا این که دو بار عاشق شوم.

ادامه مطلب … »

جاری تر از نسیم

۱۱ اسفند , ۱۳۹۲

در پست های قبلی، خبر چاپ سه مجموعه شعر کوتاه از جلیل صفربیگی را نوشته بودم. «بی تنها» تقدیم به عبدالجبار کاکایی، «اپرای گوسفندی» تقدیم به سید علی میر افضلی و «۱۲۰×۷۰×۱۸۰» تقدیم به بهروز سپیدنامه. بهروز سپیدنامه ای که من ام، باز هم از فروتنی و بزرگواری جلیل صفربیگی ممنون و سپاسگزارم. با هم چند شعر از این مجموعه ها را مرور می کنیم:

اگر من نبودم

اگر برادرم نبود

گرسنگی کجا زندگی می کرد

.

.

حوایی کردی

بغلت کردم

بوسیبمت

آدمت گرم

.

غروب دهکده

ماه

روی شاخ های بز جوان

.

صدای زنگوله

سر تکان می دهد

بز پیر

.

پوست میش

پوستین درویش

.

رد پایت مانده روی برف های کوچه مان

کاش نه برفی ببارد نه بتاید آفتاب

.

.

گرچه هستم با سلیمان دورم از جای خودم

مثل بسم الله الرحمن الرحیم توبه ام

.

رفتند زن و مرد جوان از لب رود

زانو به بغل گرفته ماه غمگین

۳ ترجمه از جلیل

۱۰ بهمن , ۱۳۹۲

جلیل صفربیگی شاعر توانا ، نجیب و نام آشنای کشور به منظور پاسداشت زبان و فرهنگ زادبوم خود (ایلام) در اقدامی  شایسته ۳ مجموعه ی شعر کردی از سه تن از شاعران توانا و خوش آتیه ی استان را از زبان کردی به فارسی برگرداند. تجربه ی زیسته ی صفربیگی در زبان مبدا (کردی) و زبان مقصد (فارسی) و نیز تجربه ی زیسته ی او در دنیای شعر سبب شده تا خواننده با ترجمه ی مناسبی از آثار مواجه شود.

«جیبم پر از رد پاست» مجموعه ی طرح های «فرهاد شاهمرادیان» است که توانسته است با تم «رد پا» طرح های زیبایی را بیافریند و به مخاطبین خویش عرضه نماید. «عکس یادگاری با مرگ» عنوان مجموعه شعر های کوتاه «سامان بختیاری» است که با موضوع «مرگ» سروده شده اند. رویارویی بختیاری با این موضوع بسیار شنیدنی است. و نهایتاً این که «بودای کرد» عنوان مجموعه شعرهای «حسین شکربیگی» است که در قالب های سپید و نیمایی به زیبایی سروده شده اند. لازم به ذکر است که شاعران مذکور دارای آثار و مجموعه های زیبایی به زبان فارسی نیز هستند.

جلیل صفر بیگی در برگردان این سه محموعه از ۳ شیوه ی مختلف ترجمه استفاده کرده است.ضمن آرزوی موفقیت برای جلیل ، فرهاد، سامان و حسین، و تشکر از انتشارات «فصل پنجم» برای این اقدام ارزنده ،با هم چند ترجمه از این سه مجموعه را مرور می کنیم:

۱۳۷۰

۱۳ دی , ۱۳۹۲

زمان برای منِ عاشق، شتاب از نفس افتاده است

هنوز عقربه‌ها روی ۱۳۷۰ است

.

صدای گرم تو در گوش‌ام، همیشه مثل غزل جاری

به روی هر چه که می‌بینم، نگاه ناز تو افتاده است

.

زمان به یاد تو در جریان، زمین به نام تو می ‌چرخد

خدا زمام امورش را به چشم‌های شما داده است

.

شبیه واگن متروکی کنار غربت راه آهن

دل غریب و پریشانم برای زنگ زدن آماده است

.

کمال مقصد هر شاعر! – شبیه حافط و مولانا-

زمین بدون تو بی حاصل، زمان بدون تو بیداد است

.

سفر بخیر گل باران، نسیم جاری خوشبختی

که مرگ با همه‌ی سختی کنار چشم شما ساده است

.

پس از گذشت چهل سال از نگاه مست تو می‌بینم

هنوز عقربه‌ها روی ۱۳۷۰ است

 

گشاده دست مهربان

۱۰ دی , ۱۳۹۲

کریم

در خلوت چشمهایتان غوعا بود

تصویر شکسته ی زنی تنها بود

.

ای معدن بی کران بخشایش و جود

صلح تو زمینه ساز عاشورا بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رئوف

ای کاش کنار بارگاهت باشم

آیینه به دست روی ماهت باشم

.

ای مأمن آشنای دل های غریب

آهو شده ام که در پناهت باشم

 

ایستگاه هفتم درگاه

۳ دی , ۱۳۹۲

صاحب امتیاز، مدیر مسئول و سردبیر: عبدالرضا شهبازی /  دبیر بخش داستان: کرم کرضا تاجمهردبیر بخش عربی: بهروز سپیدنامه  / دبیر بخش انگلیسی و ویراستار: فریبا بسطامی 

در این شماره مطالب زیر  را می خوانید:  سخن نخست: حرفی دیگر /  یادداشت:  نگاهی دیگر به «برای گونگادین بهشت نیست»/ کرم‎رضا تاجمهر: اهمّیت شعر در موسیقی آوازی ایران/ سعید عسکری‎عالم  / شعر: لطیف آزادبخت، ابوالفضل پاشا، محمدرضا ترکی، پرویز حسینی، بهزاد خواجات، مریم رحمانی، دانیال رحمانیان، سمیه رضایی‎اصل،  فاطمه سیستانی، معصومه شیخ‎مرادی، فرهاد عابدینی، راضیه فولادوند، بهمن کرم‎الهی، یدالله گودرزی، مریم محمدبیگی، محمود معتقدی، لیلا مهرپویا، سیدعلی میرافضلی/  داستان:  من تنها نیستم: ناهید شاه‎محمدی / صِفر: مجید همتی‎متین  / ترجمه:  شعر عرب:  عبدالوهاب البیاتی / شعر فرانسه:  تریستان کوربیه / گفت‎وگو: کیست که بی خنجر به خون می‎اندیشد؟:  حسن صفدری / نقد کتاب: در فاصله‏ی خالی شدن، نقد کتاب ساره دستاران:  عبدالرضا فریدزاده / کارنامه‎ی محمدکاظم علی‎پور با آثاری از: لطیف آزادبخت، رضا اسماعیلی، شیرزاد بسطامی، ابوالفضل پاشا، غلام‎رضا پروینی،محمدحسین جعفریان،  بنفشه حجازی، محمد حنیف، هادی خورشاهیان، ایرج رحمان‎پور، محمدرضا روزبه، عبدالرحیم سعیدی‎راد، کامران شرفشاهی، فتح‎اله شفیع‎زاده، حمیدرضا شکارسری، علی صارمیان، علی‎مردان عسکری‎عالم، عبدالرضا فریدزاده، سیدفرید قاسمی، عبدالجبار کاکایی، مهرداد محمدی، سیدسیامک موسوی، سینا میرزایی، سعید نصاریوسفی، ساسان والی‎زاده، بهروز یاسمی و یاسر دلفان./ 

تازه‌های نشر:   «مرا تلنگر یادت بس»، «غزل زندگی می‎کنم»، «جاودانگی»، «هر چه از دوست»، «به همین کوتاهی»، «دریغ خند»، «چمدان‎های قدیمی»، « به خط روشن عشق»، «تاجِ سرِ کرانه»، «قربانی گل سرخ».

در بخش ترجمه  مطلب ارزنده ای از مترجم جوان و توانا آقای سید مهدی حسینی نژاد در خصوص شعر نقاب به همراه ترجمه ای از شعر شاعر پرآوازه ی جهان عرب، عبدالوهاب البیاتی ارائه شده استو بیاتی در این شعر که در ادامه ی مطلب آمده،  از تکنیک نقاب استفاده کرده است. این شما و این هم ترجمه ها:

ادامه مطلب … »

‏(بی تنها) ؛ (۱۲۰* ۷۰ * ۱۸۰) ؛ (اپرای گوسفندی)‏

۲۲ آذر , ۱۳۹۲

امروزه نمی توان از رباعی و نو آوری در این قالب کوتاه سخن گفت، و نامی از جلیل صفربیگی به میان نیاورد. او شاعری است که معرفت با شعرهایش آمیخته و به وحدت درآمده. اخیراً مطلع شدم که سه مجموعه ی جدید منتشر نموده . ضمن تشکر فراوان از فروتنی، ادب و متانت جلیل، با هم این خبر را از زبان او می شنویم:

سه مجموعه شعر جدید از من منتشر شده.این کتاب ها را انتشارات فصل پنجم منتشر کرده.بی تنها مجموعه ای است شامل حدود صد شعرسپید در دوبخش:هجاهایی از شعرم درد می کند و بی تنها.شعرهای اخیرم که تجربه های جدیدی هستند در بخش نخست این کتاب گنجانده شده اند.بی تنها را تقدیم کرده ام به استاد عبدالجبار کاکایی شاعر توانا و دوست داشتنی که از کسانی است که بسیار دوستش دارم .هم خودش را… هم شعرهایش را.اگرچه خیلی کم سعادت دیدار و هم صحبتی اش را داشته ام اما سال هاست شعرهای زیبا و دل انگیزش را می خوانم و لذت می برم .کاکایی علاوه بر اینکه همشهری و هم زبان من است نمونه ی کاملی است از شاعران متعهد و پای بند به اخلاق و انسانیت. چهره ی دوست داشتنی و صدای دل انگیز عبدالجبار کاکایی و منش والایش از او برایم الگویی بزرگ و برجسته ساخته است.

۱۲۰*۷۰*۱۸۰ مجموعه ای است شامل حدود صد شعر با مضمون واحد مرگ.هایکو ، سن ریو ، شعرکوتاه ، و تک بیت اند.این مجموعه را هم تقدیم کرده ام به استاد بهروز سپیدنامه ، شاعر و مترجم محجوب و محبوب.سپیدنامه حق استادی بر گردن من و تعداد زیادی از شاعران ایلام دارد و همواره به شاگردی اش افتخار کرده ام .دانش و اطلاعات گسترده اش در علوم مختلف ، تسلطش بر ادبیات عرب و عجم ، شناخت جامع و دقیقش از ادبیات روز جهان ، و تسلطش بر حوزه ی اصلی مطالعاتی اش-علوم اجتماعی ، خط زیبا و مثال زدنی اش و از همه مهم تر اخلاق والای انسانی اش او را به چهره ای شاخص در ادبیات ما تبدیل کرده است .دوستش دارم و به این دوستی و شاگردی می بالم

اپرای گوسفندی سومین مجموعه ای است که فصل پنجم زحمت انتشار آن را کشیده.تجربه هایی در ژانر طنز که در قالب سپید کوتاه، هایکو، سن ریو ، تک بیت و تعداد محدودی رباعی سروده شده اند.این مجموعه را هم به شاعر نویسنده و طنزپرداز توانا و دوست داشتنی ، استاد سید علی میرافضلی تقدیم کرده ام.سیدانسانی بزرگ و شاعر و محققی تواناست و او را نیز بسیار دوست دارم و از شاعران و نویسندگان محبوب من است.

کتاب ها را می توانید از انتشارات فصل پنجم و کتاب فروشی های سراسر کشور یا از طریق خرید اینترنتی ابتیاع!!کنید.در ضمن چاپ دوم الیمایس را همین ناشر منتشر کرده به تازگی.

به دلاوری به نام حسین بن علی (ع)

۲۲ آبان , ۱۳۹۲

به نیزه تکیه زد مردی که تنها مانده در میدان

کنار پیکر خونین سربازان جاویدان

.

چه مردی، آن که دریاها عطش پیمای او بودند

چه دریایی که انگشت اش به توفان می دهد فرمان

.

شمیم بوستان دارد نگاه آسمان رنگ اش

و می چرخد میان چشم هایش سبحه ی باران

.

چه کوه بی نظیری، آن که بالای بلند او

خراج از ابر می گیرد و باج از گرده ی توفان

.

چه مردی؛ آن که مثل فاتح خیبر نشان دارد

«دل از بازوی پولادین و از سر پنجه ی ایمان»

.

افق سرشار از گرگ است از آدم نماهایی

که از عهد ازل خو کرده بر سر پیچی از پیمان

.

به نیزه تکیه زد، گویی ستون عرش بر پا شد

تجلی کرده در آیینه هایش حضرت سبحان

.

سخن کوتاه می دارم که فردا مرد میدان ها

شبیه حضرت یحیا تلاوت می کند قرآن

گهواره بی تاب است

۱۹ آبان , ۱۳۹۲

به روی زرد مولا ، خون شتک زد مثل فواره

و بر دست اش پریشان شد، علی با حنجر پاره

.

نمی داند بماند یا به سوی خیمه برگردد

حسین از دست داده بی علی سر رشته ی چاره

.

درون خیمه با اندوه و بغض آرام می گیرد

کنار شنبلید کوچک او تاب گهواره

.

حسین آرام می کوبد غلافش را به روی خاک

و می ریزد تمام گریه ها را …آه…یکباره

.

-علی جان ! خوش به حالت رفتی و دیگر نخواهی دید

عزیزان پیمبر را پریشان حال و آواره

.

علی جان ! خوش به حالت رفتی و چون عمه نشنیدی

به روی نی نوای وحی را از حنجرپاره

.

ولی این را بدان تا روز محشر نوحه خواهد خواند

 زمین و آسمان با سنج و با دمام و نقاره

السلام علی الرضیع الشهید

۱۶ آبان , ۱۳۹۲

خسته است دگر زبان بابا، برگرد

کم کم شده کم توان بابا، برگرد

.

بر پاره گی گلوم جان خواهد داد

ای تیر تو را به جان بابا، برگرد

 

صبح بهار

۱ آبان , ۱۳۹۲

دلم آیینه دار روزگارش                   نگاهم تشنه ی صبح بهارش

.

بیابانی به جا می ماند از عشق          اگر جاری نمی شد ذوالفقارش

مانیفست شعر فراگاه

۱۸ مهر , ۱۳۹۲

محمد علی قاسمی متولد ۱۳۴۸ ایلام (شاعر، داستان نویس، منتقد و روزنامه نگار). وی یکی از پرکارترین شاعران و داستان نویسان ایلام به شمار می رود که همیشه در پی کشف کرانه های نا مکشوف است. ضمن معرفی اجمالی آثار او با هم مطلبی از ایشان – در گسترای نظریه پردازی- در خصوص شعر فرآگاه می خوانیم.

آثار او:

بخش شعر:
-از گلوی گل وگلوله بررسی شعرمقاومت وپایداری  /  -دیوان شاکه وخان منصور گردآوری شعرکردی دوتن از شاعران نامدار / راپرت های عاشقانه / -برانگیخته با عشق /-در ستایش جهل

بخش داستان ورمان:
-نام تمام کشتگان یحیاست (داستان کوتاه ۶ جلد)  / -بوومه شین (رمان)  / -حیات سرو  (داستان کوتاه)  / -زمزمه ی عشق /-سمفونی جای رفتن / -عزیزبومی / – هات (رمان  ۵ جلدی)

بخش خاطره:
– گزاره های تا ابد / – یادگار

آثار در دست چاپ:
تحقیق و پژوهش تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در دست چاپ  / تاریخ شفاهی دفاع مقدس استان ایلام ادامه مطلب … »

ایستگاه ششم درگاه

۱ مهر , ۱۳۹۲
ششمین شماره فصل نامه ادبی درگاه (پاییز ۹۲) با مدیر مسئولی و سردبیری عبدالرضا شهبازی و همکاری بهروز سپیدنامه دبیر بخش عربی، کرم رضا تاجمهر دبیر بخش داستان و فریبا بسطامی ویراستار و دبیر بخش انگلیسی منتشر شد.

در این شماره می خوانید:

سخن مدیرمسئول
شعر:

فروغ بهاروند، ارمغان بهداروند، زهرا دُرّی، بابک دولتی، بهاره رضایی، علی زیودار، بهروز سپیدنامه، فاطمه سیستانی، میلاد شهبازی، لیلا عسکری‎عالم، عبدالرضا فریدزاده، مهرداد فلاح، پوران کاوه، امیرهوشنگ گراوند، سارا محمدی‎اردهالی، علی‎محمد محمدی، مرضیه نظامی، بهجت یوسفی
مقالات:
جدال خنده تلخ و گریه شیرین در شعر «شامی»/ جلیل آهنگرنژاد / پیشینه‌ی طنز در مطبوعات عهد مشروطه/ فرانک کشوری / بررسی سیر تحول شعر و اندیشه¬ی قیصر امین¬پور/ ارمغان بهداروند
ترجمه:
«ایوان کوچِن»/ ترجمه و بازسرایی سیدسیامک موسوی / طارق الکرمی/ ترجمه مرتضی آل‎کثیر
داستان:
پنگوئن‌ها مرگ را می‌فهمند/ یاسر اکبریان / کفش‌ها/ ایوب بهرام / سه ولگرد/ ذبیح رضایی
نقد کتاب:
یادداشتی بر مجموعه داستان« عشق و رب به اندازه‌ی کافی/ بهاره ارشدریاحی / کارنامه‎ی علی‎مردان عسکری عالم با آثاری از: /شیرزاد بسطامی، کیوان پهلوان، سیدمرتضی جزایری، عزت‎اله چنگایی، ایرج رحمان‎پور، محمد رضی‎پور، علی زیودار، بهرام سلاحورزی، فتح‎‎الله شفیع‎زاده، علی صارمیان، سعید عسکری‎عالم، محمدکاظم علی‎پور، ناصر غلامرضایی، مسعود فرج‎اللهی، سیدفرید قاسمی، ایرج کاظمی، خسرو کاویانی، علی گودرزیان، میرزاکرم یوسف‎وند.
تازه‌های نشر:
مجموعه شعر «وابندنامه»/ مجموعه اشعار «سپیداری که به باران می‏پیچد»/ مجموعه طنز«آقای صداقت! اگر جای شما بودم …»/ مجموعه شعر « آهسته خوانی»/ مجموعه دوبیتی‎های «در ستایش جهل»/ کارگاه ایده‌پردازی داستان
با هم اشعاری از «طارق الکرمی» را با ترجمه ی «مرتضی حیدری آل کثیر» مرور می کنیم:

مرتضی حیدری آل کثیر

متولد اردیبهشت ۱۳۶۲شهر حر از توابع شهرستان شوش دانیال

مرتضی حیدری آل کثیر، فارغ التحصیل رشته ی زبان و ادبیات فارسی است. وی علاوه بر ترجمه ی شعر عرب، شعر فارسی را به زیبایی می سراید . سرایش شعر به زبان عربی از دیگر توانمندی های این شاعر و مترجم جوان است. مهارت مرتضی در آهنگسازی و صدای دلنشین اش منجر به خلق آثار زیبایی در ستایشگری اهل البیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) گشته است. آل کثیر در کنگره ها و جشنواره های ملی فراوانی شرکت کرده و حائز رتبه های متعددی گشته است که از آن جمله می توان به نفر اول در جشنواره ها ی سراسری شعر جوان، شعر فجر، شعر نبوی و شعر دانشجویی اشاره نمود. وی دارای تالیفاتی در زمینه ی شعر  (به زبان فارسی و عربی) ، ترجمه ، نثر و قطعه ی ادبی است. از جمله ی آثار او می توان به موارد زیر اشاره نمود:

سرفه ی خونین تفنگی در باد؛ سال ۱۳۸۵ نشر صریر

خورشید در عبای تو پیچیده ست؛ سال ۱۳۸۶ انتشارات آرام دل

پایتخت جهان؛ سال ۱۳۸۷ انتشارات حوزه ی هنری استان خوزستان

دیر آمدی بهار؛ نشر تکا

تشنه در ابر؛ نشر تکا (مجموعه ی نثر ادبی)

ادامه مطلب … »

خواب ۳

۵ شهریور , ۱۳۹۲

خواب دیدم بر کویرم باز باران می زند

سکه هایش را به نام بی قراران می زند

.

«ابن سیرین» در کتاب اش گفت: تعبیرش تویی

ای که روی ات طعنه ها بر ماه تابان می زند

.

من جوانی پاپتی هستم ولی در سینه ام

عشق نام ات را شبیه نبض باران می زند

.

من کی ام ؟! وقتی که می بینم نگاه عاشق ات

راه دزدان بیابان را چه آسان می زند

.

در هوای دیدن ات ای ساحل دیر آشنا

زورق سرگشته ام پهلو به توفان می زند

.

بی حضور چشم هایت این دل درمانده ام

بر سر و بر سینه مثل سوگواران می زند

.

باز کن آغوش خود را اشک دارد بی صدا

پرسه در تاریکی سرد خیابان می زند

.

خواب دیدم در میان موج گیسویت کسی

نی پریشان…نی پریشان … نی پریشان می زند

در حسن بی تکلف معنی

۲۹ مرداد , ۱۳۹۲

                                                           کیانوش کشوری

در حسن بی تکلف معنی نظاره کن  از ره مرو به خال و خط استعاره ها  (صائب تبریزی)

در باره نصرت اله مسعودی و شعرهایش

نصرت اله مسعودی شاعر، نمایشنامه نویس، کارگردان و روزنامه نگار سرشناس خرم آبادی را اهل فرهنگ و هنر به خوبی می شناسند. تحصیل کرده رشته جامعه شناسی است و تا کنون طی بیش از چهار دهه فعالیت فرهنگی هنری با چاپ چندین و چند مجموعه شعر و نمایشنامه و حضور در بیش از ۳۰ اثر نمایشی به عنوان نویسنده، کارگردان، بازیگر، مشاور… بازی در چند فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی و همچنین فعالیت مستمر در عرصه مطبوعات ملی و محلی و… توانسته است کارنامه پرباری را رقم بزند. به لهجه برگ به بام آبان(برگزیده پخش کتاب ایران، پکا)، کی برمی گردی پارمیدا و شمایل گردان(برگزیدگان بخش کتاب سال لرستان در سومین و چهارمین کنگره ملی شعر ایوار)، و ما همچنان ترانه خواندیم(مجموعه مشترک با نسرین جافری)، بوی دست حوا، چقدر شبیه همند این دوستت دارم ها، الواح عاشقانه… از جمله آثار ایشان در حیطه شعرند که به مرور از نیمه دوم دهه هفتاد تا پایان دهه هشتاد منتشر شده اند. امّا مطلب حاضر به معرفی اجمالی دو مجموعه شعر از مسعودی با عناوین: جنون که در نمی زند عزیز دلم” و “کاش این سفر در انتهای هیچ بوسه ای به پایان نمی رسید” پرداخته است که به تازه گی توسط انتشارات اردی بهشت جانان روانه بازار کتاب گردیده اند.

در نگاه اول مشخص ترین وجه تمایز دو مجموعه اخیر مسعودی با آثار پیشینش، موجز نویسی است. در هر کتاب ۸۸ قطعه شعر کوتاه می خوانیم که در واقع محصول تجربیات ذهنی شاعر هستند در چند سال اخیر. زبان در اشعار این دو مجموعه، ساده، عاطفی، صمیمی و متمایل به زبان کوچه، به معنای دقیق تر زبان گفتار است. شاعر با پرهیز از پیچیده گویی ها و کلی نگری های تکراری و صدور احکام مطلق شبه شاعرانه و از سویی توجه به ذائقه مخاطب امروزی که بی میل است به کند و کاوهای معانی پیچیده و سمبل های غریب، در تلاش است تا مفاهیم را به شکلی روشن عرضه نموده و از این طریق اندیشه اش را به ساده ترین شکل و البته از دریچه نوعی زیبایی شناسی مدرن ارایه نماید. او جسورانه سعی دارد تا با گریز از بایدها و نبایدهای ساختار و بافتار زبان ادبی، به الزام و اجبار مرسوم همگنی و هم ترازی واژگان تن در نداده، با استفاده از کلمات و اصطلاحات امروزی به ویژه اصطلاحات خاص دنیای ارتباطات اینترنتیِ ظاهراً غیر شاعرانه، به آنها شخصیت ادبی ببخشد و در جهت ایجاد ارتباط بی واسطه با مخاطب بهره بجوید و بدین ترتیب نشان دهد قرار است آنچنان که نیما به پیروان شعر نو سفارش می کرد، شعرش نماینگر دقائق و دقایق ملموس روزگار خود شاعر باشد.

ادامه مطلب … »

خنده های فالش

۲۰ مرداد , ۱۳۹۲
«خنده‌های فالش» یک شاعر کتاب شد
نخستین مجموعه شعر طنز سعید سلیمان‌پور با عنوان «خنده‌های فالش» از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد که در میان آثار این مجموعه، شعری درباره زن‌ذلیلی درخشش فراوانی دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، نخستین مجموعه شعر سعید سلیمان‌پور ارومی متخلص به «بوالفضل‌الشعرا» با عنوان «خنده‌های فالش» از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد. این مجموعه شامل ۶۳ قطعه شعر طنز از سلیمان‌پور است که به گفته وی در فاصله سال‌های ۸۴ تا ۹۰ سروده و به طور عمده در قالب کلاسیک سرایش شده است. در میان اشعار این مجموعه جدا از نگاه انتقادی شاعر به بیان برخی از معضلات اجتماعی و خانوادگی جامعه ایران، نگاهی طنز‌آمیز به برخی از داستان‌های اساطیری مانند داستان رستم و سهراب نیز انداخته شده است.سلیمان‌پور همچنین نخستین شعر از این کتاب را به طنز‌پردازان مکتب مجله توفیق و گل‌آقا تقدیم کرده است.وی پیش از این نیز در اظهار نظری با بیان اینکه جایگاه طنز مکتوب در کشور مناسب نیست، اظهار داشته بود: بسیاری از جوانانی که دارای استعداد خوبی در طنز هستند، تنها به خنده‌سرایی اهتمام دارند و از بحث تکنیک و ساختار ادبی به دور هستند. طنز در کنار ایجاد نشاط و شادی در جامعه، یک هدف مهم دارد و آن انتقاد سازنده غیرمستقیم و هنری است، اما متأسفانه برخی از طنزپردازان ما، طنز را با هجو و فحاشی اشتباه می‌گیرند. من معتقدم یکی از مهم‌ترین صفات طنزپرداز، باید انصاف باشد که این یکی از نکات بسیار حیاتی برای کار طنزپردازان ما است.

یکی از اشعار مجموعه شعر «خنده‌های فالش» را با هم می خوانیم:

الهی به مردان در خانه‌ات                               به آن زن ذلیلان فرزانه‌ات
.
به آنان که با امر «روحی فداک»                       نشینند و سبزی نمایند پاک
.
به آن گرد گیران ایام عید                                 وانت بار خانم به وقت خرید
.
به آن شیرمردان با پیشبند                              که در شستن ظرف به تاب و تبند
.
به آنان که در بچه‌داری تک‌اند                           یلان عوض کردن پوشک‌اند
.
به آنان که با ذوق و شوق تمام                         به مادر زن خود گویند: مام
.
به آنان که دامن رفو می‌کنند                            ز بعد روفویش اتو می‌کنند
.
به آنان که درگیر سوزن نخ‌اند                            گرفتار پخت و پز و مطبخ‌اند
.
به آن قرمه سبزی‌پزان قَدَر                                به آن مادران به ظاهر پدر
.
که ما را بر این عهد کن استوار                          از این زن ذلیلی مکن برکنار
.
به زی‌ذی جماعت نما لطف خاص                       نفرما از این یوغ ما را خلاص

کتاب «خنده‌های فالش» در نخستین چاپ از خود با شمارگان ۲۵۰۰ نسخه و قیمت ۶۹۰۰ تومان توسط انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شده است.

عید بر عاشقان مبارک باد

۱۷ مرداد , ۱۳۹۲

من شاخه ی نیلوفر او بارقه ی خورشید

دل تنگ توام ای ماه مشتاق توام ای عید

بی تابی

۷ مرداد , ۱۳۹۲

علی آرام شد اما جهان از گریه بی تاب است

زمین از غصه لبریز و زمان از گریه بی تاب است

.

کنار ناله های جاودان چاه و نخلستان

گلوی حضرت صاحب زمان از گریه بی تاب است

.

به روی کاغذ، آه و اشک و جوهر قاطی هم شد

قلم در دست های شاعران از گریه بی تاب است

.

دوبارشب شد اما پشت درها خالی از مهر است

به یادش دست های ناتوان از گریه بی تاب است

.

و چشم کودکان کوفه این دریای بی پایان

پریشان… موج خیزان…نیمه جان از گریه بی تاب است

.

علی جان ! چشم هایت را مبند این چشم ها بی تو

همیشه خارج از شرح و بیان از گریه بی تاب است

.

جهان از غصه لبریز و زمان سرشار دلتنگی

زمین امشب شبیه آسمان از گریه بی تاب است

 

 

گوشه ای از قلب من

۱۶ تیر , ۱۳۹۲

 گوشه ای از چادرش را باد بالا برد و دید

چشم من، رویی که دنیا را به آتش می کشید

.

چشم من رویی که در اردیبهشت خنده هاش

آفتابی می شود گم، ماهتابی ناپدید

.

هرچه زیبایی است در عالم، خداوند بزرگ

با گِلش آمیخت آن روزی که او را آفرید

.

نغمه های: آفرین…احسنت…به به…مرحبا

از زمین و آسمان وقتی که آمد، می رسید

.

دختری بی تاب تر از رقص کُردی در بهار

آن که گیسویش به سمت بی نهایت می وزید

.

من کی ام؟! وقتی که می بینم چه آسان می برد

هوشیاری از جُنید و عقل و دین از بایزید

.

من کی ام؟! وقتی که شخصی مثل حافظ می سرود:

«نازها زآن نرگس مستانه می باید کشید»

.

ناز او را می کشم اما نمی دانم چرا؟!

بی خیال دیدن است و خسته از گفت و شنید

.

گوشه ای از چادرش را…گوشه ای از قلب من

بُرد آن جایی که دیگر هیچ کس او را ندید

درگاه ۵ منتشر شد

۳۱ خرداد , ۱۳۹۲

پنجمین شماره فصل نامه ادبی درگاه ویژه نامه بنفشه حجازی منتشر شد(تابستان ۹۲)

صاحب امتیاز و مدیر مسئول : عبدالرضا شهبازی

شعر ایران: محمد آزرم، راضیه بهرامی، مزدک پنجه‌ای، نسرین جافری، خاطره حجازی، فاطمه سیستانی، حسین پناهی، هوشنگ رئوف، آرش شفاعی، آفاق شوهانی، شیوا فرازمند، زینب کریمی، لیلا حسنوند، غلام‌رضا نصراللهی، مهرنوش قربانعلی، صبا کاظمیان، اعظم اکبری، لیلا صادقی، آرش نصرت‌الهی و بهروز یاسمی شعر جهان:  سوزان علیوان با ترجمه: سید مهدی حسینی نژادسیلویا پلات با ترجمه: گلاره جمشیدی /ویلیام بلیک با ترجمه: فریبا بسطامی  مقاله: واژه «آزادمرد» در شاهنامه فردوسی  داستان ایران: سیگار کشیدن با نمرود(حمید پارسا)، چَمَر( ناهید پورزرین)، مردِ مُرده (نسترن مکارمی)  داستان جهان: سه داستان کوتاه از دنیل ایوانوویچ ترجمه:(سیدسیامک موسوی‌اسدزاده) ادبیات بومی: ابیات کهن، روایت نو نقد کتاب: نگاهی به مجموعه‌‌ی«جایی به نام تاماساکو» /نگاهی به مجموعه شعر «انگشتی که تا قعر این قصه تلخ است» پرونده‌ی بنفشه حجازی با آثاری از:  پگاه احمدی، کیوان اصلاح‌پذیر، احمد بیرانوند، علی جهانگیری، خاطره حجازی، رحمان  چوپانی، سیدموسی بیدج، فاطمه سیستانی، میترا سرانی‌اصل، فرهاد عابدینی، محمدکاظم علی‌پور، ملودی فراهانی، احمد قربانزاده، سیدسیامک موسوی، پوران کاوه و فراز یکیتا تازه‌های نشر: با معرفی کتاب‌های: مجموعه شعرهای«مارینا»، «سمفونی اشک»، «من و کولی عشق و تو»، « گِلاره»، «پاسبان چوبی»، « گریه کار باران است» ، «بنا بر کبوتر بود»

شعر سوزان علیوان           ترجمه: سید مهدی حسینی نژاد

ادامه مطلب … »

خط آخر

۲ خرداد , ۱۳۹۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 تقدیم به:  مولای متقیان حضرت ابوتراب(ع)

بشنو از نی ناله های شوق را

اشتیاق جان صاحب ذوق را

.

نی جنون در کام آتش می کند

دیده را دریای سرکش می کند

.

نی زیارت نامه ی شوق خداست

مطلع الفجر نگاه اولیاست

.

هفت بند نی نوای بی کسی است

بند بندش غرق در دلواپسی است

.

هفت بند نای را طی کرده ام

هفت وادی ناله در نی کرده ام

.

هفت صحرا گشته ام با یاد او

غرق حیرت گشته ام در جستجو

.

هفت وادی گشته ام در راه نی

در هوای عشق مرگ آگاه نی

.

ادامه مطلب … »

خواب

۴ اردیبهشت , ۱۳۹۲

خواب دیدم آسمان را باز بر تن کرده ای

هر چه می خواهد دلت یکباره با من کرده ای

.

بالشم را خیسِ رؤیاهای گیج و ناتمام

چشم هایم را پر از اندوه و شیون کرده ای

.

یا که مثل رعد و برقی در شب بی انتها

در میان خرمنم ذوق شکفتن کرده ای

.

در کجای این جهان هستی که حتی خواب هم

ره نمی یابد به آن جایی که مسکن کرده ای؟

.

با وجود این که می دانی نمی یابم تو را

دوره گردم در میان کوی و برزن کرده ای

.

باز تیر آه من ناکام می افتد به خاک

بس که بر دل پیرهن از جنس آهن کرده ای

.

خواب دیدم این که بعد از سال های انتظار

از دیار بی نشانی عزم میهن کرده ای

.

خواب هایم را برایت می فرستم ای عزیز

تا که با چشمت ببینی آنچه با من کرده ای

آرزو

۱ فروردین , ۱۳۹۲

بعید است این که ای همسایه ما را قال بگذاری

غریب و بی کس و تنها در این احوال بگذاری

.

دلم را این سبوی نازک از تشنگی سرشار

چگونه از دلت آمد که مالامال بگذاری

.

کنار هفت سین از عمق جانم آرزو کردم

که بر لب های من لبهات را امسال بگذاری

.

پری! من طوطی ام نطق من از نقل و نبات توست

روا می داری آیا باز ما را لال بگذاری؟

.

غروبم را کنار میز خالی از شکر خندت

و فنجان مرا در آرزوی فال بگذاری

.

بیا ای نازنین دیر است دیگر قهوه ات یخ کرد

سزاوار است ما را در دل جنجال بگذاری؟

.

من از نسل عقاب قله های رفته از یادم

نمی خواهد که از کاغذ برایم بال بگذاری

.

خمیرم را از آتش ساختند اما تو می خواهی

ذغالی جای چشمانم به دوشم شال بگذاری

.

به برق بوسه و گرمای دستان پخته می گردد

مبادا سیب باران خورده ات را کال بگذاری

 

بابا نوئل

۲۱ اسفند , ۱۳۹۱

چهارمین شماره ی مجله ی ادبی درگاه (بهار ۹۲)  منتشر شد

شماره ی چهارم مجله ی وزین درگاه  با صاحب امتیازی و مدیر مسئولی شاعر و منتقد توانا  آقای عبدالرضا شهبازی منتشر شد. این شماره نیز مانند شماره های پیشین به انعکاس شعر معاصر، نقد، داستان، ترجمه، تازه های نشر و بررسی پرونده ی ادبی (این بار : سید مرتضی چزایری) پرداخته است . در بخش ترجمه ی این شماره، با آثار شاعر، نویسنده و مترجم جوان و خوش آتیه ایلامی سید مهدی حسینی نژاد آشنا می شویم.  با این توضیح که ترجمه ی زیبای ایشان در این شماره ی درگاه سهواً به نام بنده چاپ شده است.

 سید مهدی حسینی نژاد

  شاعر،نویسنده ومترجم (۱۳۶۴- ایلام )

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان وادبیات عرب دانشگاه علامه طباطبائی

دبیر مدارس راهنمایی شهرستان ایلام

فعالیت ها:

ترجمه شعر(به فارسی) :

گزیده شعرهای عدنان الصائغ

گزیده شعر شاعران عرب

گزیده اشعار آدونیس

ترجمه ی داستان (به فارسی):

گزیده داستان کودک عرب   

نامه هایی که از کوفه نیامده اند دل نوشته های دانش آموزی خطاب به امام حسین ) ع) و یارانش (بامقدمه مصطفی رحماندوست)

زیکو املی نصرالله به فارسی (رمان نوجوان)

براق عبدالتواب یوسف به فارسی (داستان نوجوان)

ترجمه (به عربی):

شب به خیر فرمانده،  احمد اکبر پور (تصبح علی خیر ایها القائد)، خانه فرهنگ کودک ونوجوان عراق

غول ودوچرخه، احمد اکبرپور (الغول والدراجه الهوائیه ) خانه فرهنگ کودک ونوجوان عراق

 ترجمه (به کردی جنوبی):

۱۴ دعای صحیفه سجادیه

شعر: تظاهرات اشکها

داستان نویسی:

داستان : لا نهایه لاقصوصتی به زبان عربی( داستان کوتاه )

مجموعه داستان کوتاه دو عاشق که می آیند صندلی ها عاشق می شوند

 

 دنیا میخائیل : شاعر عراقی متولد ۱۹۶۵

ترجمه: سید مهدی حسینی نژاد

دنیا میخائیل از شاعران معروف جهان عرب  است که هم اکنون مقیم آمریکاست . وی به دو زبان عربی وانگلیسی شعر می سراید و صاحب مجموعه های متعددی است که از بین آن ها می توان به : جنگ با جدیت کار می کند، مزامیر غیاب، روزانه های موجی بیرون از دریا، اشاره نمود. مجموعه ی اخیر توسط یکی از مشهورترین مراکز نشر آمریکا (نیو دایرکشن) برای نخستین بار به دو زبان عربی و انگلیسی چاپ شد. شعرهای این مجموعه شامل دو بخش است . بخش اول مختص شعرهایی است که در عراق و بخش دوم شامل شعرهایی است که بعد از مهاجرت شاعر سروده شده اند. مجموعه ی «روزانه های موجی که خارج از دریاست » موفق به دریافت جایزه ی بهترین کتاب دوزبانه گردید. مجموعه ی «جنگ با جدیت کار می کند» نیز نظر بسیاری از منتقدان غربی را به خود جلب کرد و تا کنون حائز جوایز متعددی شده است.

جنگ با جدیت کار می کند

جنگ

چه قدر جدی

باهوش وخلاق است

سپیده دمان آمبولانس ها را به جاهای مختلف می فرستد

جسدها را پخش می کند

و پرستارها و موبایل ها را میان آنها تقسیم می کند

اشک ها را از چشم مادران فرا می خواند

زمین را حفر می کند

اشیای زیادی می یابد از زیر آوارها

چیزهایی براق ونبض هایی که هنوز می زنند

پرسش های بسیاری به ذهن کودکان متبادر می کند

با شلیک موشک ها ومواد آتش زا  

الهه ها را تسلی می بخشد

در کشتزارها، مین می کارد

روزنه ها وحفره ها را می درود

خانواده ها را به اجبار می کوچاند

الهامی است برای سخنرانی طاغوت ها

مدال افتخار به ژنرال ها هدیه می دهد

به شاعران موضوعاتی برای نوشتن

در ساختن همسایه های مصنوعی

ومرزهای کاذب شریک می شود

غذایی برای پشه ها آماده می کند

صفحاتی به کتاب های تاریخ می افزاید

عدالت را میان قاتل ومقتول برقرار می کند

به عاشقان می آموزد

نامه نگاری را

با دختران جوان تمرین می کند

انتظار را 

روزنامه ها را سرشار از ایده وتصاویر می کند

رونق می بخشد کار تابوت ساز را

خسته نباشید می گوید به گورکن ها

لبخند را بر لبان پیشوا می آورد

جنگ واقعا بی نظیر است و با جدیت کار می کند

با این همه کسی با کمترین کلمه ای

او را ستایش نمی کند

بابا نوئل

بابا نوئل باریش بلندش – که چون جنگ طولانی ا ست-

با لباس سرخش – که مانند  تاریخ است – 

لبخند زنان پیش رویم ایستاد

ازمن خواست چیزی بخواهم

گفت : چون دختر نازی هستی

عروسکی به تو هدیه می دهم

آنگاه چیزی شبیه شعر

به من هدیه داد

چون ترسیده بودم

گفت نترس

من بابا نوئل هستم

زیبایی ها را میان دخترها توزیع می کنم

آیا تا کنون مرا ندیده ای؟

گفتم : ولی بابا نوئلی که من می شناسم

لباس نظامی به تن دارد

هرسال

 شمشیرهای سرخ به ما

و عروسک به یتیمان

ودست ها و پاهای مصنوعی

و عکس مردگان گمنام  را می بخشد

تا آنها را به دیوار

بیاویزیم

 

آمدی اما…

۴ اسفند , ۱۳۹۱

در نگاهت  کودکی می بینم از من پیرتر

از تمام لحظه های رفته ام دلگیرتر

.

دیده ای آن کس که شیرینی به ذوقش می زند!

سیر گشتم از خودم از زندگانی سیرتر

.

گفته بودی این که میایی شبیه قصه ها

آمدی اما چهل سال از زمانم دیرتر

.

آمدی وقتی که مرد پر هیاهوی قدیم

می شود با هر نفس در خانه گوشه گیرتر

.

رنگ آرامش ندارد روزهایم بعد تو

لحظه هایم مشکی اند اما کمی هم سیرتر

.

باز کن پیراهنت را ای هلال ماه نو

تا شود لب  های خشک من از آن تصویر تر

* * *

برف می بارد به روی نیمکت های قرار

آمدم اما چهل سال از نگاهت پیرتر

از جزیره ای تنها

۱۲ بهمن , ۱۳۹۱

ای پــــــــری که می‌خـــــــوانی از جزیره‌ای تنها

بـــــا نوای غمــــــگین ات زورق خیــــــــــالم را

.

بادبـــــــان احســـــاسم با سکوت شب آمیــــخت

کو تـــــــــرانه‌ی موجـــــــی یا نسیــمی از رؤیا؟

.

هــمنوای آوای مـــــرغ هـــــــــــای دریــــــــایی

می‌کشـــــــم تن خـــــــود را بر کمــــــرکش دریا

.

دور می‌شود بندر از نـــــــگاه خـــامـــــــوشـــم

کی شود فراموشم آنچه مــــــــانده بود آنجـــــا

.

رازهــــای عشقم را در فـــضا پراکنــــــــــدنــد

موج هــــــای پر آشوب ، بادهـــای توفــــــانزا

.

موج اگر بلاخیز است، باد اگر شرر بار است

جای نا امیـــــدی نیست با امــــید فرداهــــــــا

.

ای پری که می‌خـــــوانی از جـــــزیره‌ای تنها

بــــا نوای غمگین ات ، دوست دارمت اما …

                                       (۱۳۷۲)

الا ای نا نوشته خط

۱۰ بهمن , ۱۳۹۱

تقدیم به پیامبر عشق و دانایی حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)

در بیابان های متروک حجاز                         

باد سرگردانِ ریگ و ماسه بود

خار بُن در انزوایی از عطش                        

جرعه نوش تلخی تلواسه بود                                

.

بر مسیر کاروان های غریب                         

باد، گرم و تشنه دائم می وزید

از کنار سنگ های سوخته                                     

گاه گاهی سوسماری می خزید

 .                                    

جهل می بارید از ابر غرور                          

بر کویر چشم های بی دلیل

ناگهان چون آب، تابیدن گرفت                     

کوکبی در آسمان عام فیل

.                        

گوهری آیینه تر از  سادگی                          

اختری تابنده تر از اصل نور

مستی لاجرعه ای از جام عشق                      

آفتابی گرم صهبای حضور

.    

او بدون مکتب و درس و قلم                       

مسأله آموز عام و خاص شد

در حریم حضرت عشق بزرگ                      

بی نیاز از جوهر و قرطاس شد

.

شوق می چرخید گرد شمع او                      

عقل زانو زد میان مکتب اش

ابر می بارید وقتی می شکفت                       

آیه های زندگانی از لب اش

.                                                                 

ای نخوانده درس، چشم عالمی                     

مست سرمشق نگاه پاک توست

نوبهار علم اگر گل می دهد                          

از شمیم بی نظیر خاک توست

رابینسون کروزو من ام

۲۹ دی , ۱۳۹۱

رابینسون کروزو من ام،

در جزیره ای سرگردان

که هیچ نقشه ای،

آدرسش را از بر ندارد

و هیچ قطب نمایی،

به سمت اش نمی چرخد.

رابینسون کروزو من ام،

که بطری های شراب را سر می کشم

و نامه های استغاثه را

در آب می ریزم

برای خدا.

از جزیره ای

به وسعت گمنامی

مردی که با درختان

نجوا می کند

و چوب خط روزهایش را

شعری می سازد

برای صخره هایی

که لگد کوب امواج اند.

من ام

من؛

که کلبه ای ساخته ام بر فراز تپه ها

که از پنجره اش

هر روز دریا را

ورق می زنم

بی که همسایه ای باشد

جز میمون هایی

که درختان نارگیل را بالا می روند

تا اشتهای آسمان،

و پرندگان رنگین بالی

که رویای خاکستری ام را

پر رنگ می کنند.

رابینسون کروزو من ام

که دریا را

به حسرت کشتی هایی نشسته ام

که بندرگاهشان

فراتر از آرزوی من است،

بندری که هیچگاه

در تنهایی ام پهلو نمی گیرد.

در ساحلی

که سرشار از

بطری های شکسته است

و خمیر کاغذی

که غذای ماهیان کوچک است.

رابینسون کروزو من ام

رویایی در زیر دندان بومیان آدمخوار

و کوسه هایی

که زورق ام را

به تمسخر، دندان تیز می کنند…

رابینسون کروزو من ام

در خانه ای که جزیره ی من است

با کیسه های زباله ای

که سرشار از شعرهای من است

که بر دوش مورچه های سیاه

به حافظه ی زمین

می روند.

جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۱

 

درگاه منتشر شد

۶ دی , ۱۳۹۱

سومین شماره ی فصل نامه ی ادبی درگاه منتشر شد

فصل نامه ی درگاه به  مدیر مسئولی شاعر و منتقد توانا آقای عبدالرضا شهبازی در مدت کوتاهی که از زمان انتشارش می گذرد توانسته است که با هویتی مستقل در بین نشریات وزین ادبی کشور خودی نشان بدهد و می رود که در آینده ی نزدیک به پایگاهی برای شاعران، منتقدان و نویسندگان توانمند و مشکل پسند مبدل شود. 

سنت پسندیده ای که عبدالرضا شهبازی اتخاذ کرده، قدر دانی و بزرگداشت شان و منزلت شاعران، منتقدان و نویسندگان در زمان حیاتشان می باشد و این امر از طریق اختصاص هر شماره از فصل نامه به معرفی آثار و اندیشه های یکی از چهره های شناخته شده در عرصه های مذکور و تراشاوات قلمی صاحب نظران در خصوص ابعاد شخصیتی و ادبی شاعر، منتقد و نویسنده ی مورد نظر می باشد . آغاز  التفات درگاه به شاعران و نویسندگان لرستانی نیز جای تقدیر دارد. 

شماره ی سوم درگاه در کنار مطالب وزین ادبی به شعر و شخصیت ادبی شاعر توانا خانم نسرین جافری اختصاص یافته است .برای عبدالرضا شهبازی لحظه های زلالی را آرزومندم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساعت به وقت دریا

۱۹ آذر , ۱۳۹۱

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به یاد دوست عزیرم، شاعر صمیمی و توانای جنوب، خلیل عمرانی که روز یکشنبه  ۱۹ آذر ۹۱ جاودانی شد

بیدار شو خلیل…

.

شوخی نکن خلیل که وقت مزاح نیست

چشمان تو مسافر آن دور دورهاست

دریا به وقت شرعی چشمان ساکت ات

لبریز از ترانه ی شوق حضورهاست

.

.

شوخی نکن خلیل که دریا کنار تو

شرجی ترین ترنم مردان بندر است

پلکی بزن که موج بخواند برای ما

از چشم پاک تو غزلی را که از بر است

.

.

این جاشو شکسته بدون نگاه تو

هی گیج می زند به خدا گیجِ گیجِ گیج

پلکی بزن که راه به خشکی برند باز

این لنج های گم شده در وسعت خلیج

.

.

بیدار شو خلیل که بی شور شعرهات

دنیا برای جمع رفیقان پر از غم است

احساس می کنم که اگر خون بریزد از

چشمان ما برای شما بازهم کم است

.

.

با ماسه های ساحل دریا دویده ایم

اما به روشنان نگاه تو راه نیست

ما در کنار پبکرت از دست می رویم

بیدار شو خلیل که وقت مزاح نیست

 

عاشورا

۲۶ آبان , ۱۳۹۱

(۱)

یکی دریا یکی دریاچه ی خون

شمار زخم ها افزونِ افزون

.

محرم می زند آرام آرام

زچشمان دوبیتی هام بیرون

.

(۲)

سیاهی قصد جان شمع می کرد

و فکر روز قلع و قمع می کرد

.

حسین اما میان خلوت شب

نشسته خارها را جمع می کرد

.

.

.

.

.

.

.

(۳)

فرات از کام خشک ات شرمناک است

ز داغت، آتشی در جان خاک است

.

به یاد دست های با وفایت

گریبان دو بیتی چاک چاک است

.

(۴)

غم بی یاوری یارب چه سخت است

برای حضرت زینب چه سخت است
.

بدون دست ، با چشمان زخمی

فرو افتادن از مرکب چه سخت است

.

.

.

.

.

.

(۵)

برای خواهرت آهی نمانده

به غیر از عمر کوتاهی نمانده

.

به جز آوای قرآن از سر نی

برایش هیچ همراهی نمانده

.

(۶)

حلولی تازه در گِل شد دوباره

برای سجده قابل شد دوباره

.

به روی نیزه بر پیغمبر عشق

و جبرائیل نازل شد دوباره

۲ ب ی T

۱۷ آبان , ۱۳۹۱

(۱)

تمنایم شراب دلپذیرت

ولی از ترس شیخ سختگیرت

.

سخن در پرده می گویم عزیزم

بده لیوانی از ماء الشعیرت[۱]

.

(۲)

میان کوچه ها امشب اسیرم

گرفتار بلایی ناگزیرم

.

به حدی خورده ام کز فرط الکل

اگر فندک زنی آتش بگیرم[۲]

.

(۳)

«سحرگه رهروی در سرزمینی

همی گفت این معما با قرینی»[۳]:

.

پس از ناکامی از عشق نخستین

حرام است این که همسر برگزینی

.

(۴)

نگاهم در فراقش ریش ریش است

از آن حدی که پندارند بیش است

.

به یادت یار کرمانشاهی من

به مولا سینه ی ما شَش تلیش[۴] است

 .

[۱]  با الهام از مهندس گویا

[۲]  با الهام از ایرج

[۳]  حافظ

[۴]  شش تلیش : در گویش کرمانشاهی به معنی پاره پاره است

آسمان دف می زند

۱۰ آبان , ۱۳۹۱

     لافتی الا علی

کاروان آرام می رانَد به سمت آبگیر

کاروان مُشک و عنبر کاروانی از عبیر

.

آسمان دف می زند بر قرص خورشید بلند

باد هوهو می کند در زلف گل های کویر

.

حضرت جبریل با زنبیلی از عطر بهشت

شوق می پاشد به روی لحظه های ناگزیر

.

ناگهان آرام شد…آرام شد… تا ایستاد

گام های کاروان عشق نزدیک غدیر

.

روی تل؛ خورشید ممکن شد شبیه قرص ماه

بی مثال و بی قرین و بی رقیب و بی نظیر

.

بعد هم دستی شبیه دست موسای کلیم

یا شبیه ذوالفقار مست سازش ناپذیر

.

در کف ختم رسل ممکن شد و از آسمان

عشق فریادی برآورد: ای علی دستم بگیر

.

با علی دنیا بهشت و بی علی چون دوزخ است

با علی خورشید می تابد به روی زمهریر

هاوار

۲۸ مهر , ۱۳۹۱

چند دوبیتی

(۱)

دچار فقر لبخند است این دل

کمی هم آرزومند است این دل

به چشمی هستی اش را داده  بر باد

به مویی همچنان بند است این دل

.

(۲)

تمام زندگی را باختم من

خودم را در هچل انداختم من

پس از عمری رفاقت ای دل …ای دل

تو را نشناختم… نشناختم من

.

(۳)

میان آسمان دنبال می کرد

مرا از عشق مالامال می کرد

درون چشم های باز در باز

کبوتر با کبوتر حال می کرد

.

(۴)

دلم گاهی به در زد گاه دیوار

کمی تا قسمتی مست است و هشیار

خداوندا ز دست چند و چونش

به قول کردها:  هاوار … هاوار*

 *هاور در زبان کردی به معنی فریاد است


| Copyright 2010 . Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix |